چند راه کار برای تقویت حافظه


عوامل تقویت حافظه از راه روشهای تربیتی و اخلاقی از دیدگاه معصومین ع

9- قرائت قرآن

پیامبر اکرم ص می فرماید :« خواندن قرآن سبب تقویت نیروی حافظه و از بین بردن ناراحتی است »

بسیار قرآن خواندن تاثیر عجیب و فوق العاده مهمی در تقویت حافظه دارد . حفظ سوره های قرآن بلکه تمام قرآن موثر است . علاوه بر این که شفا و رحمت برای مومنین است . فضائل و مناقب اهل بیت را مطالعه کردن و گفتن و نوشتن وشنیدن نیز بسیار موثر است.

10- صلوات فرستادن

امام باقر ع فرمود:« امام حسن ع در ضمن جواب مسائلی که از جمله آنها این بود که سائل پرسید که شخص گاهی چیزی را فراموش می کند و بعد به یاد می آورد ؟ فرمود: برای این که دل شخص در ظرفی است که روی آن سرپوشی است . پس همین که صلوات بر محمد و آلش فرستد ، صلوات کاملی ، آن پرده و سرپوش از روی آن ظرف برداشته می شود و دل روشن می گردد و آنچه را فراموش کرده بود به یاد می آورد . ولی اگر صلوات نفرستد و یا آنکه ( آل مححمد را ضمیمه ننموده ) و صلوات را ناقص بفرستد، آن سرپوش بر روی آن ظرف باقی مانده ودل تاریک شده و آنچه را به یاد دارد نیز از یاد می برد

11- مداومت بر خواندن سوره ی واقعه

پیامبر ص می فرمایند« هر که این سوره را بخواند از غافلین نوشته نمی شود و کسی که مداومت به خواندن آن کند فقر از اوبرطرف می شود . و در این سوره قبولی عمل و زیادی حافظه و وسعت مال نهفته است »

12- خواندن آیه الکرسی

معصوم ع می فرماید:« هیچ چیزی به اندازه قرائت قرآن مخصوصا « آیه الکرسی » برای تقویت حافظه موثر نیست »

پیامبر ص فرمودند:« ای علی بهترین کلامها قرآن است و بهترین سُور قرآن سوره بقره و بهترین آیه آن آیه الکرسی است . ای علی بدرستی که در آیه الکرسی «50» کلمه برکت است . »

امام صادق ع می فرماید:« کسی که آیه الکرسی را یک مرتبه بخواند هزار ناخوشی از ناخوشی های دنیا وآخرت را از وی دور می کند »

13- حضور در مسجد و شرکت در نماز جماعت

هرکس به مسجد رفت و آمد کند به یکی از هشت چیز بر می خورد :

1- برادر دینی که در راه خدا با او رفاقت کند . 2- علمی تازه . 3- آیه ای محکم ( با قرآن آشنا تر شود ) . 4- رحمتی که انتظار می رود . 5- سخنی که او را از گمراهی نجات دهد . 6- کلمه ای که بر هدایت او بیفزاید . 7- گناهی را که از ترس خدا واگذارد . 8- از خدا شرم نماید

14- روزه گرفتن

روزه راهی است برای دفع کلیه سموم از بدن و فرصت کافی دادن به اعضاء مهم بدن برای استراحت و مجال فعالیت بنحو احسن .

روزه در روایات عاملی برای سلامت عقل و تقویت حافظه در سایه سلامت جسم رقم زده شده است.

پیامبر اکرم ص می فرماید :« روزه بگیرید تا سلامت باشید

طبیب و دانشمند بزرگ یونان « فیثاغورس » شاگردان خود را در هنگام مرگش به روزه گرفتن سفارش نمود.

در انتقاد زیاده روی نکنیم

جوان پند پذیر نیست

یکی از مسائلی که به دنبال ظهور انگیزه ی کسب استقلال در نوجوان به وجود می آید این است که نوجوان از پند و نصیحت ، امر و نهی کردن و تحکم نمودن گریزان است .

علت این پدیده از یک طرف عقده ی حقارتی است که نوجوان به طور طبیعی از دورا ن کودکی دارد ( به علت احساس ضعف طبیعی نسبت به بزرگترها ) و از طرف دیگر بیدار شدن همان حس استقلال طلبی است. او می خواهد خود را همردیف بزرگتر ها بشناساند و بر چسب کودک و وابسته بودن را از پیشانی خود برکَنَد . با نوجوانی با چنین روحیات ، پیوسته از در پند و اندرز وارد شدن و امر و نهی کردن و باید و نباید گفتن ، کاری عاقلانه نیست.

او گمان می کند که انگیزه ی پند و اندرز دادن در بزرگترها این است که آنها خود را کامل و دارای قدرت درک و تشخیص و او را موجودی ناتوان و فاقد قدرت تشخیص می دانند و به همین علت پیوسته به او امر و نهی می کنند یا قیافه ی ناصح و اندرز گو به خود می گیرند .

از آن جا که این برخورد درست در نقطه ی مقابل حساسیت روانی اوست ، پیوسته از در اندرز و نصیحت وارد شدن نه تنها کارساز نیست که آسیبهای تربیتی نیز به دنبال دارد.


در انتقاد زیاده روی نکنیم

در این جا باید به این نکته ی مهم توجه کنیم که تذکرات زیاد و پی در پی از نظر تربیتی شیوه ی درستی نیست و به پیدایش لجاجت و مقاومت منفی در کودک و نوجوان منتهی می شود . لجوج بار آمدن برخی کودکان و نوجوانان اغلب در نتیجه ی مراعات نکردن این اصل است .

در تربیت لازم است نصیحت و انتقاد را به حداقل رسانید و از خطاهای جزیی و کم اهمیت فرد تربیت شونده صرف نظر کرد و هر ایراد جزیی را بویژه در نوجوانان ، بلافاصله مورد انتقاد و اعتراض قرار نداد ؛ بلکه با بلند نظری و بزرگواری از کنار آن گذشت تا بتوان موارد مهمتر را با قاطعیت جلوگیری کرد . از این روش در تعلیم و تربیت اسلامی به « تغافل » تعبیر می شود.

تغافل یعنی این که خطاهای کسی را نادیده بگیریم و دانسته چنین وانمود کنیم که این اشتباهات را ندیده ایم . با به کارگیری این روش احساسات نوجوان با تذکرهای پی در پی ما جریحه دار نمی شود و او از دست ما به ستوه نمی آید و درنتیجه لجاجت و ستیزه جویی در او زمینه ی رشد نمی یابد .

تغافل سبب می شود که پرده ی حجب و حیای فطری در نوجوان درید ه نشده فرصت جبران و ترمیم از او گرفته نشود . تغافل نوعی برخورد بزرگوارانه و کریمانه است . امام علی ع آن را از برترین کمالات انسانها ی بزرگوار می شمارد و می فرماید:« از برترین اخلاق انسان بزرگوار ، تغافل او از دانسته های خویش است »

نباید فراموش کرد که تغافل نیز حدی دارد . اگر نوجوان خطاها را تکرار کند ، باید به گونه ای از کار او جلوگیری کرد . ( در بحثهای آینده درباره ی مراحل گوناگون آن سخن خواهیم گفت )

در روایتی دیگر از امام علی ع آمده است :« زیاده روی در سرزنش کردن ، شعله های لجاجت را دامن می زند .»

از این روایت بر می آید که : زیاده روی در تذکر ، سرزنش و انتقاد ، به لجاجت ، گستاخی و ستیزه جویی منتهی می شود .

بنابراین روشی که طی آن نوجوان پیوسته از چپ و راست با سیل انتقاد ، سرزنش و نصیحت روبرو می شود ، روشی بسیار زیانبار است . لازم است پدر یا مادر خطاهای جزیی را در ذهن خود جمع آوری کند و بموقع و در شرایط مساعد تذکر لازم را به نوجوان بدهد. در برابر هر خطا به تذکر و سرزنش پرداختن ارزش سخن والدین را نیز از بین می برد و سبب می شود نوجوان به این گونه سرزنشها و انتقادها خو بگیرد و دیگر از آنها متاثر نشود .

در این جا باید به یک روش نادرست دیگر اشاره کنیم و آن ، روش پدران و مادرانی است که در برابر تخلفات فرزندان خود بیش از حد بی تفاوت ، بی اعتنا و خونسرد هستند . در بعضی خانواده ها میبینیم که فرزندان با داشتن آزادی بی فید و شرط به خطاهایی دست می زنند و والدین در برابر این خطاها سکوت و خونسردی بیش از حد نشان می دهند . چنین روشی اغلب به انحطاط فرزندان منتهی می شود و از آنان افرادی لاقید ، خیره سر ، لوس ، غیر منضبط و سرکش بار می آورد .

روش استبراء

استبراء از بول و استبراء از منی چگونه انجام می شود ؟

همه مراجع ( به جز مکارم ): استبراء عمل مستحبی است که مردها بعد از بیرون آمدن بول انجام می دهند تا اطمینان پیدا کنند بول در مجرا نمانده است و آن دارای اقسامی است . بهترین آنها این است که بعد از قطع شدن بول ، سه مرتبه با انگشت میانه دست چپ از مخرج غائط تا بیخ آلت کشیده و بعد انگشت شست را روی آلت و  انگشت پهلوی شست را زیر آن گذاشته وسه مرتبه تا ختنه گاه بکشند و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند . و استبراء از منی آن است که بعد از خروج منی ، بول کنند تا ذرات باقیمانده خارج شود .

آیه الله مکارم : استبراء عمل مستحبی است که مردها بعد از بیرون آمدن بول انجام می دهند ، به این ترتیب که چند مرتبه از بیخ آلت تا بالا ، دست کشیده و قسمت بالا را چند مرتبه فشار دهند تا باقیمانده بول خارج شود ، اما استبراء از منی آن است که بعد از خروج منی ، بول کنند تا ذرات باقیمانده خارج شود .

تبصره 1 : فایده استبراء از بول ، این است که اگر آب مشکوکی بعد از آن خارج شود، پاک است و وضو را هم باطل نمی کند ؛ اما اگر استبراء نکرده باشد ، باید وضو را اعاده کند و محل را بشوید .

فایده استبراء از منی ، این است که اگر رطوبتی مشکوک از او خارج شود و نداند منی است یا یکی از آب های پاک ، غسل ندارد و اگر استبراء نکند و احتمال دهد ذرات منی در مجرا باقی بوده و همراه بول یا رطوبت دیگری خارج شده ، باید دوباره غسل کند.

تبصره 2: برای زن ها استبراء از بول نیست و  اگر رطوبتی ببینند و شک کنند پاک است یا نه ، پاک می باشد و وضو و غسل او را هم باطل نمی کند.

اگر در هنگام استبراء از بول یا بعد از آن ، مایع سفید و غلیظی خارج شود ، آیا این منی است یا چیز دیگر؟

همه مراجع : رطوبت یاد شده پاک است . مگر آنکه یقین کند که منی یا بول است .

آیا ترشحات و رطوبت هایی که از بانوان خارج می شود ، پاک است ؟

همه مراجع : ترشحات مزبور پاک است و غسل ندارد ، مگر آنکه یقین کنند بول یا منی است

اگر در هنگام بازی ، زن به حالت ارگاسم و تحریک کامل رسید ، آیا غسل بر او واجب است ؟

همه مراجع : اگر در اوج لذت جنسی ، از زن مایعی خارج شود ، حکم منی را دارد و غسل بر او واجب می شود .

آیا بعد از ملاعبه بین زن و شوهر ، هر دو باید غسل انجام دهند ؟

همه مراجع : در صورتی که نزدیکی انجام نگیرد و منی از آن دو خارج نشود ، غسل واجب نمی شود .

در هنگام نزدیکی زن و مرد ، چه موقع غسل واجب می شود؟

همه مراجع : هر گاه به اندازه ی ختنه گاه یا بیشتر داخل شود ( گرچه منی بیرون نیاید ) ، هر دو جنب می شوند و باید غسل به جا آورند

اگر مردی با زنش از پشت نزدیکی کند ، بر زن نیز غسل جنابت واجب می شود؟

همه مراجع ( به جز مکارم ) : اگر به اندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود ( گرچه منی بیرون نیاید ) ، هر دو جنب می شوند و باید غسل به جا آورند .

آیه الله مکارم : اگر به اندازه ی ختنه گاه یا بیشتر داخل شود ( اگر چه منی بیرون بیاید ) بنا بر احتیاط واجب ، باید بین غسل و وضو جمع کنند

کسی که نمی تواند غسل کند، ولی تیمم برایش ممکن است ؛ آیا می تواند با همسرش نزدیکی کند و با تیمم نماز بخواند ؟

همه مراجع ( به جز فاضل ): آری ، می تواند با همسرش نزدیکی کند . خواه بعد از داخل شدن وقت نماز باشد ، یا پیش از آن

آیه الله فاضل : پیش از داخل شدن وقت نماز ، مانعی ندارد و بعد از آن - اگر بدون جهت با عیال خود نزدیکی کند - اشکال دارد ولی اگر نزدیکی برای لذت بردن یا امر عقلایی دیگر باشد اشکال ندارد

آیا برای چند مرتبه آمیزش ، یک غسل کافی است ؟

همه مراجع : آری ، یک غسل کافی است

آیا شخص محتلم ، قبل از غسل می تواند با همسرش نزدیکی کند ؟

همه مراجع : آری ، می تواند ؛ ولی کراهت دارد

آیا مرد در هر نوبت که با همسرش نزدیکی می کند ؛ باید فوری غسل کند ؟

همه مراجع : خیر ، غسل تنها برای نماز و عباداتی لازم است که در آن طهارت شرط است

برای جلوگیری از حاملگی از کاندوم استفاده می کنیم ، آیا غسل واجب می شود؟

همه مراجع : آری ، غسل واجب می شود

بی انگیزگی

پرسش 3- مدتی است نسبت به همه چیز بی احساس شده ام و شوق تلاش و کوشش و مطالعه ندارم . دوست دارم سرتاسر وجودم کار و تلاش و مطالعه شود . لطفا راهنمایی کنید.

این حالت اگر به صورت موقتی باشد ، جای نگرانی نیست . معمولا بیشتر افراد گاهی بی نشاط و احساس خستگی و غم و اندوه می کنند . اما اگر این حالت ها استمرار دارد ، می تواند نشانه ای برای بعضی از مشکلات باشد . البته این مشکلات هم جای نگرانی ندارد و می توان با برخورد منطقی و عملی واستفاده از مشاوران مجرب بر آنها فائق آمد.

به نظر می رسد یکی از علل خستگی شما می تواند، یکنواختی زندگی ، کار مستمر بدون تفریج و بدون تنوع ، در نوع فعالیت های روزمره باشد ؛ لذا باید هر از چند گاهی یک تغییر و تحول در زندگی خود ایجاد کنید.

برای مثال در صورت امکان ، به مسافرت های کوتاه مدت بروید ؛ با افراد خوش مشرب طرح دوستی بریزید وروزانه یا به صورت هفتگی گپی دوستانه داشته باشید ؛ ورزش کنید و بالاخره تغییری در زندگی خود ایجاد کنید تا از حالت یکنواختی بیرون آید و از عوارض آن ( خستگی فکری و کاهش کارآمدی توانایی های ذهنی ) نجات پیدا کنید .

نکته ی دیگر داشتن یک برنامه منظم برای اوقات شبانه روزی است . بکوشید برنامه ای را تنظیم نموده و با برنامه زندگی کنید . در حد توان کار فکری و مطالعاتی داشته باشید . هر وقت احساس خستگی کردید ، مطالعه را رها کنید و به کار دیگری بپردازید . ساعات مطالعه شما پی درپی نباشد و در بین آن لحظاتی را استراحت کنید .

مطالعات خود را هدفمند کنید ؛ یعنی ، اول برای خود سوال ایجاد کنید و بعد برای پاسخ به آن پرسش ، به مطالعه بپردازید یا اینکه موضوعی را انتخاب نموده و برای شناخت آن مطالعه کنید . علاوه بر نکات فوق ، به تذکراتی که در پی می آیند توجه کنید و آنها را بکار گیرید:

1- بعد از 45 دقیقه مطالعه ، حدود 10 تا 15 دقیقه استراحت کنید و در این فرصت نوشیدنی یا میوه ای میل کنید .

2- هر گاه خسته شدید ، کتاب را برای لحظاتی کنار بگذارید و چشمان خود را چند دقیقه ای ببندید .

3- روزانه حداقل نیم ساعت ورزش کنید ( ترجیحا صبح ها )

4- هنگامی که خیلی احساس کسالت می کنید ، در صورت امکان شنا و یا دوش آب ولرم بگیرید

5- حتما از مواد غذایی قند دار ( مانند خرما و کشمش ) به ویژه در دوران امتحانات استفاده کنید

 توجه به این نکته بایسته است که حالات روحی انسان ، همواره یکسان نیست . گاهی اوقات انسان با نشاط و شاداب است و گاهی نیز غم و اندوه را تجربه می کند ؛ از این حالات نگران نباشید . البته اگر حالت غم و اندوه و خستگی مفرط و بی حوصلگی شما ، استمرار پیدا کرد ، حتما به روانشناس یا روان پزشک مراجعه کنید .

اینکه نوشته اید : « می خواهم سرتاسر وجودم کار و تلاش و مطالعه شود » گر چه خواسته ی بدی نیست ، اما باید انتظار ما از خودمان ، متناسب با توانایی هایمان باشد .

همچنین افراط و تفریط در هر کاری موجب مشکلاتی برای انسان می شود ، لذا توجه به نکات زیر ضروری است :

1- ساعات شبانه روزی را تقسیم کنید و در این برنامه همه ی نیازهای خود را مورد توجه قرار دهید . ( خواب ، غذا ، کار و مطالعه ، تفریح ، عبادت و ... )

2- چرخه ی خواب خودتان را تنظیم کنید و حداقل هفت ساعت برای خواب قرار دهید و از این میزان 85 درصد آن منحصرا در شب باشد

3- حتما با دیگران معاشرت داشته باشید ( البته دوستان خوب و مناسب )

4- نمازها را سر وقت و تا حد امکان با جماعت بخوانید

5- تلاوت قرآن را جزء برنامه های خود قرار دهید و هر روز چند آیه - با توجه به معنا و به ترتیب - تلاوت کنید

6- به اصل تدریجی بودن در زمینه ی رشد علمی و روحی توجه داشته باشید ؛ یعنی ، بدانید که انسان کم کم و به تدریج می تواند کمال پیدا کند و نمی تواند خیلی زود به همه کمالات دست یابد .

7- امید وار به رحمت و مغفرت خداوند باشید و بر او توکل کنید . بدانید که او هیچ گاه ما را تنها نگذاشته و همواره ما را مورد لطف و رحمت خود قرار می دهد .

ازدواج دختر با چند طایفه ممنوع است

توصیه اسلام عزیز به دختر

اسلام چنان که به پسر دستور می دهد که نجابت و دیانت را در نظر داشته باشد نه فقط مال و ثروت را . در همین راستا به دختر توصیه می کند که فقط روی مال و جمال پسر حساب باز نکند بلکه حسن خلق و دیندار بودن را مورد توجه قرار دهد .

راوی می گوید به امام جواد ع نوشتم و از آن حضرت درباره ی ازدواج پرسیدم .

در جواب مرقوم فرمود: « هر کس از شما خواستگاری نمود و شما دین و امانتش ( ایمان ) را پسندیدید، با او وصلت کنید

در روایت دیگر رسول اکرم ص فرمود: « هر گاه کسی که اخلاق و دینش مورد رضایت شما است ، به خواستگاری نزد شما آمد، همسرش دهید . اگر زن ندهید در روی زمین فتنه وفساد بزرگی پیدا می شود

ازدواج دختر با چند طایفه ممنوع است

دختر باید به خانه ای برود که بوی ایمان وتدین در آن باشد و خانه ای الهی و مقید به دین و فرایض الهی باشند .

بر اساس روایات دختر دادن به پسر بد خلق و آلوده به رذایل اخلاقی ، ممنوع شده است.

رسول اکرم ص فرمود: « کسی که دختر عزیز و با کرامتش را به فرد بی دین شوهر دهد ، روزی هزار بار لعنت بر او نازل می شود . »

در روایت دیگری حسین بن بشار به موسی بن جعفر ع نوشت : یکی از اقوام من از دخترم خواستگاری کرده ، ولی اخلاق بدی دارد ، حضرت در جواب نوشتند:« اگر دچار سیئات اخلاقی است به او نده . »

در روایت دیگری پیامبر اسلام ص فرمود:« هر کس شراب را بعد از این که من مامور اعلام حرام بودنش از جانب خدا شدم بنوشد ، هر گاه به خواستگاری دختر یک خانواده آمد بدانید که شایستگی پاسخ شنیدن ندارد . »

و نیز علی بن موسی الرضا ع می فرماید:« بترس از این که دختر به شرابخوار بدهی ، که اگر او را به چنین تبهکاری شوهر دهی گویا آن عفیفه کریمه را به زنا داده ای »

و نیز از امام جعفر صادق ع روایت شده که فرمود:« کسی که دختر خود را به ازدواج شارب الخمری در آورد ، قطع رحم کرده است»

و نیز فرمود:« شرابخوار شایستگی ازدواج را ندارد و نباید امانتی به او سپرده شود ؛ زیرا خداوند متعال فرموده است : اموال خود را به سفیهان ندهید »

خلاصه اینکه دختر باید با پسر با تقوا و دارای فضایل اخلاقی و روحی ازدوج کند چنان که امام حسن مجتبی ع به مردی که درباره ی ازدواج دخترش با آن حضرت مشورت می کند ، می فرماید:« دخترت را به مرد با تقوا بده ، زیرا او اگر دخترت را دوست داشته باشد ، گرامی اش می دارد و اگر از دخترت خوشش نیاید ، به او ستم نمی کند و و آزارش نمی دهد »

زن بد اخلاق خیری در آن نیست

زن بد اخلاق خیری در آن نیست

در عصر رسول خدا ص بانوی مسلمانی همواره روزه میگرفت و به نماز اهمیت بسیار می داد . حتی شب را با عبادت و مناجات به سر می برد . ولی بد اخلاق بود و با زبان خود همسایگانش را می آزرد .

شخصی به محضر رسول خدا ص آمد و عرض کرد : « فلان بانو همواره روزه می گیرد و شب زنده داری می کند ، ولی بد اخلاق است و با نیش زبانش همسایگانش را می آزارد »

رسول خدا ص فرمودند :« در چنین زنی خیر نیست ، او اهل دوزخ است » ( بحار الانوار ، ج71 ، ص 394 )


ساره الگوی خانه داری

علامه مجلسی می نویسد : که یکی از جلوه های شخصیت و کمال ساره همسر حضرت ابراهیم ، در خدمت و پذیرایی از میهمانان نمودار بود . به طوری که همواره برای خدمت به میهمانان آماده بود .

حضرت ابراهیم ع بسیار میهمان نواز بود و اغلب با میهمانان غذا می خورد . ساره در میهمانداری ، مهارت فراوانی داشت به گونه ای که روزی در مدت کوتاهی گوساله ی بریان شده ای را برای مهمانان همسرش آماده کرد . قرآن کریم می فرماید:« دیری نگذشت که گوساله ی بریان آورد » ( هود آیه 69 )

ساره از ایمانی سرشار برخوردار بود ، با فرشتگان همدم بود و با آنان سخن می گفت . پاداش این همسر فداکار این بود که در سن پیری به او بشارت دو فرزند داده شد که هر کدام رسالت پیامبری را بر عهده گرفتند.

انحرافات جنسی و درمان آن

انحرافات جنسی یا پارافیلیا و درمان آن

این اختلالات به صورت تکانه ها، خیال پردازانه ها، یا اعمال جنسی که غیرمعمول، انحرافی، یا غریب هستند، مشخص میگردند. شیوع آنها در مردها بیش از زنان میباشد. علت، ناشناخته است. استعداد زیست شناختی (الکتروانسفالوگرام غیرطبیعی، هورمونهای غیرطبیعی) ممکن است با عوامل روانشناختی، مثل سوءرفتار در زمان کودکی، تقویت گردد.

فرضیه روانپویشی پارافیلیا را ناشی از تثبیت در یکی از مراحل روانیجنسی رشد، یا کوششی برای محافظت در مقابل اضطراب اختگی (exhibitionism) میداند. فرضیه یادگیری، ارتباط بین یک عمل یا برانگیختگی جنسی در دوران کودکی را که منجر به یادگیری شرطی میشود، عامل میداند.
فعالیت پارافیلیائی به صورت وسواسی است. بیماران، به طور مکرر در رفتار انحرافی خود گرفتار هستند و قادر به کنترل تکانه خود نمی باشند. در شرایط استرس، اضطراب، یا افسردگی، احتمال انجام رفتار انحرافی بیشتر است.

ممکن است بیمار چندین بار عزم کند که این رفتار را کنار بگذارد. ولی معمولاً قادر به ترک آن برای مدت طولانی نیست، واکنش نمائی و متعاقب آن احساس گناه شدید رخ میدهد. روشهای درمانی، که تنها به میزان متوسط موفقیت آمیز بوده اند، عبارتند از: روان درمانی بینش مدار، رفتاردرمانی، دارودرمانی به تنهائی یا همراه با درمانهای ذکر شده.

انحرافات جنسی یا پارافیلیاهای شایع عبارتند از:
اختلال: عورت‌نمائی (exhibitionism) 
تعریف: نشان دادن آلت تناسلی برابر عموم، در زنان نادر است.
ملاحظات عمومی:افراد می‌خواهند که به جنس مؤنث شوک وارد کنند، واکنش‌ او تصدیقی برای سالم بودن آلت تناسلی به بیمار است.
درمان:روان‌درمانی بینش‌مدار، شرطی‌سازی انزجاری.

زنان باید سعی کنند که به مرد عورت‌نما توجهی نکنند، یا به پلیس خبر دهند . چرا که او خطرناک نیست، اگرچه نفرت‌انگیز است .
اختلال: یادگارخواهی (fetishism) 
تعریف: انگیختگی جنسی با اجسام بی‌جان (مثلاً کفش، مو، لباس(
ملاحظات عمومی: تقریباً همیشه در مردان دیده می‌شود، اغلب به دنبال آن احساس گناه اتفاق می‌افتد.
درمان: روان‌درمانی بینش‌مدار، شرطی‌سازی انزجاری، غرقه‌سازی تجسمی (یعنی بیمار با یادگار، آن‌قدر خودارضائی می‌کند که اثر انگیختگی را از دست بدهد (اشباع‌سازی خودارضائی.
اختلال: مالش (frotteurism) 
تعریف: مالیدن آلت تناسلی به جنس مؤنث برای ایجاد انگیختگی و ارگاسم
ملاحظات عمومی: در مکان‌های شلوغ اتفاق می‌افتد، مثلاً مترو، معمولاً مردان منفعل و فاقد اعتمادبه‌نفس آن را انجام می‌دهند.
درمان: روان‌درمانی، بینش‌مدار، شرطی‌سازی انزجاری، گروه‌درمانی، داروهای ضدآندروژن
اختلال: بچه‌بازی (castration anxiety)
تعریف: فعالیت جنسی با کودکان کم‌تر از سیزده سال، شایع‌ترین پارافیلیا است
ملاحظات عمومی: %۹۵ هتروسک.سوال، ۵% هموسک.سوال، خطر تکرار رفتار زیاد است. بیمار از برقراری روابط جنسی با بزرگسالان می‌ترسد، اعتماد به‌ نفس پائین است. ۱۰ تا ۲۰% کودکان تا سن ۱۸ سالگی، مورد تعرض قرار می‌گیرند.
درمان: قرار دادن بیمار در واحد درمانی، گروه‌درمانی، روان‌درمانی، بینش‌مدار، داروهای ضدآندروژن برای کاهش میل جنسی
اختلال: آزارگری(سادیسم) جنسی (transvestic fetishism)
تعریف: برانگیختگی جنسی در اثر رنج دادن روانی یا جسمی شخص دیگر ایجاد می‌شود.
ملاحظات عمومی: اغلب در مردان دیده می‌شود. از نام مارکی دوساد گرفته شده. در بعضی موارد منجر به تجاوز جنسی می‌گردد.
درمان: روان‌درمانی بینش‌مدار، شرطی‌سازی انزجاری

اختلال: آزادخواهی (مازوخیسم) جنسی (pedophilia)
تعریف: لذت جنسی، با سوءرفتار جنسی یا روانی قرار گرفتن، یا تحقیر شدن (آزادخواهی اخلاقی ـ se.xual masochism) حاصل می‌شود.
ملاحظات عمومی: دفاع در مقابل احساس گناه مربوط به ارتباط جنسی، مجازات و تنبیه را به خود برمی‌گرداند.
درمان: روان‌درمانی بینش‌مدار، گروه‌درمانی
اختلال :یادگارخواهی همراه میدان‌پوشی (voyeurism)
تعریف: میدان‌پوشی
ملاحظات عمومی: اغلب برای انگیختگی دگرجنس‌خواه استفاده می‌شود.
مبدل‌پوشی مرد به زن شایع‌تر است.
نباید با ترانس‌سکسوالیسم که فرد خواهان تعلق به جنس مخالف است، اشتباه شود.
درمان: روان‌درمانی بینش‌مدار
اختلال: چشم‌چرانی (excretory paraphilias)
تعریف: برانگیختگی جنسی با نگاه کردن به اعمال جنسی (مقاربت یا شخص برهنه( حاصل می‌شود. ممکن است در زنان هم اتفاق بیفتد، ولی در مردان شایع‌تر است. نوع دیگر آن گوش دادن به مکالمات اروتیک است (مثل ارتباط جنسی تلفنی

ملاحظات عمومی: معمولاً در مدت عمل چشم چرانی ، خودارضائی اتفاق می‌افتد. معمولاً به‌دلیل ولگردی یا چشم‌چرانی دستگیر می‌شوند.
درمان: روان‌درمانی بینش‌مدار، شرطی‌سازی انزجاری.
اختلال: پارافیلیاهای دفعی (coprophilia)
تعریف: مدفوع کردن (کوپروفیلیا ـ urophilia) یا ادرار کردن (اوروفیلیا ـ zoophilia) روی شریک جنسی یا برعکس
ملاحظات عمومی: تثبیت در مرحله مقعدی رشد، Klismaphilia
درمان: روان‌درمانی بینش‌مدار.
اختلال: حیوان‌خواهی
تعریف: ارتباط جنسی با حیوانات
ملاحظات عمومی: در مناطق روستائی شایع‌تر است، ممکن است فرصت‌طلبانه باشد
درمان: تغییر رفتار، روان‌درمانی بینش‌مدار

 

الگو داشتن و شناخت ارزش ها و ضد ارزش ها

2- الگو داشتن مرد و زن در زندگی

مولای متقیان علی ع درباره ی بهترین الگو در راه و رسم الگو طلبان در نهج البلاغه می فرماید:« به پیامبر پاکیزه و پاکت اقتدا کن ، که راه و رسم او الگویی است برای الگو طلبان ، و مایه فخر و بزرگی است برای کسی که خواهان بزرگواری باشد ، و محبوب ترین بنده نزد خدا کسی است که از پیامبرش پیروی کند و گام بر جایگاه قدم او نهد »

تمام کسانی که بخواهند به سعادت برسند و در زندگی موفق شوند ، باید رسول اکرم ص و فاطمه زهرا س و ائمه اطهار ع و عالمان ودانشمندان و بزرگان دین را الگوی زندگی شان قرار دهند تا راه و طریق سخت و پر مسئولیت را با موفقیت طی نموده و به سعادت و خوشبختی نائل آیند .

شیعه ، اهل بیت ع را با عنایت به اصل عصمت و زیبایی ها و کمالات ، الگوی شایسته زندگی می داند . چون فقدان الگوی مناسب را باعث بروز مشکلات و ناهنجاری هایی در زندگی مشترک میداند.

3- شناخت ارزش ها و ضد ارزشها

مولای متقیان علی ع در نهج البلاغه می فرماید:

« در شگفتم از شخص بخیل ؛ به سوی فقیری می شنابد که از آن می گریزد؛

و سرمایه ی را از دست می دهد که برای آن تلاش می کند ؛

در دنیا چون تهیدستان زندگی می کند ، اما در آخرت چون سرمایه داران محاکمه می شود؛

و در شگفتم از متکبری که دیروز نطفه ای بی ارزش ، و فردا مرداری گندیده خواهد بود؛

و در شگفتم از آن کس که آفرینش پدیده ها را می نگرد و در وجود خدا تردید دارد !

و در شگفتم از آن کس که پیدایش دوباره را انکار می کند در حالی که پیدایش آغازین را می نگرد!

و در شگفتم از آنکس که خانه نابود شدنی را آباد می کند ، اما جایگاه همیشگی را از یاد برده است»

زوجین با شناخت ارزشها ، ( توکل ، ایمان و اعتقاد به خدای سبحان ، رعایت حجاب اسلامی ، صبر و شکیبایی ، زهد و پرهیز کاری ، امر به معروف و نهی از منکر ، رعایت مسائل شرعی در امورات زندگی ، راستگویی و صداقت ، پرهیز از محرمات و دوستی با دوستان خدا و دشمنی با آنها ، احترام به پدر و مادر ، رعایت حقوق دیگران ، کمک به فقرا ، گذشت و ایثار نسبت به یکدیگر ، و خوش اخلاق و خوشرفتار بودن و...) و پرهیز از ضد ارزشها ، ( دروغگویی ، و پیروی از هوای نفسانی و بخیل و متکبر بودن و دنیا پرستی و کارهای بد و زشتی که کانون گرم خانواده را بهم می زند و مطیع و صبور و قانع نبودن و ... ) می توانند در زندگی شان خوشبخت شوند و راه سعادت و کمال و ترقی را طی کنند و با شناخت آفت های زندگی ، زوجین می توانند راه حل مناسبی را برای آن در نظر بگیرند.

مسئولیت خطیر زنان (15) خانه اجتماع کوچک

21- خانه اجتماع کوچک

خانه ، آسایشگاه است . و محل پرورش همسر و فرزندان .

از محیط بسیار کوچک ( خانواده ) ، اجتماع به این بزرگی ساخته می شود . خانه ، کلاس تعلیم و تربیت است . که معلم آن زن ایثارگر و فداکار است . مرد زمانی که از هیاهوی کار روزانه و حضور در اجتماع خسته شد با یک دنیا امید روانه خانه می شود . همسرش باید محیط خانه را ، معطر و مرتب و منظم و شاد گرداند و فضای مناسب عاطفی و نشاط آمیز را برای لذت همسرش فراهم نماید.

همسران تحصیل کرده در این راستا مسئولیت بیشتری دارند چون با علمی که نسبت به خانه داری و شوهر داری می آموزند می توانند در اجتماع کوچک خانه ، پیاده نمایند و خانه را به بهترین وجه اداره نمایند .

هشدار:

برخی از خانم های تحصیل کرده عذر می آورند و به خاطر باسواد بودن دست به سیاه و سفید نمی زنند و بهانه می آورند که شرعا وظیفه نداریم و چه و چه ... . وظایف اخلاقی را نادیده گرفته و با این کار زیر بار مسئولیت زندگی و خانه داری نمی روند و قائلند که برای کار خانه باید کلفت گرفت.

خانم محترم ! خانه آرایی شغل بسیار شریف و ارزشمندی است و این لیاقت و هنر نمایی کدبانوی خانه را می رساند و و یک خانم تحصیل کرده زندگی را بهتر اداره می کند و در تحصیل و تربیت فرزندان می تواند موفق تر باشد .

توجه:

بعضی از مردان کارشان در خانه است . زن باید محیط آرام و بی سر و صدایی در ساعات کار شوهرش در منزل ، برای او فراهم کند .

زن باید توجه داشته باشد ، گرچه شوهرش در منزل است ولی چنین تصوری داشته باشد که او اصلا در خانه نیست و انتظار نداشته باشد که بعضی از کارهای خانه مثل کمک به او در بچه داری و آشپزی همراهش باشد . بلکه باید وسائل مورد نیاز محل کارش را فراهم نماید تا او بتواند به جامعه اسلامی خدمت نماید . در این صورت این خانم یقینا در ثواب کار همسرش شریک خواهد بود .

موفقیت این نوع مردها ، بستگی به همکاری همسرانشان دارد و همسر می تواند با کوشش و فداکاری و تدابیر صحیح ، مشکلات خانواده را که سد راه آنهاست برطرف نماید .

یک واقعیت:

بعد از آمدن حضرت زهرا س به خانه حضرت علی ع ، رسول خدا ص کارها را میان این زن و شوهر معصوم چنین قسمت فرمودند: « کارهای داخل خانه را به عهده حضرت زهرا س و کارهای بیرون از محیط خانه را به عهده حضرت علی ع گذاشتند . حضرت زهرا س فرمودند : کسی غیر از خدا نمی داند چه اندازه به این تقسیم شاد شدم . چون رسول خدا ص کارهایی را که شایسته ی مردان بود به گردن آنان گذاشت .»

امام صادق ع درباره ی تقسیم کار در خانه فرمودند:« امیر مومنان ع پیوسته هیزم فراهم می کردند ، کشیدن آب از چاه و جاروب نمودن را شخصا عهده دار بودند . و همواره فاطمه زهرا س به کار آسیای آرد و خمیر کردن و پختن نان می پرداختند »

و نیز رسول اکرم ص فرمودند :« حق مرد بر زن این است که چراغ او را روشن و غذای او را درست کند و به او خوش آمد بگوید و در خانه از او استقبال نماید . آب و حوله حاضر نماید و در شستن ( دست و صورت ) به او کمک کند و خود را از او منع نکند مگردر صورت معذور بودن »

امام صادق ع فرمودند:« یک مرتبه آب دادن و سیراب نمودن زن شوهرش را ، بهتر است برای زن از عبادت ( مستحبی ) یک سال »

باز فرمودند :« یک زن صالح بهتر از هزار مرد فاسد است و هر زنی هفت روز به شوهرش خدمت کند خداوند هفت در جهنم را به روی او بسته و هشت در بهشت را به روی او باز می کند تا از هر کدام خواست داخل بهشت رود

توصیه :

خانه داری و خدمت همسر در خانه یک وظیفه اخلاقی و انسانی است . گر چه همسر شرعا ملزم به خدمت نیست و مرد هم اجباری نمی تواند بکند . ولی زن با کنار گذاشتن وظایف اخلاقی و انسانی و فقط با رعایت وظایف قانونی و شرعی ، زندگی را به جهنم سوزانی تبدیل خواهد کرد که نه می تواند زندگی را تحمل کند و نه فرزندان لایق و شایسته ای را  پرورش دهد .

دراخبار اسلامی به دو دسته از اخبار ( چیزهای فقر آور و چیزهای جلب کننده روزی ) برخورد می کنیم . چون بحث از خانه داری شد بی مناسبت نیست آنها را ذکر کنیم تا خانم خانه از آنها درس بگیرد و در زندگی مشترک رعایت نماید..

الف ) چیزهایی که باعث فقر می شود:

1- پاک نکردن خانه ازتارهای عنکبوت

2- به دروغ گویی عادت نمودن

3- لعن و نفرین کردن به والدین و فرزندان

4- با حال جنابت قبل از تیمم یا وضو وغسل غذا خوردن

5- ظروف آب و غذا را سر باز گذاشتن

6- گذاشتن آشغال در داخل خانه

7- خوابیده غذا خوردن

8- در حمام بول کردن

9- زیر پا ماندن حوله های غذا

10- نشستن دستها قبل از غذا

11- مراعات نکردن اندازه در خرج و مخارج

12- پاره نمودن ناخن ها با دندان ها

13- شستن دست و صورت در مستراح

14- خشک کردن دست و صورت با دامن و آستین لباس

15- خوابیدن قبل از طلوع آفتاب


ب) چیزهایی که باعث جلب روزی می شود:

1- نماز شب خواندن

2- جلو خانه را جارو کردن

3- ظروف غذا را شستن

4- صله رحم نمودن

5- قسم دروغ نخوردن

6- استغفار بسیار کردن

7- عادت به راستگویی کردن

8- همواره شکر خدا را به جای آوردن

9- دستها را قبل از غذا شستن

10- آنچه در اختیار توست امین بودن

11- خورده ریزه های نان را جمع کردن و آنها را خوردن

12- بعد از نماز صبح  و عصر تعقیبات خواندن

13- چشم به مال مردم ندوختن و خود را نیازمند خالق دانستن

14- بسیار صدقه دادن

15- ناخن ها را زود زود گرفتن

اطمینان به همدیگر

پرسش 6- می خواستم بدانم از لحاظ اخلاقی ، رابطه پسر و دختر چگونه باید باشد ؟ چگونه یک دختر می تواند با همجنس خود دوست باشد ، ولی با وجود سلامت اخلاقی و اجتماعی ، اجازه ندارد با یک پسر دوست شود . یعنی چرا جامعه از نظر اخلاقی این رابطه را - حتی اگر طرفین هیچ گونه نظر سوء به هم نداشته باشند و فقط در حد آنچه جامعه و اسلام می پذیرند با هم رابطه برقرار کنند - مطرود می داند . اگر دختر از خودش و طرف مقابل اطمینان کامل داشته باشد و هیچ یک از طرفین از جاده عصمت و تقوا دور نشوند ارتباط چه صورت دارد؟

ارتباط انسان ها با یکدیگر ، تنوع فراوانی دارد . همان گونه که خود ، گاهی مشاهده و تجربه کرده اید ، برخی افراد ، ارتباط تحصیلی و گروهی ارتباط خانوادگی با هم دارند و بعضی نیز دارای ارتباط اقتصادی یا اجتماعی در سطح محله و شهر هستند .

به راستی چه چیز سبب می شود رابطه ای را اقتصادی ، تحصیلی ، اجتماعی یا خانوادگی نامید ؟ آیا بدون هیچ معیاری ، می توان هر رابطه ای را به هر اسمی نام گذاری کرد؟ چه چیز موجب تنوع ارتباط انسان ها با یکدیگر و حتی ارتباط انسان با دیگر موجودات می شود؟ معیار نام گذاری روابط چیست ؟ بی تردید هر نوع ارتباطی ، همیشه « درست » یا « نادرست » نیست . بر این اساس ، « ارتباط ها » قابل ارزیابی و داوری اند و ولی پیش از داوری درباره آن ، باید معیار تفاوت ارتباط های متنوع و نام گذاری گوناگون آنها را دریافت . آنچه یک ارتباط را شکل و نامی ویژه می بخشد ، محتوای آن است .

محتوای ارتباط ها یکسان نیست . در هر شکلی از ارتباط ، چیزی معین و به شیوه ای خاص مبادله می گردد. و همین عنصر سبب تنوع روابط می گردد.

وقتی از ارتباط دختر و پسر سخن می گویید ، مرادتان چه نوع ارتباطی است ؟ باید نوع آن مشخص گردد تا بتوان درباره درستی و نادرستی اش داوری کرد . آیا مراد ارتباط آموزشی و تحصیلی است یا اقتصادی یا اجتماعی ؟ اختلاف  جنسیت طرفین ِ ارتباط ، در مقررات کلی  و بعضی از شرایط روابط انسانی موثر است ، ولی محتوای روابط را تعیین نمی کند . بدین سبب ، ارتباطی خاص به نام « ارتباط دختر و پسر » نداریم .

ما در کلاس درس شرکت می کنیم و از محضر استادی که از جنس مخالف است ، بهره ی آموزشی می بریم ولی هرگز آن را ، به معنای داشتن دوست پسر یا دختر ، نمی دانیم و در درستی این ارتباط - که بر مقررات یاددهی و یادگیری استوار است - تردید نداریم.

اما اگر در همین کلاس ، پیامی جز یاددهی و یادگیری مبادله شود ، ما را از تحصیل دور می سازد و چه بسا سبب زیان های جبران ناپذیر می گردد. در روابط انسانی ، هزاران نوع ارتباط مشروع و صحیح مطرح است که جنسیت در محتوای آنها موثر نیست و یا تاثیری اندک دارد. این روابط هرگز حساسیت آفرین ، تنش برانگیز و ممنوع نیست . زیرا شکل روابط معین است و از چهارچوب خود تجاوز نمی کند . به بیان دقیق تر ، حد و مرزها رعایت می گردد و بدین سبب از آفات و آسیب ها مصون می ماند . بنابراین ، نمی توان داوری درباره روابط را فقط بر « جنسیت » استوار ساخت . بلکه باید معین کرد که در این ارتباط ، چه چیزی مبادله می شود تا بر اساس آن ، نوع ارتباط و قوانین آن تعیین شود . بر این اساس ، هر رابطه  ای اگر از مسیر خود منحرف گردد ، آفت آفرین و زیانبار می شود . هر چند دو طرف آن همجنس باشند . با این سخن ، اینک خود ، باید درباره ی درستی یا نادرستی ارتباط با جنس مخالف داوری کنید .

مسواک زدن


عوامل تقویت حافظه از راه روشهای تربیتی و اخلاقی از دیدگاه معصومین ع

8- مسواک زدن

امام باقر ع می فرماید: « مسواک بر نیروی عقلانی و یا قوه ی حافظه می افزاید»

پیامبر اکرم ص در ضمن وصایای خود به حضرت علی ع ، مسواک زدن را از جمله اموری معرفی فرموده که سبب زیادتی حافظه و از بین بردن مرض می گردد.

به امام صادق ع گفته شد : آیا همه مردم جزو آدم حساب می شوند؟

حضرت فرمود : «کسی که به مسواک کردن اهمیت نمی دهد ، او را جزو آدمیان محسوب مدار ، و او را از نظر بینداز.»

و فرمود: درمسواک کردن دوازده خاصیت است :

1- پیروی از سنت

2- پاکیزه نگهداشتن دهان

3- روشن داشتن چشم

4- خشنودی خدا

5- سفیدی دندان

6- برگرفتن چرک لثه ( از بین بردن آلودگیهای گوشت اطراف دهان )

7- محکمی لثه

8- اشتهای زیاد

9- زائل کردن بلغم

10- قوت دادن نیروی حافظه

11- مضاعف شدن حسنات

12- خوشحال نمودن ملائکه


تکنیک و روش استعمال مسواک

در استعمال مسواک باید رعایت اعتدال نمود ، زیرا افراط در این کار سبب رفتن گوشت های پای دندان و سست و بی دوام شدن آن خواهد شد . روشی که معمولا باید در مسواک زدن انتخاب کرد این است که باید مسواک زبر و محکم را آماده نمود ، و آن را مقابل لثه های پایین قرار داده به طوری که رشته های آن بطور افقی قرار گیرد . سپس آن را به طور گردشی و دورانی حرکت داده تا به لثه های فک بالا تماس حاصل نماید . سپس آن را ما بین دندانها قرار داده و حرکت افقی به آن بدهد ولی چنانچه لثه ها خراب باشند باید از مسواک نرمتر استفاده کرد .

پیامبر اکرم ص می فرماید: « هر گاه مسواک زدید ، مسواک را از عرض دهانتان بزنید که لای دندانها را تمیز کند »

به آزادی فرزندان خود احترام بگذاریم

اغلب از دید پدران و مادران ، فرزندانی شایسته تلقی می شوند که مطیع محض والدین خود باشند و پدر یا مادر در همه ی امور برای آنها تعیین تکلیف کنند و آنها نیز بی آنکه کوچکترین مخالفت یا رأی و نظری داشته باشند ، تنها اطاعت کنند . رابطه ی چنین فرزندانی با والدین خود به رابطه ی جوجه های کبوتر با مادرشان شبیه است . جوجه ها دهان خود را می گشایند و هر چه مادر در دهان آنها بگذارد می خورند و گرنه از گرسنگی می میرند .

باید به این اصل مهم توجه داشت که موهبت آزادی و اختیار در انسان زمینه ی درونی برای رشد همه ی استعداد هاست . اگر این ویژگی از انسان گرفته شود امکان شکوفایی استعدادهای دیگر نیز از بین می رود و انسان به کمالی که شایسته ی اوست ، نمی رسد ؛ از این رو :

تربیتی که آزادی را بکلی در افراد نادیده بگیرد و انتخاب و اندیشه را از آنها سلب کند ، انجامی جز رکود یا عصیان ندارد .

لازم است بسیاری از ما طرز تلقی و بینش خود را نسبت به مسأله ی تربیت فرزند تغییر دهیم و از آنها اطاعت محض نطلبیم . اطاعت محض در صورتی که عملی شود ، از فرزندان ما انسانهایی خواهد ساخت که به رشد و بلوغ فکری و روحی نرسیده اند . علاوه بر این ، چنین برداشتی از موضوع ، موجب پیدایش توقعات و انتظاراتی در ما می شود که چون معمولا برآورده نمی شوند ، روابط ما را با فرزندانمان تیره می کنند .

پدران و مادران آگاه وروشن بین ، از همان دوران کودکی فرصتهایی را برای فرزندان خود فراهم می کنند تا آنها اندیشیدن ، انتخاب کردن و تصمیم گرفتن را تجربه کنند . در این میان اگر فرزندان اشتباهاتی داشته باشند ، این اشتباهات را برای رشد طبیعی آنها لازم می شمرند و خود به عنوان راهنما در کنارشان قرار می گیرند .

این مطلب به این معنا نیست که فرزندان در انجام آنچه می خواهد آزاد باشند . بی گمان چنین برخوردی با موضوع نادرست است .

آزادی فرزندان باید با تدبیر والدین آگاه هدایت شود تا به انحراف کشیده نشود . در مقابل ، سرکوب آزادی فرزندان نیز خطای تربیتی بزرگی است .

فرزندان ما باید در آینده افرادی رشید ، آزاده و توانا باشند . اگر ما از آنها تسلیم محض طلب کنیم ، موجوداتی طفیلی ، بی شخصیت و ناتوان بار خواهند آمد که نه از خود استقلال فکری دارند و نه بتنهایی قادر به اداره ی امور خود هستند .

بنابراین لازم است والدین و مربیان ظرفیت تحمل برخی سرباززدنها را در نوجوانان داشته باشند و با کوچکترین مخالفت از جانب آنها ، برآشفته نشوند و با همراهی و مدارا با آنها ، روش برخورد منطقی با مسائل و چگونگی استفاده از آزادیهای مشروع خود را به آنها بیاموزند و در هر حال توجه داشته باشند که :

یکی از اهداف مهم تربیت ، پرورش روحیه ی آزادگی در فرزندان است.

جنابت زن و جنابت مرد

غسل های واجب زن

تعداد غسل های واجب زن چند تا است ؟

همه مراجع : غسل های واجب بر زنان عبارت است از : غسل حیض ، نفاس ، استحاضه و نیز همه ی غسل هایی که بر مردان واجب است .

تبصره : غسل های واجب بر مردان عبارت است از : غسل جنابت ، غسل مس میت و غسلی که با نذر و مانند آن واجب شده است.


جنابت مرد

راه تشخیص منی و احتلام در مرد چیست؟

همه مراجع ( به جز بهجت ، صافی و مکارم ): خروج منی در مرد سه نشانه است :

1- همراه با شهوت باشد 2- با جستن بیرون آید 3- بدن سست شود

اگر هیچ یک از علامت های سه گانه و یا یکی از آنها را نداشت ، حکم به منی نمی شود . مگر آنکه از راه دیگری یقین کند که منی است

آیه الله بهجت : خروج منی در مرد دارای دو نشانه است :

1- همراه با شهوت باشد 2- با جستن بیرون آید

اگر هیچ یک از دو نشانه رانداشت ، حکم به منی نمی شود . مگر آنکه از راه دیگری یقین کند که منی است

آیه الله صافی : اگر با شهوت و جستن بیرون آید و یا با جستن بیرون آمده و بدن سست شود ، آن رطوبت حکم منی را دارد و اگر هیچ یک از این دو نشانه را نداشت ، حکم به منی نمی شود . مگر آنکه از راه دیگری اطمینان یابد که منی است

آیه الله مکارم : خروج منی در مرد دارای دو نشانه است :

1- همراه با شهوت باشد 2- با جستن بیرون آید

اگر هیچ یک از دو نشانه یا یکی از آنها را نداشت ، حکم به منی نمی شود . مگر آنکه از راه دیگری یقین کند که منی است .


جنابت زن

راه تشخیص منی و احتلام در زن چیست؟

همه مراجع ( به جز بهجت ، تبریزی و نوری ): خروج ترشحات زن ، اگر در اوج شهوت ( اوج لذت جنسی ) باشد ، حکم به جنابت آن می شود و لازم نیست با جستن بیرون آید و بدن سست شود و اگر بدون شهوت باشد، حکم به منی نمی شود . مگر آنکه از راه دیگری یقین کند منی است

آیه الله بهجت: خروج ترشحات زن ، اگر همراه با شهوت ( اوج لذت جنسی ) باشد و باجستن بیرون آید ، حکم به منی می شود و اگر هیچ یک از دو علامت و یا یکی از آنها را نداشت ،  حکم به منی نمی شود . مگر آنکه از راه دیگری یقین کند منی است

آیات عظام تبریزی و نوری : خروج ترشحات زن اگر همراه با شهوت خاصی ( اوج لذت جنسی ) باشد و بدن پس از آن سست شود ، حکم به منی می شود و اگر هیچ یک از دو نشانه یا یکی از آنها را نداشت ، حکم به منی نمی شود . مگر آنکه از راه دیگری یقین کند منی است .


انواع ترشحات

مذی ، وذی و ودی را توضیح دهید ؟

همه مراجع : « مذی » به آبی گویند که گاهی بعد از ملاعبه و شوخی کردن با همسر بیرون می آید

« وذی » آبی است که گاهی بعد از منی بیرون می آید

« ودی » به آبی گویند که گاه بعد از بول بیرون می آید و کمی سفید و چسبنده است .

تمامی این آب ها در صورتی که مجرا، آلوده به بول و منی نباشد ، پاک است .

تفاوت های زن و مرد در رابطه جنسی

تفاوت های زن و مرد در رابطه جنسی

میل جنسی یک زن معمولی تدریجاً بیشتر شده و در سن ۳۶ تا ۳۸ به اوج خود می رسد که همین مسأله می تواند توجه آن ها را به جوان های کم سن و سال توجیه کند. عملکرد جنسی مرد در ۱۹ سالگی را می توان با کارکرد جنسی زن ۳۰ تا چهل ساله مقایسه کرد
میل جنسی در مردان مانند مایکرو ویو است. در عرض چند ثانیه با آخرین ظرفیت کار می کند و به محض پخته شدن غذا سریعاً خاموش می شود. با بالا رفتن سن مرد اندازه ی تستسترون او آرام آرام رو به کاهش می گذارد. میل جنسی مرد ۴۰ ساله را می توان با میل جنسی زن ۲۰ ساله مقایسه کرد که می تواند توجیهی باشد برای گرایش مردان در سنین بالا به دختران جوان.

زن خواهان رابطه ی جنسی زیاد با مردی است که دوستش دارد

 تعداد کمتری از زنان را می شود یافت که مانند مردان از نظر جنسی زیاده طلب باشند، اما انگیزه های زن در این زمینه با انگیزه ی مرد تفاوت دارد. مغز مؤنث غارنشین چنان برنامه ریزی شده است که فقط به خاطر رابطه ی جنسی تن به آن نمی دهد و برای این کار نیاز به ارتباط یا حداقل اشتراکات عاطفی دارد تا میل جنسی پیدا کند

مرد فقط به رابطه ی جنسی زیاد نیازمند است

زیاده طلبی (تنوع طلبی ) در مغز مرد برنامه ریزی شده است. او با دارا بودن مقدار زیادی تستسترون باید به نیاز دیرینه ی زاد و ولد پاسخ گوید. بنابراین از نظر بیولوژیک مناسب تک همسری نیست
وقتی پای نزدیکی جنسی پیش می آید، زن نیاز به دلیل مرد دارد مرد نیاز به مکان. دلیل زن برای رابطه ی جنسی با دلیل مرد فرق دارد. زن رابطه ی جدید را در جستجوی عشق و احساس عاشقانه آغاز می کند. نزدیکی جنسی بعد از این مرحله اتفاق می افتد
یک مرد سالم از شروع سرد تا اوج لذت جنسی به زمان متوسط ۲ تا ۵ دقیقه نیازمند است. این زمان در یک زن سالم به طور متوسط ۱۳ دقیقه است. در بیشتر پستانداران نزدیکی جنسی عملی سریع بوده است چون در این لحظه نمی توانند از نظر ذهنی روی چیز دیگر تمرکز کنند و در معرض خطر حمله قرار می گیرند. «تند و سریع» شگرد طبیعت برای بقای انواع بود
زن با داشتن طیف وسیع تری از گیرنده های حسی تمایل به شنیدن واژه های شیرین دارد تا نگاه کردن به شکل و اندام مذکر. حساسیت زن به شنیدن تعریف های بی نظیر چنان قوی است که حتی بعضی از زن ها هنگام شنیدن نغمه های عاشقانه از طرف محبوبشان چشمان خود را می بندند

آنچه زنان از رابطه ی جنسی انتظار دارند

زن پیش از اقدام به رابطه ی جنسی نیاز به مدت نسبتاً زیادی دارد تا با صحبت و توجهی که به او می شود آمادگی پیدا کند. مرد می خواهد از فشاری برهد و زن می خواهد پناهی یابد. اگر این تفاوت درک شود مرد می تواند در این رابطه نقش بهتری ایفا کند. بیشتر زنان حداقل به سی دقیقه برای آمادگی ارتباط نیازمندند و مردان به ۳۰ ثانیه. پس از اتمام رابطه هورمون های زن آماده است تا دنیا را فتح کند. او می خواهد نوازش کند، نوازش ببیند و صحبت کند. اما مرد اگر خواب نرفته باشد دلش می خواهد بلافاصله کار دیگری کند مثلاً قهوه درست کند. مرد همیشه می خواهد کنترل خود را حفظ کند. در زمان اوج لذت جنسی او برای چند لحظه این کنترل را از دست می دهد بلند شدن و بلافاصله کار دیگر انجام دادن نوعی اطمینان است برای او که احساس کند دوباره کنترل خود را به دست آورده است

آنچه مردان از رابطه ی جنسی انتظار دارند

مرد با اوج لذت جنسی می خواهد از فشار درونی خود رهایی یابد. مرد با استفاده از رابطه ی جنسی می خواهد به صورت فیزیکی چیزی را بیان کند که به طریق عاطفی قادر نبوده است. اگر مرد مشکلی از قبیل بیکاری، بدهکاری داشته باشد به احتمال زیاد از این ارتباط کمک می گیرد تا فشار روحی درونش را کاهش دهد. کمتر مسأله ای را می توان یافت که مرد نتواند آن را با ارتباط جنسی حل کند
آزمایشات نشان می دهند که مردی که تحت فشار نیاز جنسی است مشکلاتی در شنوایی، تفکر، رانندگی یا کار با ماشین آلات سنگین دارد. او همچنین از نوعی اختلال زمانی هم رنج می برد. مثلاً ۳ دقیقه در نظرش ۱۵ دقیقه می آید. اگر زنی انتظار تصمیم عاقلانه ای از مرد داشته باشد بهتر است بحث آن را موکول به بعد از رابطه ی جنسی کند، زیرا در این زمان مغز مرد کاملاً پاک و آماده است

تاثیر تعداد دفعات معاشقه بر زنان

همه از تاثیرات کاهش فعالیت جنسی بر روی مردان تا اندازه ای باخبرند ولی کمتر کسی از تاثیر آن بر بدن زن آگاهی دارد. بیاد داشته باشید که علاوه بر تعداد معاشقه، تغییرات هورمونی و عادت ماهانه نیز در میل جنسی زنان نقش دارد. در این جا به بررسی تفاوت های تاثیر کاهش فعالیت جنسی بر زنان و مردان می پردازیم
عکس العمل بدن مرد و زن نسبت به کاهش فعالیت جنسی کاملا متفاوت است. زن هرچقدر تعداد معاشقه کمتری داشته باشد، میل و لذت جنسی او کمتر شده و مشکل تر ارضاء می شود برعکس هرچه زنان از لحاظ جنسی بیشتر فعال باشند، علاقه آنها به معاشقه بیشتر خواهد بود
در یک مقاله دیگر نیز گفته شده است تعداد دفعات آمیزش روی تنظیم عادت ماهانه خانم ها نیز موثر است. در این مطالعه عادت ماهانه زنانی که بیشتر از دو بار در هفته آمیزش داشتند منظم تر از کسانی بود که فقط هفته ای یک بار نزدیکی می کردند و زنانی که بندرت معاشقه می کردند، عادت ماهانه خیلی نامنظمی داشتند
علت این امر افزایش سطح هورمون استروژن در بدن زنان فعال از نظر جنسی می باشد. لازم به تذکر است که فقط معاشقه با جنس مخالف باعث این تغییرات هورمونی می شود و خودارضایی چنین تاثیری ندارد
حتما شما می دانید که قابلیت باروری یک زن تا حد زیادی به منظم بودن عادت ماهانه او بستگی دارد؛ پس زنانی که فعالیت جنسی بیشتری دارند کمتر دچار مشکل ناباروری خواهند شد. از طرف دیگر معمولا هر چه عادت ماهانه نظم بیشتری داشته باشد، سلامت عمومی بدن زن نیز بهتر خواهد بود

در این مطالعه نتیجه داشتن رابطه جنسی بیش از دو بار در هفته نسبت به تعداد کمتر عبارت بود از:

باروری بهتر، استخوان بندی محکمتر، سلامت قلب و عروق، افسردگی کمتر، کاهش خطر ابتلا به ناراحتی های پستان و رحم، کاهش ناراحتی های بعد از یائسگی

 

دل مردگی

پرسش 2 - مدتی است دچار کسالت و دلمردگی شده ام . انگیزه برای انجام هیچ کاری را ندارم ، آرامش روحی ندارم ؛ همیشه نگرانم ؛ برای رهایی از این حالت و برای رسیدن به آرامش روحی و کاستن افسردگی و سردرگمی چه باید کرد؟

همه ما گاهی غمگینی ، دلمردگی و کسالت روحی را در زندگی تجربه می کنیم و شاید یکی از رموز نهفته در نظام آفرینش ، برای بهره مندی و لذت بردن بیشتر از لحظات زندگی ، همین تجربه های ناخوشایند و کسالت های روحی باشد .

همان طور که بیماری یک امری ناخوشایند برای تمام انسان هاست اما برای پی بردن به ارزش سلامتی و استفاده لذتبخش از تندرستی و قدردانی و سپاسگزاری از آفریننده همه زیبایی ها ، تذکر بسیار مهمی است به انسان ، به عبارت دیگر برای پی بردن به ارزش هر نعمتی ، ابتلا به فقدان آن بهترین هشدار دهنده و مناسب ترین وسیله برای بیداری انسان و استفاده بهینه از نعمت های الهی است . بنابراین بیماری و کسالت نیز یک نعمت است و اگر نگاه ما به زندگی و حوادث آن این گونه باشد ، به طور کلی همه چیز عوض خواهد شد و همه فشارهای روحی و افسردگی ها تبدیل به نشاط و شادابی می شود.

مشکل اساسی و محور همه پریشانی هایی که بر زندگی شما سایه افکنده ، همه چیز را تیره و تار و سیاه میبیند ، نگرش منفی به زندگی ، محیط اطراف و مهمتر از همه نسبت به « خود » است . شما همواره روح و روان خود را آماج تیرهای سهمگین تفکرات منفی و زیر بمباران منفی نگری های خود قرار داده اید و طبیعی است که نتیجه این بمباران ، چیزی جز تخریب روحیه و از دست دادن نشاط و ابتلا به افسردگی و پریشانی نیست . پرسش این است که چرا خود را بدون دلیل متهم می کنید؟! چرا دنیا و زندگی در آن را برای خود ، زندان تصور می کنید ؟! چراخود را در بن بست تفکرات منفی قرار داده ، آیه یأس می خوانید ؟!

همه این سردرگمی ها ، بن بست ، نا امیدی ، خستگی های روحی و بالاخره افسردگی ها ، ناشی از همین منفی بافی هایی است که شاید از دوران نوجوانی ، به صورت ناخودآگاه به دام آن گرفتار شده اید !

به هر حال برای رفع مشکل شما ، راه کارهایی ارائه می شود که امیدواریم ضمن به کارگیری آنها ، به صورت جدی شاهد سلامتی و بهبود وضعیت وقتی شما باشیم:

1- اجتناب از تنهایی ؛ بکوشید به جز مواقعی که ضرورت دارد ، در تنهایی قرار نگیرید

2- با افکار منفی خود مقابله کنید ؛ یعنی هر وقت این افکار به شما هجوم آورد. به هر صورت ممکن خود را از چنبره آن نجات دهید ؛ برای مثال خود را به کاری مانند مطالعه یا هر کار دیگری که امکان انجام آن برای شما هست ، مشغول کنید و نگذارید ذهن شما جولانگاه افکار منفی باشد .

3- به جنبه های مثبت خود فکر کنید و بکوشید آنها را در یک برگه ای به صورت فهرست ، لیست کنید .

4- به جای اینکه به کمبودها ، عیب ها و ناکامی های خود بیندیشید ؛ به موفقیت ها و آن امکاناتی که در زندگی از آن بهره مند بوده و هستید فکر کنید . به عبارت دیگر امکانات و شرایط زندگی ما مانند یک لیوانی است که بخشی ازآن پُر است و بخشی خالی ؛ به آن بخش پر فکر کنید و از آن بهره ببرید و غصه آن نیمه خالی را نخورید . فرصت های زندگی را مغتنم بشمرید و از آنچه در آینده پیش خواهد آمد ، نگران نباشید.

5- با افراد شاداب ، فعال ، اجتماعی و متدین و در عین حال مثبت نگر معاشرت کنید و از افرادی که همیشه وقتی با آنها مواجه می شوید از زندگی شکایت می کنند ، دوری گزینید .

6- ورزش را جزء ضرورتی ترین فعالیت های خود قرار داده هر روز حداقل نیم تا یک ساعت ورزش کنید

7- هر چه می توانید قرآن بخوانید و از دعاهای اهل بیت ع بهره بگیرید .البته قرآن را با تأنی و توجه به معنا تلاوت کنید

8- از بیکاری و بی برنامگی بپرهیزید و همه اوقات خود را به صورت منطقی پر کنید

9- برای برنامه ریزی اوقات شبانه روزی ، حتما بامشاور گفت و گو کنید یا از دوستان موفق خود کمک بگیرید

10- به تغذیه خود - به خصوص صبحانه - اهمیت بدهید و هیچ گاه بدون خوردن صبحانه ، مشغول تحصیل یا مطالعه نشوید

11- هر وقت احساس دلتنگی می کنید ، حدود ده دقیقه دوش آب ولرم بگیرید و در صورت امکان شنا کنید

12- به مسائل معنوی - به ویژه نماز اول وقت - اهمیت فوق العاده بدهید

13- باتوسل به اهل بیت ع از آنها بخواهید که شما را کمک کنند و همواره امیدوار به لطف و رحمت خدا باشید

وظیفه پدر و مادر و فرزندان به هنگام خواستگاری

طبیعی است که در هنگام خواستگاری ، دختر و پسر باید از تجربه ی پدر و مادر استفاده کنند چون آنان دلسوز و خیرخواه فرزندان هستند ، اما این به منزله ی آن نیست که والدین ، دخترمورد علاقه ی خود را بر پسر تحمیل کنند در صورتی که پسر هیچ علاقه ای به او ندارد . این بسیار خطر ناک است و آینده زندگی این دو جوان را به مخاطره می اندازد پسر هم باید از عقل خویش استفاده کند و نه اینکه به خاطر هوس های فلاکت بار ، بصیرت و بینش خودش را از دست بدهد .

چاره ی کار چیست؟

 دختر و پسر یا پدر و مادر با ملایمت و همراه با احترام وادب می توانند همدیگر را متوجه و متنبه سازند .

اگر پسر فریفته ی جمال دختر بی تقوایی شده است باید والدین به او بگویند :

1- داشتن زیبایی بدون پاکی قلب و نجابت خانوادگی ، دری گشاده به سوی بد فرجامی است .

2- زیبایی زودگذر است وناپایدار و در اثر حوادث روزگار از میان می رود

3- زنی که به زیبایی صورتش اهمیت می دهد به زیبایی سیرتش نمی اندیشد

4- تو باید زنی بگیری که وقتی از محل کارت به خانه می آیی و زنگ در را به صدا در می آوری ، فورا در را باز کند ، بفرما و خسته نباشی بگوید ، مرحبا و خوش آمد بگوید ، نه آن که خیابان ها را پرسه بزند و زیبایی فروشی کند

5- تو باید زنی بگیری که تو را بشناسد و درک کند ، مثلا وقتی عصبانی شدی ، بداند با چه زبانی با تو صحبت کند و تو را بر اعصابت مسلط نماید . خلاصه این که زبانش زیبا باشد بهتر است تا چهره اش .

6- عفت و پاکدامنی رکن اساسی خانواده و ضامن سلامت و بقای آن است .

7- زن اگر زشت هم باشد ، جوانی به او طراوت می دهد ، حسن اخلاق و زبان خوش چهره اش را می پوشاند ؛ به علاوه اصلا زشت وجود ندارد ، خداوند زشت نیافریده است.

8- زیبایی مانند گل است که در اثر مرور زمان پژمرده می گردد

9- دختری که ظاهرش بسیار زیبا باشد ولی میوه اش تلخ و بد مزه ، چه فایده ای دارد

10- مردانی را می شناسم که در اثر بی عفتی همسرشان او را با کمال زیبایی طلاق داده اند

11- زیبایی سیرت ، جلوه ای به صورت می دهد که قابل تغییر نیست

12- اگر هندوانه ای پوستش زیبا و براق ودرخشان باشد ولی داخلش کال و بی مزه ، تو را  چه سود دهد ؟

13- پسران ولگرد و هرزه هم وقتی می خواهند ازدواج کنند ، دختری را انتخاب می کنند که با حیا و عفیف باشد نه زیبا و بی حیا

14- اگر همسر بی عفت و ناشایست به خانه بیاوری ، خانواده به جای این که کانون آرامش و نشاط باشد به دوزخ عذاب روح مبدل می گردد.

و اگر پدر و مادر به فکر مال و ثروت عروس و داماد خود هستند و مهریه و جهیزیه ی بسیار طلب میکنند و معیارهای خرافی و ارتجاعی را درنظر می گیرند ، دختر و پسر عاقل باید به آن ها بگویند :

1- اگر مردی آنقدر ثروت داشته باشد که بتواند 5 منزل با تمام لوازمش تهیه کند ولی با همسر وفرزندانش بد اخلاق باشد ، باید او را در سطل زباله انداخت

2- مهریه و جهیزیه بسیار و مفصل ، ولی عروس و داماد ناخواهان ، چه مناسبتی با هم دارند ؟

3- مال و ثروت زیاد ، نه تنها مزیت نیست بلکه غالبا موجب جدایی و نفرت هم می شود

4- انتخاب همسر گاهی با منطق و استدلال پدر و مادر حل نمی شود بلکه ذوق و سلیقه در آن دخالت دارد . در این جا دلم می خواهد و نمی خواهد نقشی موثر دارد . دلم ثروت نمی خواهد با تجمل و اسراف مخالفم . مگر این ضرب المثل مشهور را فراموش کرده اید که « عروس باید پسند دل داماد باشد »

5- ثروت مانند چرک دست است که می آید و می رود

6- پول و ثروت نباید هدف باشد بلکه وسیله است و بدون داشتن عقل و دین از این وسیله نمی توان استفاده مطلوب کرد

7- خیلی از مهریه های کلان و جهیزیه های سنگین عاقبتش به طلاق و جدایی کشیده است . وانگهی آیا شما تا کنون به این مطلب توجه کرده اید که جهیزیه سنگین ، منزل بزرگ هم لازم دارد که تهیه ی آن به عهده ی داماد است واول زندگی انجام این کار برای من مقدور نیست .

8- شوهر بی تقوایی که مهریه ی زنش زیاد باشد زن را چنان آزار می دهد که بگوید « مهرم حلال ، حانم آزاد »

9- شما باور کنید که ما فرزندان این عصریم و شما فرزندان نسل پیش وعصر گذشته ؛ شما ضوابط و معیارهایی را در ازدواج در نظر میگیرید که در این عصر ، خرافه و ارتجاعی به حساب می آید . شما شب اولی که داماد برای دیدن عروس می آمد ، او را از خانه بیرون میکردید و عرفیات مخصوصی داشتید ، در صورتی که در عرف امروز عاشق و معشوق را از یکدیگر جدا کردن ، جدا کردن روح و تن به حساب می آید . عاشق و معشوقی که به زبان حال به یکدیگر می گویند :

وداع جان و تنم استماع رفتن توست

نرو که گر بروی خون من به گردن توست

اکنون ما تعجب می کنیم که شما چگونه چنین جنایتی را مرتکب می شدید ؟ برای شوهران این عصر شنیدن کلمه « بله » از دختر ، بهترین خاطره ی شیرینی است که تا آخر عمر برای آنان لذتبخش است ؛ در صورتی که در زمان شما چنین نبود

10- شما زیاد از حد سختگیری می کنید و مته به خشخاش می گذارید درصورتی که به نظر ما باید سعه ی صدر داشت و با توکل بر خدا زندگی را از صفر شروع کرد و در عین حال ، پس از چندین سال صاحب فرزندان تربیت شده ، عروس و دامادها ، نوه ها و رفت و آمدهای آبرومندانه گشت.

11- به نظر ما در خرید جهیزیه باید زوجین صاحب اختیار و تصمیم گیرنده باشند ، ولی شما قبول ندارید .

12- ما معتقدیم نباید مقید بود که مراسم عقد کنان و عروسی حتما در فلان باشگاه باشد ، نباید حتما در جهیزیه ماشین لباسشویی خارجی ، فریزر ، تلویزیون و جاروی برقی باشد . این ها برای زندگی کردن  در درجه اول اهمیت نیست و بین زن و شوهر ایجاد تفاهم نمی کند و بدون این ها هم می توان دختر و پسرهای لایق به جامعه تحویل داد . اما شما این گونه فکر نمی کنید . ما میگوییم که اگر در خرید مراسم سر عقد زیاده روی کنید داماد با خودش فکر می کند که من در منزل پدرم کمبود داشته ام والان فرصتی است تا کمبودهایم را جبران کنم ، اما شما به این بلند پروازی ها  افتخار می کنید

13- به نظر ما جهیزیه ی دختر هر چه بود ، مادر و خواهر داماد باید بگویند هر چه هست مال خود دختر است و اختیارش به دست اوست . پس بعضی از خویشان داماد که از کم و کسری جهیزیه ی دختر سخن میگویند ، ناقص العقلند و بد خواه و خبیث

14- زندگی ساده شیرین تر از زندگی پر تجمل است . مثلا ما دوست داریم بعد از عقد به ماه عسل برویم و بعد یک میهمانی ساده بگیریم و آن همه تشریفات و تجملات را فدای صفای زندگی کنیم

15- مهریه ی زیاد گرفتن به منزله ی فروختن دختر است . عروسی که از نظر شما فرشته باشد و در نظر من غول بیابان ، این ازدواج چه عاقبتی خواهد داشت

16- شما چون خرتان از پل گذشته است نسبت به ازدواج فرزندتان سختگیر هستید و می خواهید با خونسردی ما را همسر دار کنید چرا که زمان غروبت خود را به یاد نمی آورید ؟ آیا فکر نمی کنید که این خونسردی شما ممکن است سبب جنون ، خودکشی ، انحراف فکری ، بیماری و فرار از خانه شود ؟

و...


در پایان این نکته ضروری به نظر می رسد که مشاوره و تبادل نظر فرزند و پدر و مادر اگر بر پایه ی منطق و استدلال صحیح و درست باشد می توانند به توافق جامعی برسند ، مشروط بر این که همدیگر را درست درک کنند .


شطیطه ، بانوی مؤمنه

شطیطه ی نیشابوری از زنان فاضل ، مومن و پرهیزکار شیعه است . علامه مجلسی در بحارالانوار می نویسد که شیعیان نیشابور به عادت هر ساله ، یکی از شیعیان را به نزد امام ع می فرستادند تا مسائل شرعی خود را بپرسند و نیز خمس خویش را تقدیم امام کنند .

در یک سال ، ابوجعفر محمد بن ابراهیم نیشابوری را خدمت امام موسی بن جعفر ع فرستادند . شطیطه نیز یک درهم و یک پارچه که به دست خود رشته بود و چهار درهم بیشتر ارزش نداشت ،آورد . ابو جعفر گفت : من خجالت می کشم که این ناقابل را به خدمت امام ببرم .

شطیطه گفت : آن چه بر ذمه ی من هست ، همین مقدار است و نباید در عمل به احکام خدا ، حیا کرد .

ابوجعفر در مدینه خدمت امام ع رسید . امام ع ضمن پاسخگویی به سوالات فرمود:« درهم شطیطه را بیاور . »

و فرمودند :« سلام مرا به شطیطه برسان و این چهل درهم و پارچه را به او بده و به او بگو که پارچه را کفن خود قرار بدهد ، زیرا از روز رسیدن ابوجعفر تا نوزده روز زنده خواهد بود . از آن چهل درهم ، شانزده درهم خرج زندگی اش کند و بیست و چهار درهم را برای مخارج کفن و دفن خود نگاه دارد .

بعد از رحلت آن زن امام موسی بن جعفر ع برای تشییع جنازه ی او آمد و بر او نماز گزارد و مقداری از تربت امام حسین ع را در قبر او ریخت و بعد از مراسم دفن سوار بر مرکب خویش شد که برود . در آخرین سخنش فرمود:« من و تمام ائمه معصومین ع بر خود لازم می دانیم در تشییع جنازه ی شیعیان خود شرکت کنیم در هر شهری که باشند . پس شما سعی کنید تقوای الهی داشته باشید


انس با قرآن

1- انس با قرآن

زندگی با قرآن شیرین است ، زیبا و دلنشین ، همراه با آرامش ، در صورتی که تمسک به آن باشد و از آن بهره مند شوید .

قرآن ، راهنمای انسان هاست و تمامی برنامه های زندگی بشر در آن بیان شده است و با ورود قرآن به زندگی زوجین و انس گرفتن با آن ، تمامی مشکلات زندگی برطرف خواهد شد.

قرآن ، به زندگی آرامش می بخشد و برای سعادت و خوشبختی انسان ها برنامه ی جامع دارد .

به طوری که حضرت علی ع می فرمایند :« آگاه باشید !

همانا این قرآن پند دهنده ای است که نمی فریبد ؛

هدایت کننده ای است که گمراه نمی سازد ؛

سخنگویی است که هرگز دروغ نمی گوید .

کسی با قرآن همنشین نشد مگر آن که بر او افزود یا از او کاست  ، در هدایت او افزود و از کور دلی و گمراهی اش کاست .

پس درمان خود را از قرآن بخواهید ، ودر سختی ها از قرآن یاری بطلبید که در قرآن درمان بزرگ ترین بیماریها یعنی ، کفر و نفاق و سرکشی و گمراهی است ،

پس به وسیله قرآن خواسته های خود را از خدا بخواهید ، و با دوستی قرآن به خدا روی آورید ، و به وسیله قرآن از خلق چیزی نخواهید ، زیرا وسیله ای برای تقرب بندگان به خدا ، بهتر از قرآن وجود ندارد .

آگاه باشید که شفاعت قرآن پذیرفته ، و سخنش تصدیق می گردد ، آن کسی که در قیامت ، قرآن شفاعتش کند بخشوده می شود ، و آن کسی که قرآن از او شکایت کند محکوم است ، ... همانا خداوند سبحان کسی را به چیزی چون قرآن پند نداده است ، که قرآن ریسمان استوار خدا ، و وسیله ی ایمن بخش است . قرآن بهار دل ، و چشمه های دانش است ، برای قلب جلایی جز قرآن نتوان یافت ، بخصوص در جامعه ای که بیدار دلان در گذشته و غافلان و تغافل کنند گان حضور دارند . » ( نهج البلاغه ، خطبه 176)

و نیز فرمود :« همانا قرآن دارای ظاهری زیبا و باطنی ژرف و نا پیدا است . مطالب شگفت آور آن تمام نمی شود و اسرار نهفته آن پایان نمی پذیرد و تاریکی ها بدون قرآن برطرف نخواهد شد . »

همسران عزیز ! دستورهای جان بخش قرآن کریم ، همه زوایای زندگی شما را در بر گرفته و آن چه را که در مسیر تکاملی خویش بدان نیازمند هستید ، در اختیار شما می گذارد و با تمسک به کتاب خدا و بهره مندی از آن ، که  راهنمای تمامی بشر است ، می توانید زندگی شیرینی داشته باشید و با انس به آن ، راه سعادت و تکامل را طی کنید .

مسئولیت خطیر مردان ( 15 ) مرد زندگی را به بازی نگیرد

22- مرد زندگی را به بازی نگیرد

مرد باید زندگی را جدی گرفته و در زندگی هدفدار باشد . و از سرگرم شدن به مسائل پوچ و بی محتوا پرهیز کند .

چون این امور باعث شکست و ناکامی در زندگی می شود . سرگرم بازی شدن وعمر را در لهو ولعب صرف نمودن ، خسارت جبران ناپذیری در پی خواهد داشت .

مولای عارفان حضرت علی ع می فرمایند:« کسی که شیفته بازی و سرگرم لهو ولعب گردد ، رستگار نخواهد شد »

و نیز می فرمایند :« بدترین روزهای عمر که ضایع می شود ، زمان سرگرم شدن به بازیچه هاست »

آقای محترم ! زندگی جدی است ، زندگی را به بازی نگیرید . و زندگی با احدی شوخی بردار نیست . و از عمرت به نحو احسن استفاده کن تا در دنیا و آخرت سعادتمند شوی .


23- حفظ وقار و متانت

مرد باید در زندگی متانت و سنگینی که مایه ی عزت است ، را حفظ کند . رفتارهای بچه گانه و سبک ، او را در نزد دیگران بی ارزش می سازد .

بر مرد لازم است که در برخورد با همسر و فرزندان وافراد جامعه متانت و وقار خود را حفظ کند و از هر چیزی که وقار او را خدشه دار می سازد ، پرهیز نماید .

حضرت علی ع درباره وقار و متانت می فرمایند :« وقار زیور عقل است »

و « اگر وقار داشته باشی ، گرامی می شوی » و « زیبایی مرد به وقار او است » و « با وقار هیبت انسان بیش تر می شود »

24 - پرهیز از کینه توزی

مرد در زندگی می تواند بذر صفا و صمیمیت و محبت را در دل همسرش بکارد . دل ، جایگاه کینه ها و دشمنی ها نیست . و نباید زندگی را بر افراد خانواده تلخ و تنگ نماید . کینه توزی ، بیماری خطر ناک و کشنده ای است  که بسیاری از زندگی ها را نابود می کند و موجب جدایی زندگی مشترک می شود .

مولای متقیان علی ع درباره آدم کینه توز می فرماید:« آدم کینه توز راحتی ندارد » و « ریشه ی تمام فتنه ها، کینه توزی است » و « پست ترین عیب ها کینه است »

مرد کینه ای سرانجام تنها مانده و راحتی را از خود سلب کرده و زن و فرزند را هم نسبت به خود دور می سازد .

برخی احکام غسل جنابت

- غسل جنابت به خودی خود مستحب است و برای خواندن نماز واجب و مانند آن واجب می شود . ولی برای نماز میت و سجده شکر و سجده های واجب قرآن غسل جنابت لازم نیست. ( پس یعنی اگر فردی جنب بود و آیه ای از آیات سوره های سجده دار تلاوت شد نمی تواند بخواند ولی اگر آیه ی سجده دار را شنید می تواند سجده ی آن را به جا آورد )

- لازم نیست در وقت غسل نیت کند که غسل واجب یا مستحب می کنم و اگر فقط به قصد قربت یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم غسل کند کافی است .

- اگر یقین کند وقت نماز شده و نیت غسل واجب کند بعد معلوم شود که پیش از وقت غسل کرده غسل او صحیح است .

- غسل را چه واجب باشد و چه مستحب به دو قسم  می شود انجام داد:

1- ترتیبی

2- ارتماسی

- آیا بر زنان پس از انجام معاینات داخلی با وسائل طبی غسل واجب می گردد ؟

تا زمانی که منی خارج نشود غسل واجب نیست .

- در مورد احتلام زنان ، در چه صورتی غسل جنابت بر آنان واجب می شود ؟ و آیا رطوبتی که هنگام ملاعبه و شوخی با همسر از آن خارج می شود حکم منی را دارد و آیا بدون سست شدن بدن و رسیدن به اوج لذت ، غسل بر آنان واجب می شود ؟ به طور کلی در زنان بدون نزدیکی جنابت چگونه تحقق می یابد ؟

اگر زن به اوج لذت جنسی برسد و در آن حال مایعی از او خارج شود جنابت محقق شده و غسل بر او واجب می شود ولی اگر شک کند که به این مرحله رسیده یا نه و یا شک در خروج مایع داشته باشد غسل واجب نیست .

- اگر زن بعد از نزدیکی با همسرش درحالی که منی دررحم او باقی مانده غسل کند و بعد از غسل منی از رحم خارج شود آیا غسل او صحیح است ؟ آیا منی خارج شده بعد از غسل پاک است یا نجس و موجب جنابت مجدد می شود یا نه ؟

غسل او صحیح است و رطوبتی که بعد از غسل از او خارج می شود اگر منی باشد نجس است ولی اگر منی مرد باشد باعث جنابت مجدد نمی شود .

- آیا غسل جنابت در حال حیض صحیح است به طوری که تکلیف از زن جنب ساقط شود ؟

صحت غسل در فرض مذکور محل اشکال است

- اگر زن در حال حیض ، جنب و یا در حال جنابت حائض شود آیا بعد از پاک شدن از حیض هر دو غسل بر او واجب است ؟

درهر دو صورت علاوه بر غسل حیض ، غسل جنابت هم واجب است ولی جایز است که به غسل جنابت اکتفا کند لیکن احوط این است که نیت هر دو غسل را بنماید .

- آیا غسل جنابت کفایت از وضو می کند؟

بله ، کفایت می کند

- جماع کردن در روزهایی که حیض زن قطعی نیست ولی شرعا باید برای خود حیض قرار دهد حرام است . پس زنی که بیشتر از ده روز خون میبیند و باید طبق روزهای عادت خویشان خود ده روز را حیض قرار دهد شوهرش نمی تواند در آن روزها با او نزدیکی نماید

- اگر شماره ی روزهای حیض زن به سه قسمت تقسیم شود و مرد در قسمت اول آن با زن خود در فرج جماع کند بنا بر احتیاط واجب باید هیجده نخود طلا کفاره به فقیر بدهد و اگر در قسمت دوم جماع کند ، نُه نخود و اگر در قسمت سوم جماع کند باید چهار و نیم نخود طلا بدهد . مثلا زنی که شش روز خون حیض می بیند اگر شوهرش در شب یا روز اول و دوم جماع کند باید هیجده نخود طلا بدهد و در شب و یا روز سوم و چهارم نه نخود و در شب یا روز پنجم و ششم باید چهار و نیم نخود بدهد .

- اگر مرد در حال جماع بفهمد زن حائض شده باید فورا از او جدا شود ( جماع را ادامه ندهد ) و اگر جدا نشود بنا بر احتیاط واجب باید کفاره بدهد .

- بعد از آنکه  زن از خون حیض پاک شد ، اگر چه غسل نکرده باشد ، شوهرش می تواند با او جماع کند ولی احتیاط مستحب آن است که پیش از غسل ، از جماع با او خودداری نماید اما کارهای دیگری که در وقت حیض بر او حرام بوده مانند توقف در مسجد ومس خط قرآن تا غسل نکند حلال نمی شود .

- جماع روزه را باطل میکند اگر چه فقط به مقدار ختنه گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید .

علاقه مندی و مخالفت خانواده

پرسش 5 - به ازدواج با کسی سخت علاقه مندم ؛ ولی خانواده ام مخالفت می کنند . چگونه با او ارتباط برقرار کنم و حرف دلم را به او بگویم و خانواده ام را راضی سازم ؟

این پرسش در واقع حاوی سه سوال است که ابتدا به پاسخ سوال پایانی می پردازیم .

موافقت و مخالفت والدین در ازدواج ، از دیدگاههای مختلف و در چندین علم و دانش مورد بررسی قرار میگیرد و هر یک از این علوم ، نیز به غرضی خاص و از دریچه ای ویژه به آن می نگرند . به تعبیری دیگر این موضوع ، یک بحث بین رشته ای است و در علم فقه ، حقوق ، روان شناسی و جامعه شناسی خانواده ، مدنظر دانشمندان هریک از این علوم است و در این میان آنچه هم اکنون مورد توجه است ، بررسی ضرورت و تاثیر روان شناختی این عنصر ، در تشکیل خانواده و انجام یک ازدواج موفق است .

از دیدگاه روان شناختی ، تاثیر موافقت و مخالفت والدین در ازدواج موفق ، به جایگاه والدین در نزد فرزندان خانواده بستگی دارد. بر اساس فرهنگ دینی و ایرانی ، چون والدین یک تاثیر عمیق و به سزا در ذهن و خاطر فرزندان دارند و بعد از تشکیل خانواده ، پشتوانه واستوانه ی خانواده تازه شکل گرفته محسوب می شوند؛ لذا همراهی نکردن آنها برای فرزندان ، یک شکست محسوب می شود ، در حالی که در فرهنگ غرب ، فرزندان بعد از رسیدن به سن قانونی ، حتی از حمایت عاطفی والدین بی بهره اند .و بر همین محرومیت خو گرفته و به سراغ شریک زندگی خود می روند ؛ بدون آنکه والدین اطلاع داشته باشند.

حال با عنایت به این جایگاه برجسته ی والدین و وابستگی روحی و عاطفی فرزندان درتمام سنین به والدین ، نه تنها عدم مخالفت ، بلکه موافقت والدین یک عنصر ضروری در ازدواج موفق است و چه بسا شرط انجام یک ازدواج موفق ، رضایت و همراهی مستمر والدین با فرزندان است . چه اینکه بدون تحصیل رضایت آن دو ، آنان در انجام یک عمل خطیر ، بدون پشتوانه می باشند واین خودآغاز اضطراب ناخواسته و ورود آفت است.

فرزندان ایرانی و مسلمان ، با وجود فراهم بودن تمام شرایط یک ازدواج موفق ، چون رضایت والدین را به همراه خود ندارند، کمترمی توانند یک زندگی شیرین و همراه با پیشرفتی را پیش روی داشته باشند . از منظر روان شناختی ، این قضیه را باید با نگاه به پیامدهای ناشی از نبود رضایت و همراهی صمیمانه والدین بررسی کرد که آیا ازدواج بدون موافقت والدین وحتی همراه با مخالفت آنان موفق خواهد بود؟ آیا این ازدواج از پیامدهای منفی مصون است ؟ در یک کلام مخالفت والدین با ازدواج چه تاثیرات مثبت و یا منفی بر موفقیت آمیز بودن آن ازدواج دارد ؟

میزان تاثیر این پدیده در موفقیت یک ازدواج ، به نظام ارزشی و فرهنگ خانوادگی وابسته است و در این بین ، هرگز نمی توان نظام و فرهنگی را یافت که مخالفت والدین یا حتی بیگانه فرض کردن آنها ، شرط موفقیت یک ازدواج باشد . از این رو بهره مندی از عنصر رضایت والدین ، از نظر ارزشی و فرهنگی ، حداقل یک پشتوانه روحی برای جوانان در مسیر ازدواج است . تا این راه را با اطمینان خاطر و پشت گرمی کامل طی کنند .

ازدواج کردن _ بدون توجه به عوامل دیگر مرتبط با آن - خود به خود همراه با دل نگرانی واضطراب است و به واسطه ی مبهم بودن آینده ی آن و ناآشنا بودن دو طرف برای همدیگر ، عملی راز آلود و معما گونه است . کمترین تاثیر روانشناختی این نوع مخالفت ، آن است که به میزان دلبستگی روحی و روانی به والدین ، به نگرانی و اضطراب یک جوان جویای اطمینان وسکون می افزاید و در صورتی که درنهان خانه ی اعتقادات خود برای دعا و نفرین والدین تاثیری ماورای اسباب طبیعی قائل شود ، این پدیده ژرف تر خواهد شد

پس با تکیه بر جایگاه والدین در خانواده های ایرانی و مسلمانان از دیدگاه روان شناختی ، جلب رضایت آنان در ازدواج یک ضرورت بی تردید است و حضور این عامل ، موجب دلگرمی جوانان به ازدواج و برخورداری آنها از اطمینان به خود و جرات به عمل و آرامش و سکون می گردد . همچنین راه بهره مندی از پشتوانه ی محکم و تجارب آنها ودلسوزی و نیک اندیشی آنان را هموار میکند  و خرمنی از خوبی ها و علم ، دانش ، تجربه و مصلحت اندیشی دلسوزانه وحتی پشتوانه اقتصادی فراروی دو جوان نیازمند می گذارد .

مخالفت والدین با ازدواج ، یعنی محرومیت از تمام این خوبی ها و از دست دادن این عناصر ضروری که نمیتوان حتی از یکی از آنها چشم پوشید و روشن است که ازدواج بی بهره از سرمایه « رضایت پدر و مادر» در واقع به نوعی ازدواج بی بهره از موفقیت کامل خواهد بود .

آیا مفهوم این سخن آن است که به محض مخالفت والدین با ازدواج خاصی ، باید از آن دست شست ؟ نه بلکه باید در تحصیل رضایت آنان کوشید . باید بررسی کرد ، علت مخالفت آنها چیست ؟ آیا آنان دلیلی قانع کننده ، برای مخالفت خود دارند؟ آیا شما جوابی منطقی ومنصفانه برای مخالفت آنها دارید یا نه ؟ مخالفت آنهارا بجا و مقتضی اندیشه و محصول عاقبت اندیشی « پیران تجربه » می دانید یا نه ؟

به هر حال اگر در عمق نهان خانه ی وجدان ، مخالفت آنها را بجا می شمارید ، پس تسلیم حق شوید واز اصرار بر تصمیم غلط خود دست کشید . اما اگر مخالفت آنها را بی مورد می شمارید ، هرگز به دو گروه مخالف و موافق تقسیم نشوید . و در برابر هم جبهه ای تشکیل ندهید و هر یک بر طبل رأی خود مکوبید . بلکه در صدد جلب رضایت آنان برآیید . شما باید با تکیه بر دو عنصر محبت و اندیشه ، عشق ورزی و مصلحت اندیشی خانوادگی ، والدین خود را نیز به جبهه موافقان بااین ازدواج خاص دعوت کنید و جملگی یک صدا « فریاد موافقت » براورید. و اقدام کنید . پس تا زمانی که رضایت آنان را به دست نیاورده یک صدا نشده اید ، اقدام نکنید .

برای تحصیل رضایت والدین از چند راه کار می توانید بهره گیرید .

1- صحبت همراه با احترام و محبت با والدین بدون اصرار و سماجت

2- استفاده از همکاری و میانجی گری خیر اندیشان و خویشاوندان نزدیک و صاحب نفوذ بر روی آنان

3- اصرار و سماجت ، آمیخته به محبت و فرمانبری ودعا به درگاه حضرت حق باشد

4- گاهی اوقات صبر و تحمل و گذر زمان ، خود به عنوان یک عامل موثر ، می تواند شما را در رسیدن به هدفتان یاری دهد . پس صبر و تحمل داشته باشید و عجولانه عمل نکنید ، بلکه اجازه بدهید مدتی بگذرد.

با این حال اگر پدر و مادرتان _ به رغم سعی و تلاش شما _ رضایت ندادند ، به مصلحت شما است که از این ازدواج دست بکشید و بدون رضایت آنان اقدام نکنید . مگر آنکه مخالفت آنان را برطرف و تبدیل به رضایت کنید . و چنانچه احساس کردید لجاجت درکار است _ نه مخالفت _ در این صورت از همکاری افراد خیر خواه و آگاه در رفع این حالت کمک بگیرید .

از همین جابه پاسخ سوال دوم شما که ( چگونه حرف دلم را به گوش او برسانم ) می پردازیم . پس از آنکه رضایت والدین را به دست آوردید راه ابراز محبت و بیان حرف دل نیز گشوده می شود . آن گاه مادر و خواهر شما _ همچون کبوتران پیام آور عشق و محبت _ پیام شما را به او می رسانند و با رعایت آداب و رسوم سنتی و ارزش های فرهنگی و شرایط دینی و شرعی ، مسیر عشق ورزی سالم را به روی شما می گشایند . چون حرف دل را جز با مانوس دل نتوان گفت و گوش نامحرم جای اسرار نهانی نیست .

ابتدا باید احراز نمود که او این قابلیت را دارا است و آن گاه بدون دغدغه و بی ریا ، ابراز کرد که دوستت دارم . ولی اگر شما گفتید واو نپذیرفت و یا حتی جواب منفی داد ،آیا می توانید حدس بزنید که چه از دست داده اید ؟ آری شما محبت و قلبتان را ارزان عرضه داشته اید و این در قاموس « عاشق آگاه » جای ندارد.

البته باید با احراز ویژگی ها و با تحقیق و بررسی ، وی را همسری ایده آل بیابید. آن گاه در صدد رساندن حرف دل خود به وی برآیید . در ضمن این انتخاب آگاهانه ، او خود متوجه می شود که محبتش در دل پاک شما خانه کرده است و خود به خود این محبت ابراز می گردد. با این بیان پاسخ سوال نخست نیز به دست آمد که ارتباط بعد از انتخاب ، مسیر خود را می یابد .

به جا آوردن نوافل


عوامل تقویت حافظه از راه روشهای تربیتی و اخلاقی از دیدگاه معصومین ع

7- به جا آوردن نوافل مخصوصا « تهجد و نماز شب با خضوع وخشوع »

از جمله نوافلی که خیلی بر انجام آن تاکید شده « نماز شب » است . البته نماز شب آداب فراوانی دارد ولی ( این نافله ) به طور کامل یازده رکعت است که به ترتیب زیر به سه بخش تقسیم می شود :

الف ) چهارنماز دو رکعتی که مجموعا هشت رکعت می شود و نامش نافله شب است

ب ) یک نماز دو رکعتی که نامش نافله شفع است

ج) یک نماز یک رکعتی که نامش نافله وتر است

طرز انجام این نمازها درست همانند نماز صبح می باشد ولی اذان واقامه ندارد و قنوت وتر را هر چه طول دهند بهتر است . اگر مجال باشد در قنوت وتر ، هفتاد یا صد مرتبه استغفار یا سیصد مرتبه العفو و آمرزش جویی برای چهل مومن بسیار خوب است و دعاهای رسیده از اهل بیت به ویژه دعای 32 از صحیفه سجادیه و دعاهایی که در جلد 18 بحار الانوار نقل شده سبب رستگاری بزرگی است .

آیه 5 سوره مزمل می فرماید : « مسلما برنامه عبادت شبانه ( نماز در دل شب ) گامی ثابت و پابرجا و پایدارترین سخن است »

قسمت مهم فیوضات الهی در شب است . شب است که انسان برای پرواز به سوی غیب آماده تر است چون غوغای زندگی و سرگرمی های فراوان روزانه از جهات مختلف توجه انسان را به خود جلب کرده و مانع توجه و تمرکز تام حواس و آرامش خاطر و فراغت قلب خواهد بود ، ولی شب از این جهت موقعیت ممتاز و درخشانی دارد ، زیرا در دل شب و به هنگام سحر به جهت گسترش تاریکی و فرونشستن زندگی مادی و محو مظاهر پر زرق و برق و رنگارنگ ( که هر یک به نحوی توجه انسان را به خود جلب و جذب می کند ) و نیز محیط آرام و دور از هر گونه ریا و تظاهر و خودنمائی ، پس از مقداری استراحت و خواب ، حالت توجهی به انسان دست می دهد که فوق العاده روح پرور و تکامل آفرین است . لذا معصومین و اولیا ء الهی این روش را در تزکیه نفس به کار می بردند و از آن برای تصفیه روح و حیات قلب و تقویت اراده و تکمیل اخلاص بهره می گرفتند واسوه سائر سالکان شدند .

در کتاب شریف وسائل الشیعه تالیف مرحوم شیخ حر عاملی 41 حدیث در فضیلت نماز شب  چند حدیث بر کراهت ترک آن ذکر فرموده است . از آن جمله :

1 - امام صادق ع می فرمایند : « سه چیز از عنایات و الطاف خاص الهی است . نماز شب ، افطار دادن به روزه داران ، ملاقات برادران مسلمان»

2- امام صادق ع در تفسیر آیه ی « کارهای نیک اثر کارهای بد را از بین می برد » فرمودند: « نماز شب گناهان روز را از بین می برد » 

3- پیامبر اکرم ص فرمودند:« بهترین شما کسانی هستند که در سخن گفتن مؤدّبند و گرسنگان را سیر می کنند و در دل شب هنگامی که مردم خوابند نماز می خوانند »

4- پیامبر اکرم ص به جبرئیل فرمود : مرا موعظه کن ، جبرئیل فرمود: « ای محمد ، هر طور می خواهی زندگی کن اما بدان که سرانجام خواهی مرد ، هر که را می خواهی دوست داشته باش اما بدان سرانجام از او جدا خواهی شد ، هر عملی که میخواهی انجام ده ولی بدان سرانجام او را ملاقت خواهی نمود . و نیز بدان که شرف مومن تهجد و نماز شب اوست و عزتش آن است که اعراض از مردم نموده و تمام توجهش به خالق آفریننده اش باشد  »

5- از ابن عباس منقول است که گوید : پیامبر ص در حدیثی فرمود: « پس هر کسی که روزی او شود نماز شب از مرد و زن ، به پا خیزد برای خدا با اخلاص ، پس وضو بگیرد وضوی شادابی ، و نماز گزارد برای خدای عزوجل با نیت صادق و قلب سلیم و بدن خاشع و چشم گریانی ، خداوند تعالی پشت سر او نه صف از ملائکه قرار دهد که هر صفی را شمارش نتوان کرد مگر خداوند . یک جانب هر صف به مشرق و دیگری به مغرب است . پس وقتی که از نماز فارغ شود خدای تعالی برای وی به عدد ملائکه درجاتی خواهد نوشت »


موانع توفیق نماز شب

چه کسانی موفق به شب زنده داری نخواهند شد؟

در روایات وارد شده است که توفیق شب زنده داری و با شب روان همسفر شدن و با شب آفرین سخن گفتن نصیب گنهکاران روز نخواهد شد . کسی که روز ، پایش در برابر گناه می لرزد ، شب طاقت ایستادن در برابر خدا و شب زنده داری کردن را ندارد. کسی که روز چشمانش به گناه آلوده شد ، شب سعادت اشک ریختن در کنار سجاده را ندارد . کسی که روز زبانش به تبه کاری باز شد شب به یاد حق و به زمزمه حق گویا نخواهد بود .

گوهر پاک بباید که شود قابل فیض

ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود

ممکن نیست ، سیه دل روز ، شب زنده دار سحر باشد ، ممکن نیست تبه کار روز ، پارسای شب باشد .

مردی از حضرت علی ع پرسید من از نماز شب محروم شدم . حضرت فرمود:« تو کسی هستی که گناهانِ تو مقیدت نموده است یعنی تو آزاد نیستی و در قید و بند گناه هستی »

امام صادق ع فرمودند :« انسان گاهی گناهی مرتکب می شود و به سبب آن از نماز شب محروم می گردد و بدرستی که اثر گناه در روح گناهکار از تاثیر کارد در گوشت بیشتر است . »


راههای تحصیل خضوع و خشوع در عبادت ( مخصوصا در نماز )

1- معرفت به عظمت خدا و کوچکی امور دنیوی

2- کم کردن مشغله های مشوش و پراکنده که معمولا مانع تمرکز حواس است

3- انتخاب محل و مکان ویژه برای نماز و سائر عبادات

4- اجتناب از گناه

5- آشنایی به معنا و فلسفه نماز

6- انجام آداب و مستحبات نماز

7- مراقبت و تمرین و استمرار « امور ششگانه » فوق


انگیزه ی استقلال طلبی نوجوانان

محوری ترین انگیزش در دوره ی نوجوانی کوشش برای به دست آوردن  استقلال است . این نیروی فطری قویترین و ریشه دار ترین گرایشی است که درهمه نوجوانان به وجود می آید . اگر چنین انگیزه ای در نوجوان بیدار نمی شد ، او نمی توانست به رشد و کمال برسد و همواره به صورت کودکی وابسته و طفیلی باقی می ماند و استعدادهایش شکوفا نمی شدند. از این رو دست آفریش بذر چنین گرایشی را در ضمیر انسانها پاشیده تا بموقع از درون نوجوان سر بر آورد و ثمرات زیادی را نصیب او کند.

می گویند انسان در سه مرحله به استقلال می رسد . مرحله اول هنگام به دنیا آمدن و بریدن ناف است . مرحله دوم هنگام از شیر گرفتن کودک است و بالاخره مرحله سوم ، دوران بلوغ است . موریس دِبس ، روانشناس معروف فرانسوی ، این دوره را « فطام یا از شیر گرفتن روانی » نام نهاده است .

ظهور و رشد این انگیزه در نوجوان ، حالات وویژگیهایی به همراه دارد . از مهمترین آثار آن این است که نوجوان انتظار دارد او را به دیده ی کودک نگاه نکنند و به شخصیت ، فکر و عمل او بها دهند . هر گونه برخوردی که نشان دهد اطرافیان او استقلال و شخصیت لازم را برایش قایل نیستند و ارزش و بهای لازم را به او نمیدهند ، با عکس العمل روانی و پنهان یا آشکار او روبرو می شود و گاه ممکن است به واکنشهای شدید یا رفتارهای نامناسب و حتی ضد اجتماعی او بیانجامد . از این رو تعلیم و تربیت نوجوان باید دقیقا با توجه به این انگیزه ی روحی در او صورت گیرد . بی اعتنایی به این حال درونی نوجوان سبب گسستن ارتباط روحی با وی و شکست در تربیت او می شود .

اگر نوجوان ببیند که دراو به دیده ی یک انسان مستقل و بالغ نمی نگرند ممکن است برای ابراز وجود و نشان دادن استقلال خود دست به کارهای نامطلوب بزند تا به نحوی دیگران را متوجه وجود خود سازد .

گاه ممکن است این عکس العمل به صورت سرکشی و تمرد باشد و نوجوان با زیر پا نهادن ارزشهای مورد قبول خانواده و جامعه استقلال رأی خود را نشان دهد .

نوع دیگر این عکس العمل ، احساس سرخوردگی و پناه بردن به گوشه گیری و انزوا است .

در پشت پرده ی این ظواهر ، یک عامل اساسی وجود دارد و آن نادیده گرفتن این انگیزه ی فطری در نوجوان است .چه بسا این بی اعتنایی بتدریج در او عقده ی روانی ایجاد کند و بعد از گذشت مدت زمانی کم و بیش طولانی ، خود را به صورت مخرب تر نشان دهد .و در این مرحله شاید درمان درد چندان آسان نباشد اما اگر از پیدایش چنین عقده ی روانی بموقع جلوگیری شود ، چنین پدیده ی اسفناکی به وجود نمی آید .

از این رو در تربیت نوجوانان باید آزادیهای مشروع و معقول آنها را محترم شمریم و زمینه را برای دستیابی آنها به یک زندگی مستقل فراهم کنیم .

آمیزش و استمنا

ملاعبه هنگام روزه

آیا ملاعبه با همسر _ به جز نزدیکی _ درحال روزه جایز است ؟

همه مراجع : اگر بدون قصد بیرون آمدن منی با همسرش ملاعبه کند _ چنانچه اطمینان دارد منی از او خارج نمی شود _ اشکال ندارد و روزه ی هر دو صحیح است ؛ هر چند اتفاقا از او منی بیرون آید


آمیزش در حال روزه

اگر زن و شوهر در ماه رمضان روزه دار باشند ، نزدیکی آنها چه حکمی دارد؟

همه مراجع : اگر از روی عمد و اختیار باشد ، حرام است و روزه ی آنان باطل می شود و باید هر کدام یک کفاره بدهند .


آمیزش و سلامتی زن

در جایی که روابط زناشویی ( و افراط در آن ) برای سلامتی زن ضرر داشته باشد ، آیا زن می تواند تمکین نکند ؟

همه مراجع : اگر برای سلامتی زن ضرر داشته باشد ، می تواند تمکین نکند .

تبصره : هرگاه زن برای عدم تمکین و نزدیکی ، عذر شرعی (مانند حیض ، خطر سلامتی بدن و ... ) داشته باشد ، میتواند از نزدیکی ممانعت کند .


نزدیکی در دوران آبستنی

آیا در دوران آبستنی و بارداری ، نزدیکی با زن جایز است ؟

همه مراجع : آری ؛ مگر آنکه برای زن یا بچه ، ضرر و خطر داشته باشد.


استمنا و آزمایشگاه

برای تشخیص اینکه مرد قادر بر بچه دار شدن هست آیا می تواند استمنا کند تا آزمایش های پزشکی بر روی منی او انجام شود ؟

همه مراجع : خیر ، این کار جایز نیست ؛ مگر آنکه ضرورتی ایجاب کند .

تبصره : چنانچه در موردی ، بنا به ضرورت مرد استمنا کند ، در صورتی که همسر دارد ، واجب است این عمل به وسیله او انجام گیرد ( نه با اعضا و جوارح خود)


استمنای بانوان

آیا استمنا برای بانوان هم هست؟

همه مراجع : آری ، استمنا برای بانوان نیز حرام است . مگر آنکه به وسیله اعضای بدن شوهر باشد


استمنای شوهر

آیا در صورتی که همسر انسان در دسترس نباشد ، شخص می تواند از طریق دیگر ( استمنا) به ارضای خود بپردازد؟

همه مراجع : خیر ، این کار حرام است


استمنا با همسر

شخصی به قصد اینکه از همسرش منی خارج شود ، او را با دست تحریک می کند ، ایا این کار از نظر شرعی جایز است ؟

همه مراجع : آری استمنا به وسیله بدن همسر جایز است


اشباع همسر

آیا مرد می توند همسرش را با شیء خارجی و وسایل مصنوعی از لحاظ جنسی اشباع کند ؟

همه مراجع : خیر ، استفاده از این روش جایز نیست . ولی می تواند با هر نقطه از بدن خود او را ارضا کند .

افسردگی ، علل و درمان آن

پرسش 1- مدتی است احساس غمگینی شدید می کنم و نگرانم نکند افسرده شده ام . لطفا کمی در باره ی افسردگی توضیح دهید و بگویید چرا انسان مبتلا به افسردگی می شود ؟

افسردگی از اختلالات خلقی محسوب می شود که شیوع آن حدود 15 در صد در طول عمر ، و برای زنان تا 25 درصد نیز گزارش شده است . افرادی که به افسردگی مبتلا می شوند ، در واقع عواطف و هیجانات آنها دچار اختلال می شود و قادر به ابراز هیجانات و عواطف خود نیستند . اگر کسی پنج تا ( یا بیشتر ) از علایم زیر را در یک دوره یک هفته ای داشته باشد ، دچار افسردگی اساسی شده است ؛ البته به شرط این که این علایم ناشی از یک بیماری جسمانی نباشد :

1- خُلق افسرده در اکثر مواقع روز ( مثل احساس غمگینی و پوچی )

2- کاهش قابل توجهی در علاقه یا احساس به فعالیت های روزمره ( تقریبا در همه ی روز )

3- بی خوابی یا پرخوابی تقریبا هر روز

4- احساس خستگی مفرط تقریبا هر روز

5- تحریک یا کندی روانی - حرکتی تقریبا هر روز

6- احساس بی ارزشی

7- کاهش تمرکز و کاهش توانایی تفکر

8- افکار خودکشی به صورت مکرر ( البته بدون داشتن طرح خاص یا اقدام به خودکشی )

علل افسردگی

علل گوناگونی ، منجر به بیماری افسردگی می شود ؛ از جمله:

1- عوامل روانی _ اجتماعی : مانند رویدادهای زندگی و استرس محیطی

2- عوامل ژنتیکی : مطالعات خانوادگی نشان می دهد که با کم شدن میزان قرابت خانوادگی ، احتمال ابتلا به اختلال خُلقی نیز کاهش می یابد . همچنین اگر یکی از والدین مبتلا به اختلال افسردگی است ، 25 درصد شانس ابتلا به اختلال خلقی در فرزندان وجود دارد . و اگر پدر و مادر هر دو افسرده باشند ، شانس بچه ها برای ابتلا به افسردگی 50 تا 75 درصد افزایش می یابد .

3- عوامل زیست شناختی : نوسان در پیک های عصبی _ به ویژه دو ناقل عصبی به نام های نوراپی نفرین و سروتونین _ نقش موثری در اختلالات خلقی دارند.


گفتنی است همه ی انسان ها نوسانات خلقی و غمگینی را در زندگی تجربه می کنند و نباید به محض غمگینی ، احساس کنند که به اختلال افسردگی مبتلا شده اند و فقط در صورتی می توان برچسب افسردگی را به کسی زد که حداقل پنج علامت از نشانه های ذکر شده ، به صورت مستمر در او مشاهده شود .