علل و عوامل فراموشی در اخبار و روایات ( دروغگویی و کثرت گناه)

14- دروغگویی

امام صادق ع فرموده : تحقیقا از چیزهایی که خداوند توانا بر زیان و بدبختی دروغگوها قرار داده ، فراموشی است . ( زیرا دروغگو مجال برای تأمل و تفکر به خود نمی دهد به خیال این که کسی از راز اوآگاهی ندارد به عاقبت و پایان کار باریک نمی شود و همیشه دچار تناقض گویی شده و با چنین اعمالی به رسوائی وفراموشی خود کمک میکند )

در مثل است که دروغگو کم حافظه می شود. دروغی که گفته به یادش نمیماند ، و فراموشش می شود. هنگامی که بار دیگر خواست از آن سخن بگوید جور دیگر خواهد گفت ، در نتیجه دروغش کشف می شود.

شاید یکی از علل فراموشی دروغگو آن است که دروغ وجود واقعی در خارج و در مغز ندارد . واقعیت دروغ همان جعل می باشد . اموری که در ذهن وجودشان تابع جعل و اراده است مادامی که مورد اراده هستند ، وجود جعلی آنها محفوظ است . همان اندازه که غفلتی پیدا شد وجود جعلی معدوم می شود و در مغز هم بقا ندارد. یاد آوری نسبت به آن دشوار است واحتیاج به جعل دومی ندارد . بنابراین دروغ نمیتواند برای خود در حافظه جایی باز کند که محو نشود.

دانشوران روانشناس میگویند: کثرت محفوظات موجب فراموشی است محفوظات جدیدی که می آید محفوظات قدیم را از صفحه ی مغز پاک می کند . کثرت دروغ و پشت سر هم دروغ گفتن هم فراموشی می آورد. زیرا دروغ های جدید ، آثار دروغ های قدیم را از مغز محو میکند . چیز دیگری که موجب فراموشی دروغ می شود آن است که مطلبی در حفظ می ماند که مورد اهتمام شخص باشد . کسی که کارش دروغگویی گردید چندان به دروغ خود اهتمامی ندارد . دروغ برای او امری است عادی . هر موقع که بخواهد باز هم دروغ میگوید . دروغ های او در حد معینی متوقف نمیشود . دروغ برای دروغگوی حرفه ای نامتناهی عددی  است ، در نتیجه کمتر در خاطرش می ماند و فراموش میشود .

شاهد تاریخی از قرآن

هنگامی که فرزندان حضرت یعقوب ع یوسف را برهنه به چاه افکندند، پیراهن یوسف را با خون حیوانی رنگین نموده ، شبانگاه نزد پدر آمده گریه کنان گفتند : گرگ یوسف را درید ، این هم پیراهن خون آلوده ی اوست . پدر پیراهن را گرفته با نظر دقیق به همه اطراف آن نگریست ، کوچکترین پارگی در آن نیافت . فرمود: چه گرگی بوده یوسف مرا پاره پاره نمود و بلعید اما پیراهن را پاره نکرده  است . این امر چگونه امکان پذیر است . فرزندان بعقوب که با چنین نقشه ای فسقشان آشکار و دروغشان ظهور کرد بعدا با یکدیگر میگفتند ما چرا فکر نکردیم و پیراهن را لااقل پاره ننمودیم؟ این است فراموشی هک خداوند بر درغگویان عارض میکند .

سرگذشت یوسف و داستان او با برادرانش این اصل معروف را به ثبوت می رساند که دروغگونمیتواند راز خود را برای همیشه مکتوم دارد چرا که واقعیت های عینی به هنگامی که وجود خارجی پیدا میکند روابط بی شماری با موضوعات دیگر در اطراف خود دارد ، و دروغگو که میخواهد صحنه نادرستی را با دروغ خود بیافریند هر قدر زیرک و زیر دست باشد نمی تواند تمام این روابط را حفظ کند به فرض که چندین رابطه دروغین در پیوند با مسائل پیرامون حادثه درست کند باز نگهداری همه این روابط ساختگی در حافظه برای همیشه کار آسانی نیست و کمترین غفلت از آن موجب تناقض گویی می شود . بعلاوه بسیاری ازاین پیوندها ، مورد غفلت قرار میگیرد و همان هاست که سرانجام واقعیت را فاش میکند و این درس بزرگی است برای همه کسانی که به آبرو حیثیت خویش علاقمندندکه هرگز گرد دروغ نروند و موقعیت اجتماعی خویش را به خطر نیفکنند وخشم خدا را برای خود نخرند.

 

15- کثرت گناه

امام باقر ع می فرماید که خداوند حکم قطعی فرموده است که هیچ نعمتی را از کسی نگیرد ، مگر این که مرتکب گناهی شود که سزاوار آن عذاب و بلا باشد.

حضرت علی ع در دعائی که به کمیل تعلیم داد می فرماید : خداوندا بیامرز از برای من گناهانی را که تغییر می دهد بر من نعمت های تو را .

نعمت در اصل آن حالتی است که انسان به سبب آن حالت لذت می برد . بر حسب آنچه از مجموع روایات استفاده می شود گناهان که باعث تغییر نعمت است عبارتند از :

1- قدردانی ننمودن از نعمت یا کفران نعمت ( چه کفران فعلی چه کفران حالی چه کفران قولی )

2- نعمت را در غیر مورد صرف نمودن

3- کوچک شمردن نعمت ها

4- شکایت از معبود

5- شرک به خدا

6- اظهار فقر و تنگدستی

7- ترک مساعدت ( ترک دادرسی گرفتاران ، ترک اعانت به مظلومین )

8- دروغ بر خدا و پیامبر ص

9- قطع رحم

10- استخفاف و تأخیر نماز

11- ظلم بر مردم

12- بی غیرتی و عدم تحفظ نسبت به ناموس

13- رد بر عالم ( مخالفت فقها راشدین و صاحب نظران در احکام دین )

 

موعظه ای بیدار کننده

مردی به حضور حضرت امام حسین ع رسید و گفت  من مردی گنهکارم و توانایی ترک گناه را ندارم مرا موعظه فرمائید که از نافرمانی خدا دست بردارم . امام حسین ع فرمود : پنج کار را انجام بده بعدا هر چه می خواهی گناه بکن . 1- از روزی خدا مخور هر چه میخواهی گناه کن 2- از دیار و حکومت خدا خارج شو بعد هر چه می خواهی گناه کن 3- جائی پیدا کن که در آنجا خدا تو را نبیند هر چه می خواهی گناه کن 4- وقتی فرشته مرگ خواست جانت را قبض کند او را از خود بران و هر چه خواهی گناه کن 5- آنگاه که مالک دوزخ تو را به سوی آتش می راند، از فرمان وی سرپیچی کن و هر چه می خواهی گناه کن .

علل و عوامل فراموشی در اخبار و روایات ( چشم چرانی و افراط در امور جنسی )

12 -  افراط در امور جنسی ( زیاده روی در مقاربت )

هر چند روابط جنسی طبیعی و مفید است ( و میزان نزدیکی بر حسب اشخاص فرق می کند ) ولی زیاده روی در آن مخصوصا در سنین بالا ضرر دارد . قوای بدن را به تحلیل می برد ، بدن را لاغر ، نور چشم را ضعیف ، مغز را خشک و بالاخره آدمی را دچار پیری زود رس می کند .

حضرت علی ع می فرماید :« کسی که با زنان زیاد بیامیزد و در لذت بردن از ایشان زیاده روی کند عقلش تباه می گردد  .»

از امام علی بن موسی الرضا ع نقل شده که امیر المومنین علی ع فرمود :« هر که می خواهد باقی بماند ، گر چه باقی ماندنی از برای کسی نیست و همه می میرند ، اما هر که بخواهد عمر بیشتر کند باید این چهار دستور را به کار بندد :

1- صبح خیلی زود برخیزد و غذا بخورد

2- کفش راحت و خوب برای خودش انتخاب کند

3- جامه خود را سبک کند ( بعضی گفته اند شاید مراد اشاره به کمی قرض باشد )

4- با زنان زیاد آمیزش نکند بلکه اندازه و اعتدال را در آن کار رعایت بکند

 

13- چشم چرانی

چشم نه تنها آلت بینائی است بلکه وسیله رشد جسم و راه رشد جان و نیز وسیله ای برای تشخیص اوضاع واحوال و امراض و طرح ها و طردها و ... است . « دیدار نقوش شهوت انگیز در دماغ آثاری نزد بیننده بر جای می گذارد و رفته رفته به وسوسه همیشگی بدل می شود ، و همواره آتش هوی و هوس را در دل تیره تر می سازد

حضرت علی ع فرموده است :« هر کس چشم جرانی کند خاطر خود را آزرده و کسی که پیوسته عادتش این باشد همیشه در حسرت به سر می برد .»

و نیز فرمود :« چشم جاسوس دل است و دیده بان عقل »

کلیه روانشناسان « چشم چرانی » را یک نوع بیماری و انحراف روانی قلمداد می کنند . این انحراف در هر که بوجود آمد قابل توقف نیست ، بلکه هر لحظه در حال ترقی و افزونی است و این تجربه ای است عملی و مورد اتفاق همه عقلا ، که یک فرد چشم چران با چند ساعت چشم چرانی مثلا در روز قناعت ندارد و این حالت کم کم در او یک وضع عمومی و حشیانه و حیوانی خاص بوجود می آورد ، و کم کم او را به یک نوع انحراف روانی می کشاند که فرد بیمار از تماشای بدن لخت و دیدن آلت تناسلی دیگران لذت می برد . و این عامل مقدمه انواع سادیسم است .

روانپزشکان در کسانی که مدتی گرفتار تحریکات جنسی بدون ارضاء شده اند بیشتر از ناراحتی های عصبی و روان تنی یا پاره ای از آنها را ملاحظه کرده اند : 1- دشواری در تنفس 2- درد اطراف قلب 3- بالا رفتن طپش قلب 4- ضعف و خستگی و کوفتگی عمومی 5- درد و مالش معده  6- سر درد  7- هراس و دلهره از خاطرات غیر قابل توصیف 8- بیقراری و ناآرامی 9- بیخوابی 10- کم اشتهایی 11 خستگی فکری و دماغی

دانشمندی می نویسد : بیدار ساختن غریزه جنسی و تحریک دائم که ما قادر به ارضا و تسکین رضایت بخش آن نیستیم بدون شک خود خلاف اصول بهداشت روانی است . روانپزشکان در کسانی که مدتی گرفتار تحریکات جنسی بدون ارضا شده اند بیشتر از ناراحتی های عصبی و روان تنی برخوردار بوده اند که یکی از آنها خستگی فکری و دماغی است .

علل فراموشی از دیدگاه روان شناسی ( معرفت و فراگیری ناقص ، ضعف دقت و ضعف نفس )

10 - معرفت و فراگیری ناقص

مثلی است که می گویند : « زیان معرفت ناقص بیشتراز عدم معرفت است » یا به گفته ی معروف « نیمه مُلا آفت ایمان  و نیمه طبیب آفت جان »

گاهی تصور می کنیم چیزی را فراموش کرده ایم در حالی که واقع امر آن است که یا اصلا آنرا نیاموخته و یا به خوبی نیاموخته ایم ، لذا برای نگه داشتن چیزی در حافظه لااقل باید آن را بطور کامل و درست به صورتی موکد به ذهن بسپاریم .

11- ضعف دقت

دقت با استعداد حفظ کردن مطالب آموخته قبلی ، و یاد آوری آنها ارتباط کاملی دارد . ناتوانی از یاد آوری یک تجربه همیشه دلیل ضعف قدرت حفظ کردن نیست بلکه فراموشی علتهای مختلفی دارد . درسی که دانش آموز نمی تواند دقت خود را روی آن متمرکز کند یاد آوری آن هنگام لزوم برایش دشوار خواهد بود . بنابراین می توان گفت که قسمت عمده ضعف قدرت حفظ کردن دانش آموزان به ضعف قدرت دقت ایشان بستگی دارد.

12- ضعف نفس

سعی نکنید درباره مشکل بودن موضوعی را که می خواهید آن را یاد بگیرید حرف بزنید یا فکر کنید و یا مدعی شوید که موضوع گیرا نیست و یا این که وقت پرداختن بدان را ندارید . سعی کنید ذهنتان را از این نوع افکار منفی دور نگاه دارید ودر عوض پیوسته با خود بگوئید من هم می توانم آنچه را دیگران آموخته اند بیاموزم و همانطور که آنان از  آموخته های خود بهره مند می شوند از معلومات ودانش خود بهره مند شوم .

هنگامی که شما به حافظه شخص دیگری متوسل می گردید در حقیقت از به کار بردن حافظه خودتان خودداری می کنید در این صورت حافظه شما چه صورتی خواهد یافت ؟

شهرت دارد تبری که کار نکند به تدریچ زنگ میزند با آن که حافظه با تبر فرق فراوان دارد ، قدر مسلم آن است که بر اثر بیکاری از تاثیر آن کاسته می شود . چرا؟ تنها برای این که تصمیم گرفته اید از آن استفاده نکنید و برای آن که تصمیم های شما قوانین و اصول زندگی شماست .

هر گاه احساس می کنید که نظم و ترتیب زندگی شما در دست دیگران است و حافظه شما چنانچه باید قوی نیست به گذشته خودتان مراجعه کنید و مشاهده نمائید که آیا هیچ اتفاق نیفتاده است که بخواهید از حافظه دیگران استفاده کنید ؟ آن لحظاتی را که به حافظه دیگران متوسل گردیده اید به یاد آورید هر یک از این لحظات عاملی برای تقویت تصمیم شما در خودداری از به کار بردن حافظه خودتان به شمار می رود .

علل فراموشی از دیدگاه روان شناسی ( عدم ذوق و علاقه نسبت به امر فراموش شده )

9- عدم ذوق و علاقه نسبت به امر فراموش شده

فراموشی با کیفیت و ماهیت اموری که آموخته می شوند و نیز با زمینه انفعالی خود شخص و نوع علاقه او نسبت به آن چه که باید آموخته شود رابطه مستقیم دارد

روانشناسان نتیجه چند آزمایش مربوط به فراموشی چیزهای مختلفی که یاد گرفته شده اند را نشان داده اند در این نتایج دیده می شود که حفظ هجاهای بی معنی از همه دشوار تر است و بزودی فراموش می شود . پس از آن نثر و بعد شعر می آید .

وقتی یادگیری با بینش همراه باشد دیرتر فراموش می شود .مثلا عده ای از دانشجویان بازیهای معمائی مختلف را آموخته اند عده ای راه حل را بدون فهمیدن اصول آن به یاد سپردند و عده دیگر اصول و قواعد آن را نیز درک کردند و به یاد سپردند. اکثر کسانی که بدون فهمیدن قواعد ، بازیها را حفظ کرده بودند در ظرف یک ماه بیشتر آن را فراموش کردند آنها که اصول و قواعد را فهمیده بودند وقتی پس از یک ماه آزمایش شدند ، تقریبا همه ی آن را به یاد داشتند.

آمادگی و علاقه به چیزی ادراک را در میان عمل خود سریع و آسان می کند و در خارج از آن کند و دشوار می سازد . شخصی که نام کسی ، کتابی ، محل و یا میعادی را فراموش می نماید قطعا به نحوی نسبت به آن موضوع بی علاقه می باشد و یا عوامل دیگر از قبیل علاقه شدید به موضوع دیگری موجب آن می گردد که شخص تحت تاثیر آن عوامل آن موضوع را فراموش کند .

مثلا زنی بعد از ازدواج اغلب اوقات نام جدید خود را فراموش نموده و در هنگام امضاء یا معرفی خود نام دوران دوشیزگی اش را اظهار می داشت بعد بر اثر تحقیقی که در این باره به عمل آمد ثابت شد که خانم مزبور از زندگی زناشویی خود ناراضی است .

دانش آموزی قول داده است سر ساعت چهار در خانه باشد لیکن ساعت شش به خانه می رسد چون مشغول شنا بوده ، قولی را که داده است فراموش کرده است .

زنی فراموش می کند به مغازه ای که مورد نظرش بوده داخل شود ، زیرا حواسش شش دانگ متوجه ویترین مغازه های دیگر بوده سات .

بچه ای که سرگرم بازی است همه چیز را چنان فراموش می کند که حتی خودش را خیس می کند و به سرما می دهد .

این مثالها یک وجه مشترک دارند ، بدین معنی که در فراموشی ولو موقتی هم بوده باشد برای شخص نفعی متصور است علاوه بر این عواملی که منجر به فراموشی می گردد، در نظر ابتدائی روشن و معلوم نیست . زیرا هر گاه روشن می بود مسئله جلوگیری از یاد آوری مطرح نبود بلکه این فراموشی در برخی موارد جنبه  « بدقولی » و گاهی جنبه « خودخواهی » پیدا می کرد.

علل فراموشی از دیدگاه روان شناسی ( تکرار مطالب به طور طوطی وار)

8- تکرار مطالب به طور « طوطی وار » و « تلنباری کردن » حافظه ازمطالب

مردم به راستی نمی دانند ذهنشان چگونه کار می کند و به جهت تصورات غلط درباره شناخت اصلی عمل ذهن اغلب ظرفیت به یاد آوری خویش را فلج کرده و از دست می دهند .

متاسفانه سیستم آموزشی امروز در پیدایش این وضع وحشتناک موثر است . زیرا دانش آموز به دیده صندوقچه ای اطلاعاتی نگریسته شده که در موارد مختلف در امتحانات اطلاعات اکتسابی خود را در ورقه ی آزمون باز پس دهد که انگیزه وی نمره و نهایتا اداره زندگی است . زیرا در تعلمیات مدارس فعلی دانش آموزان کلمات را بدون توجه به معانی آنها تلفظ می کنند و مثالهایی دیگری غیر از آن چه در کتب درسی نوشته شده به یاد نمی آورند . این گونه آموختن ها به آنان مجال فکر و جستجو نمی دهد . زیرا آنان فقط حفظ می کنند و چون ضبط صوت آنچه را که حفظ کرده اند منعکس می سازند .

در جریان این نوع تکرار ، مطالب برای شخص گنگ و نامفهوم است و قوای شخص پرورش نمی یابد . بلکه عقل منجمد شده فعال وخلاق و متفکر وکنجکاو نمی شود . و گفته اند: « مغز انباشته به کار نمی آید مغز پرورده می باید »

و بنا به گفته مونتنی ، دانشمند فرانسوی ، از حفظ کردن ( با چنین روشی ) دانستن نیست.

علل فراموشی از دیدگاه روان شناسی ( نگرشی سطحی )

7- نگرشی سطحی

ما در زندگی روزانه بیشتر چیزها مانند تابلوهای مغازه ها ، نوع ماشین های سواری ، محل ادارات ، و شرکت ها و فروشگاهها و ... را اتفاقی یاد می گیریم و چون از قبل قصد یاد گرفتن آنها را نداشته ایم این گونه امور اثر ضعیفی در ذهن ما از خود به جای می گذارد و به همین دلیل کمتر نگهداری می شوند . و این بدان علت است که در زمان یاد گرفتن یا ارزشی برای آنان قائل نبودیم یا توجه ما کم بوده است .

حوادث ناچیز وافکار گذرانی که حس نیرومندی در ما ایجاد نکرده و یا اهمیت و ارزش زیادی برای ما ندارد ، درست مانند دوائری که بر اثر پرتاب سنگریزه ای در آب بوجود آید بتدریج ناپدید می گردند .

برای این که به سرعت محفوظات خود را از دست ندهیم باید از سطحی بودن جدا برحذر باشیم ودر هر موضوع غور کنیم . موقع مطالعه کتابهای پر محتوا شتاب نکنیم بلکه معنی این نوع کتابها را جمله به جمله بلکه کلمه به کلمه بفهمیم تا افکار عالی آن در لوح خاطر ما نقش بندد .

موقع مطالعه کتابهای نیمه سطحی باید همان کار را کرد که فروشنده لبنیات با شیر می کند . باید خامه آن را گرفت و به قسمت های دیگر چندان اعتنا نکرد . مطالعه زیاد بدون تفکر چندان ثمری ندارد

مطالعه باید بمنزله ی حاشیه و تفکر بمنزله ی متن باشد تا مثمر ثمر گردد.

علل فراموشی از دیدگاه روان شناسی ( بکار نینداختن نیروی حافظه )

6- بکار نینداختن نیروی حافظه

هر گاه استعدادهای موجود به کار گرفته نشود و از نیروی حافظه استفاده نگردد ، کم کم قوای فکری و روحی به تحلیل می رود .

ویلیام جیمز می گوید : مردم دنیا سرچشمه فعالیت نهائی دارند که هر گز از آنها استفاده نمی کنند و کم پیدا می شود کسی که مقدار زیاد یا دست کم نیمی از نیرویش رابه کار ببرد .

یک ماشین اگر کار نکند در اثر زنگ زدگی زودتر فاسد می شود تا اگر کار کند و پس از مدتی از کار بیفتد . این امر درباره ی انسان خیلی بیشتر صادق است .

حضرت علی ع می فرماید :« آنچه که روح آدمی را صیقل می دهد کار است »

ثابت شده که حافظه از قانون « لامارک » پیروی می کند گر چه این قانون صرفا برای اعضای بدن وضع شده ولی اغلب قدرتهای درونی انسان نیز تابع این قانون هستند.

در قانون لامارک ذکر شده که هر عضوی که مورد استفاده قرار نگیرد ضعیف شده و از بین می رود . مثلا انگشت پنجم کف پای انسان که درحال حاضر منشأ اثری نیست به طور قطع روزی از بین خواهد رفت و به عکس شست پا قوی تر و نیرومند تر خواهد شد . نیروی حافظه نیز وقتی مورد استفاده قرار نگیرد به تدریج ضعیف شده ، و شدت و حدّت اولیه خود را از دست می دهد و شما می توانید این موضوع را شخصا امتحان کنید . بدین معنی که اگر مدتی به دنبال مطالعه و حفظ کردن و بخاطر سپردن مطالب را رها کنید و بعد بخواهید چیزی را از بر کنید خواهید دید که خیلی مشکل از سابق  در مغز شما جایگزین می شود و بر عکس در ایامی که شما در جریان کار هستید و مرتب مطالبی را از حفظ می کنید خیلی به آسانی می توانید مطالب رابه خاطر بسپارید .

مناظره ی جالب جابر و امام صادق ع

جابر یکی از اصحاب امام صادق ع گوید : از امام صادق ع سوال کردم که پیری نسیان می آورد ؟ و آیا این موضوع یک قاعده ی کلی است .

امام جعفر صادق ع فرمود:« نه ای جابر و آنچه نسیان می آورد به کار نینداختن نیروی حافظه است . نیروی حافظه مانند سائر نیروهای موجود آدمی برای این که قوت داشته باشد بایستی به کار بیفتد . اگر یک جوان هم نیروی حافظه خود را به کار نیندازد ، دچار نسیان می شود  . اما فراموشی در بعضی از سالخوردگان ناشی از این است که بر اثر ضعف نیروی جسمی ، توجه آنها نسبت به محیطی که در آن زندگی می کنند کم می شود و توجه آنها نسبت به نوه هاو نبیره ها ( اگر توجه داشته باشند ) کم می گردد تا جائی که وقتی نوه یا نبیره آنها بزرگ می شود وی را نمی شناسند . هر قدر که ضعف نیروی جسمی زیاد می شود توجه آنها نسبت به محیطی که در آن زندگی می کنند کمتر می گردد.

دیگر میل ندارند که از خانه خارج شوند و نمی خواهند که سفر کنند و حتی وقایع بزرگ و ناگهانی هم مورد توجه آنها قرار نمی گیرد . به همین جهت حافظه آنها دیگر به کار نمی افتد و راکد می شود و آن رکود سبب می گردد که ، اولا چیزی بر ذخایر حافظه افزوده نشود و ثانیا تمام یا قسمتی از ذخائر حافظه فراموش گردد ، در نتیجه مرد یا زن سالخورده نه فقط آنچه را که در زمان او می گذرد نمی داند ، بلکه آنچه را که می دانست و در حافظه اش متمرکز شده بود فراموش مینماید .

مردم وقتی که یک یا دو سه سالخورده را دیدند که حافظه خود را از دست داده اند آن را یک قاعد ه ی کلی می دانند و می گویند : هر کس دچار پیری شود دچار فراموشی می گردد ، اما سالخوردگانی که نمی گذارند بر اثر ضعف نیروی جسمی ، حافظه آنها راکد گردد در دوره ی سالخوردگی حافظه ای نیرومند تر از دوره جوانی دارند چون حافظه آنها در تمام عمر به کار مشغول بوده و در سنوات آخر عمر به حد اعلای قوت خود رسیده است

مترجم کتاب مغز متفکر جهان شیعه می نویسد : کلام حضرت امام ع از لحاظ این که اگر حافظه به کار بیفتد در دوره ی پیری ضعیف نمی شود صحیح است . اما زیست شناسان و علمای وظائف الاعضاء امروزی می گویند که مرکز حافظه در دو نیمکره مغز ، روی جدار خارجی مغز می باشد و در کسانی که با دست راست کار می کنند سلولهای مرکز حافظه در نیمکره چپ مغز بر اثر سالخوردگی نرمی خودرا از دست می دهد و قدری سخت می شود و این موضع سبب ضعف حافظه گردیده ، دست چپ را به کار بیندازد مرکز حافظه ای که در نیمکرده راست مغز قرار دارد به کار خواهد افتاد و حافظه به وضع اول در می آید . علمای زیست شناس و وظائف الاعضاء می گویند : حتی در کسانی که بر اثر سالخوردگی دچار سختی سلولهای مرکز حافظه شده اند، اگر حافظه به کار بیفتد وآنها دقت کنند که حافظه شان بیکار نماند دچار فراموشی نخواهندشد .

علل فراموشی از دیدگاه روان شناسی ( سوء تغذیه و رژیم های سخت غذایی و زندگی و کار یکنواخت)

4- سوء تغذیه و رژیم های سخت غذائی

گرچه ارتباط نسبت هوش با تغذیه هنوز روشن نشده است ، ولی مواردی از مختل شدن فکر و اعصاب در اثر بدی تغذیه دیده شده است . در این واقعیت نباید تردید داشت که بیشتر بیماریهای جسمی و روانی از عدم تعادل در تغذیه سرچشمه می گیرد .

همچنین باید دانست که بسیاری از عقب ماندگی های فکری و ... به عدم تعادل در برنامه ی غذائی باز بسته است و برخوردار نبودن از مواد غذایی مورد نیاز بدن است که این عیوب را موجب می شود . فراموشکاری و عدم احساس مسئولیت یکی از علائم بدی و کمی تغذیه می باشد . غذاهایی که فاقد ویتامین ب12 است موجد فراموشی است.

آزمایشی در این زمینه

روانشناسان به ما می آموزند که حواس پرتی و فراموشی ها و ضعف حافظه می توانند ناشی از عرضه کمبود مواد غذایی باشند . در یکی از بیمارستانهای استان فیلادلفیا در ایالات متحده امریکا دسته ای از محققان بیماران سالخورده بیمارستان را غذای معمولی بیمارستان دادند و بعد درباره ی حافظه و صراحت و سرعت فکر و هوشیاری آنها بطور کلی یک سری تست برداشتند و سپس به همین بیماران ویتامین های ب خوراندند و بعد از مدتی تست های دیگری برداشتند و با تست های اولی یعنی قبل از مصرف ویتامین ب مقایسه کردند . در هوش فطری بیماران هیچ گونه تغییری دیده نشد ولی بعد از مصرف ویتامین های ب بهبود کاملی در حافظه و صراحت فکر آنها مشاهده گردید . این بهبود حافظه و قدرت فکری وقتی بهبود بیشتری یافت که در غذای این بیماران تمام ویتامین های ب را وارد کردند . 

5- زندگی و کار یکنواخت

شخصی که کار یکنواخت و تکراری انجام می دهد که احتیاجی به نیروی فکری و هوش ندارد کم کم قوه فکر و هوش او از کار می افتد . ولی اگر این شخص در خارج از محیط کار خود، از فکر و هوش خویش استفاده نماید ، مثلا مطالعه کند ، هنری بیاموزد و سرگرمی های آموزنده داشته باشد ، قوای فکری او پرورش می یابد.

علل فراموشی از دیدگاه روان شناسی ( فشارها و سخت گیری های وارده در دوران کودکی)

3- فشارها و سخت گیریهای وارده در دوران کودکی

باید تصدیق کرد یکی از علل مهم آسیب دیدن نیروی حافظه فشارهای متعددی است که از همه طرف به دارندگان حافظه ی بی نقص و خوب وارد می آید . و بنابراین جای تعجب نیست که اکثر حافظه ها در همان سالهای اولیه زندگی لطمه فراوان می بیند .

حافظه از راههای متعدد و بغرنجی آسیب می بیند فی المثل به کودکی مکرر تذکر می دهند که به آنچه گفته می شود « دقت کامل کند » تا آن را بتواند به خوبی به یاد آورد . چه پدر و مادر و چه آموزگا در این خصوص تاکید می کنند . ادراک کودک از این تذکرات پی در پی آن است که تا کسی دقت نکند نمی تواند چیزی به ذهن بسپرد و چون کودک به این فکر معتقد گردید و مطلب را گاهی درست به یاد نیاورد چنین نتیجه می گیرد که حافظه اش ضعیف است و از آن پس یا باید همواره دقت کامل کند و یا آن که در یاد آوری مطالب مواجه با اشکال گردد .

دوران زندگی خودتان را در آموزشگاه از نظر بگذرانید . از درسهای آن زمان کدام یک را به سهولت به یاد می آورید و در تجدید خاطره چه مطلبی اشکال دارید؟ آیا بین آن مطالبی که در آن زمان به دقت گوش می دادید و آن نکاتی که اکنون به سهولت به یاد می آورید ارتباطی وجود دارد ؟ آیا این عادت را به مراحل دیگر زندگی خودتان نیز انتقال داده اید ؟ فی المثل آیا به این نکته پی برده اید هر گاه هنگام گفتگو به مطلبی دقت نکنید ناگزیرید از گوینده تقاضا کنید مطلبش را تکرار کند ؟

بسی جای تاسف است که انسان از آغاز بدون تامل دچار لغزش می گردد و سپس برای وضعی که بی جهت بوجود آورده است باید تلاش فراوان مبذول دارد ، بمحض این که شخص به بی نقصی حافظه ی شخص دیگری پی بَرَد آرزو می کند حافظه ی بی نقصی مانند حافظه ی آن شخص داشته باشد ، و بدین طریق سیر قهقرائی شروع می شود .

ما در تکاپوی اصلاح نیروی حافظه خودمان بر می آئیم و بدین طریق شروع به محدود کردن دامنه فعالیت حافظه خودمان می کنیم یعنی در حقیقت خودمان را در قالبی که دیگران برای خودشان بوجود آورده اند می ریزیم و بدین طریق برای تقویت نیروی حافظه خودمان الگوهایی اختیار می کنیم که متعلق به خودمان نیست و درست مانند لباش گشاد و بی تناسبی بر روی دوشمان آویزان می ماند . این الگوها با آن که در ظاهرفوق العاده مطلوب می نمایند، کاملا جنبه ی ظاهری دارند و حال آن که با اندک فعالیت و توجه می توان حافظه را به مسیر حقیقی خود افکند .

چون بدین طریق حدود و قیودی برای حافظه ایجاد کرده ایم بمحض اینکه به حقایق برخوردیم احساس ناراحتی می کنیم . بدین طریق که چون ما با حدود مصنوعی و قرار دادی حافظه نمی توانیم به هدفهای خود نائل گردیم . پیوسته در صدد تجسس قواعد و اصول جدیدی برای تقویت نیروی حافظه خود بر می آئیم و بیش از پیش خویشتن را در پیچ و خم افکار مبهم و تحمیلی درباره ی حافظه گرفتار می کنیم . در نتیجه نیروی حافظه ما رو به ضعف می نهد و از میل ما برای انجام کارها کاسته می شود و تنها خاطره بعضی چیزها که مورد علاقه ما بوده است با قی می ماند .

چگونه می توان حافظه ضعیف شده را با دیگر تقویت کرد ؟ شخص باید از محدودیت هائی که درگذشته ، برای حافظه خود قائل شده است دست بردارد .

هر گاه به وضع خودش دقیق شود متوجه می گردد که برخی از این محدودیت های تحمیلی عواقب وخیمی برای او به بار آورده است . فی المثل عده ای از اشخاص عقیده دارند هر گاه خاطره ی دردی را در ذهن تجدید کنند این درد بر درد پیشین آنها اضافه خواهد شد و این تشدید درد آنان را خواهد کشت . عده ای دیگر به غلط چنین می پندارند که تجدید خاطرات گذشته آدمی را به طرف جنون سوق می دهد و بالاخره دسته ای مردم چنین عقیده دارند که تنها بر اثر دقت کامل می توان چیزی را به ذهن سپرد و سپس آن را به یاد آورد .

باید هر عقیده و فکری را که موجب ضعیف شدن نیروی حافظه می گردد به دورانداخت . لکن قبلا درباره ی آن باید بررسی کافی کرد .

علل فراموشی از دیدگاه روان شناسی

1- فراموشی معلول عوامل وراثتی

عبارت است از ، فراموشی های ناشی از آسیب های حاصله در هنگام انعقاد نطفه:

- آسیبهای دوران جنینی

- آسیبهای دوران حمل

- امراض عفونی ( بخصوص مننژیت و آنسفالیت و گاهی سرخک )

- برخوردار نبودن مادران از تغذیه صحیح در ایام وضع حمل

طبق یک آمار رسمی 80% از کودکان ناقص الخلقه جهان و کودکانی که دارای نقصان رشد مغزی و عصبی و جسمی هستند در دوران بارداری مادرانشان درست تغذیه نشدند .

- اعتیاد زنان باردار

فرزندان مادران سیگاری در دوران تحصیل از سائر کودکان هم سن خود عقب مانده ترند و این عقب ماندگی به مقدار سیگار مصرفی مادر در دوران حاملگی بستگی دارد ، زیرا سیگار باعث کم شدن سلولهای مغز کودک می شود .

در سنوات اخیر مشاهده شده است که استعمال دخانیات در نزد زنان باردار و شیرده اثر نامطلوبی بر روی جنین و فرزند شیر خوار آنها گذارده است . معلوم شده است که نیکوتین از راه جفت عبور کرده وارد جریان خون جنین می گردد و نیز وجود نیکوتین را در شیر مادران مشاهده نموده اند .

2- کمبود و یا بد کار کردن بعضی از غدد مترشحه داخلی بخصوص غده تیروئید و پاراتیروئید

غده داخلی ، غده ای است که ترشحش مستقیما وارد خون می شود . چنین غده ای یک یا چند هورمون دارد که در بالا بردن یا پایین آوردن میزان فعالیت بدن یا بعضی اندامها بسیار موثر هستند . غدد داخلی عبارتند از : تیروئید ، پاراتیروئید ، غدد فوق کلیوی ، پی توای تریا ،هیپوفیز ، غدد تناسلی ، غدد تیموس ، و پیتال و قسمتی از کبد و لوزالمعده .

این غده که در قسمت جلوی گلو قرار گرفته است ( تیروئید ) ذهن شخص را سریع الانتقال می کند و در تغذیه بدن به طور کلی تاثیر مهمی دارد .

اگر عمل این غده خیلی شدید باشد تولید فعالیت زائد می نماید ، که باعث تحریک اعصاب و پریشانی خیال می گردد . و بر عکس اگر فعالیت این غدد بطی باشد بدن انسان فربه و دارای گوشتی سست و شخص هم کند ذهن و بطی الانتقال و تنبل و سرماخور و خواب آلود و مات و متحیر می شود .

کمبود ترشحات غده پاراتیروئید ( پاراتیروئید از چهار غده کوچک و قرمز رنگ ترکیب یافته است که در سطح خلفی لبهای طرفی غده تیروئید قرار دارد ) سبب کسالت ، تنبلی ذهنی و کُند ذهنی است

وقتی ترشح سیب آدم ( سیب آدم غده ای است که در زیر گلو واقع شده و از خود ترشحات مهمی دارد که یکی از مهمترین ارکان بدن به حساب می آید ) کم می شود قوه حافظه و تفکر کند می گردد و زیادی ویتامین ب سبب قطع رابطه مرکزی تکلم و مرکز حافظه و در نتیجه فراموشی می شود .

فوائد فراموشی از دیدگاه امام صادق ع

فوائد فراموشی ( طبیعی ) از دیدگاه امام صادق ع

به همانگونه که حافظه از بزرگترین نعمت های خداوندی است ، فراموشی نیز یکی از تفضلات خداوند بر بندگان خود می باشد ، بلکه بالاتر از نعمت حافظه است . زیرا اگر فراموشی برای انسان نبود از هیچ مصیبتی تسلی نمی یافت و حسرت و افسوس همیشه همراه  او بود ، و کینه ی مردم از دلش زایل نمی شد، و با یاد آوری آفات دنیا از هیچ لذتی بهره نمی برد. انسان هیچ گاه امید نداشت که سلطان از تقصیر او غفلت کند و حسود از حسادتش دست بردارد ( زیرا در آن صورت سلطان و حسود نیز فراموشی نداشتند و در صدد انتقام بودند ) . ببین خداوند چگونه حافظه و فراموشی را که ضد یکدیگرند در انسان قرار داده که چنانکه هر یک از آنها نبود ، زندگی انسان مختل می شد .

اهمیت ( نعمت ) فراموشی طبیعی

فراموشی یکی از موهبت های بزرگ خداست . نه فقط فراموش کردن ضررها و مصیبت ها و مانند آن که جای خود دارد ، منظور فراموش کردن تدریجی مقدار زیادی از خاطرات گذشته دوران کودکی و یا دورانهای بعد است . در حقیقت دستگاه بایگانی حافظه ، با این عمل کار بسیار مهمی را انجام می دهد ، چه این که تعداد قفسه های حافظه ، اگر چه فوق العاده زیاد است ولی بالاخره محدود است و حسابی دارد و اگر یک روز همه پر شد هر حادثه جدیدی بخواهد به این محفظه راه یابد عقب زده می شود و به او گفته می شود : ببخشید ، جا نیست . و به این ترتیب انسان حتی از حفظ یک کلمه یا یک نام کوچک جدید عاجز خواهد ماند . چه سرنوشت شوم و وحشتناکی !

 اما این دستگاه به طور اتوماتیک با ورود خاطرات و مسائل جدید تعدادی از پرونده های بی مصرف گذشته را بدور می ریزد و خاطراتی را که چندان به درد نمی خورد ، و ماهیت حیاتی ندارد فراموش می کند و به اصطلاح خانه تکانی می نماید و قفسه ها را برای پذیرش موضوعات جدیدتر و تمیز آماده می سازد .و جالب اینکه این که در این کار به قدری باهوش است که مسائل مورد نیاز و پرونده هایی را که در زندگی شخصی سراغ دارد مشمول این تصفیه قرار نمی دهد . تنها به سراغ آنها می رود که کم اهمیت است و شایسته سپردن به دست فارموشی .

اگر فراموشی گاهی بد باشد بیشتر اوقات خوب است .

«مونتی » از خود می پرسد ، آیا مغزی که خوب تربیت شده باشد بهتر از مغزی نیست که خوب پر شده باشد ؟ فراموشی تا اندازه ای جنبه ی غائی دارد و آن شکلی از عقل انسانی که « تجریه » نام دارد عملش فقط حفظ جزئیات نیست که جنبه تعلیمی یا درسی دارند بلکه وظیفه آن خارج کردن جزئیات بی مصرف و بی معنی و بیهوده نیز از مغز می باشد .

«دوگا» هنر فراموش کردن را مکمل علم توسعه حافظه و ذهن می دانند . البته فراموشی مستقیم وجود ندارد ، یعنی انسان به علت اینکه می خواهد موضوعی را فراموش کند آن را فراموش نخواهد کرد . اما تمایل به فراموش کردن آن را دارد و چون کوشش می کند به جای آن ، فکر دیگری را بگذارد موفق به فراموش نمودن آن می شود . خلاصه اینکه فراموشی به طور غیر مستقیم و از دور فراهم می شود .

انواع فراموشی

الف) فراموشی طبیعی

فراموشی طبیعی یک امر عادی و در همه کس کم و بیش دیده می شود و برای ذهن از ضروریات اولیه به شمار می رود .زیرا اگر نفس قادر نبود به این که قسمتی از جریانات و حالات خود را به طور موقت یا دائم مورد غفلت قرار دهد همواره در زیر بار متراکم کیفیات کلی و جزئی بیشمار و پیچیده و مغشوش به سر می برد و نمی توانست هیچ عمل مهمی انجام دهد .

بعلاوه فراموشی به گفته یکی از دانشمندان « ریبو» قوه ای است نجات دهنده و پر فایده ، زیرا نمی گذارد زندگی گذشته ما را زیر چنگال خود اسیر نگاهداشته مجبور کند به این که همواره آن را تجدید کنیم . کسانی که قوه فراموشیشان کم است ، و جزئیات گذشته با سماجت مخصوص در خاطر آنها باقی مانده و خودنمائی می کند حقیقتا اسیر آنها شده ، راحتی ندارند .

ب ) فراموشی غیر طبیعی

فراموشی غیر طبیعی بسیار زیاد است که به چند قسم آن اشاره می شود :

1- فراموشی تدریجی : که بیشتر در پیران دیده می شود و آن نتیجه ضعف و انحطاط مراکز عصبی است .

2- فراموشی ناگهانی : که غالبا دنبال ضربه ای که به سر وارد آید یا حمله صرعی یا تاثر شدید روحانی دست می دهد

3- فراموشی کلی : در صورتی است که تمام گذشته از خاطر زدوده و محو شود و فرد برای همیشه با تمام گذشته خود قطع رابطه کند

4- فراموشی جزئی : وقتی است که دوره محدودی از زندگی گذشته فراموش شود . مثل فراموشی های قهقرائی و آن این است که فرد بیمار در نتیجه ی حادثه مدتی محدود را از زمان وقوع آن حادثه به ما قبل فراموش می کند

5- فراموشی اختصاصی : هنگامی است که دسته معینی از صور ذهنی فراموش می شود مانند رنگها یا اشکال یا اصوات یا اعداد یا فلان زبان

6- فراموشی هایی که معلول امراض مربوط به تکلم است و آن بر سه قسم است :

الف) نوعی ازلالی : و آن چنان است که مریض سخن و نوشته دیگران را می فهمد و خودش هم کتبا می تواند بیان مقصود کند لیکن نمی تواند تلکم کند

ب ) کری ذهنی : مریض میتواند سخن بگوید، چیز بنویسد ، و بخواند ولی آنچه را که می شنود نمی فهمد

ج ) کوری ذهنی : مریض از درک معنی چیزی که می خواند عاجز است .

باید دانست که امراض مربوط به تکلم نتیجه اختلال حافظه ، تنها نیست بلکه در این حالت استعدادهای دیگر نفس هم شاید صدمه دیده باشند . زیرا در قوه تکلم علاوه بر حافظه ، عادت و پاره ای از اعمال عالیه عقلانی نیز دخالت دارند

7- تحریک یا اشتداد غیر طبیعی حافظه : از جمله نمونه های آن گواهی برخی افراد است که وقتی از خطر مرگ رهائی یافته اند می گویند :

« در آن لحظه ای که میان مرگ و زندگی بوده اند جزئیاتی از گذشته خود را بخاطر آورده اند که در تمام عمر به یاد نداشتند »

نمونه دیگر اشتداد غیر طبیعی حافظه در بعضی تب های شدید ملاحظه می شود .

علت تحریک حافظه غالبا بدنی است و مخصوصا بواسطه هجوم و سرعت فوق العاده جریان خون در مغز پیدا می شود .