علل و عوامل فراموشی در اخبار و روایات ( دروغگویی و کثرت گناه)
امام صادق ع فرموده : تحقیقا از چیزهایی که خداوند توانا بر زیان و بدبختی دروغگوها قرار داده ، فراموشی است . ( زیرا دروغگو مجال برای تأمل و تفکر به خود نمی دهد به خیال این که کسی از راز اوآگاهی ندارد به عاقبت و پایان کار باریک نمی شود و همیشه دچار تناقض گویی شده و با چنین اعمالی به رسوائی وفراموشی خود کمک میکند )
در مثل است که دروغگو کم حافظه می شود. دروغی که گفته به یادش نمیماند ، و فراموشش می شود. هنگامی که بار دیگر خواست از آن سخن بگوید جور دیگر خواهد گفت ، در نتیجه دروغش کشف می شود.
شاید یکی از علل فراموشی دروغگو آن است که دروغ وجود واقعی در خارج و در مغز ندارد . واقعیت دروغ همان جعل می باشد . اموری که در ذهن وجودشان تابع جعل و اراده است مادامی که مورد اراده هستند ، وجود جعلی آنها محفوظ است . همان اندازه که غفلتی پیدا شد وجود جعلی معدوم می شود و در مغز هم بقا ندارد. یاد آوری نسبت به آن دشوار است واحتیاج به جعل دومی ندارد . بنابراین دروغ نمیتواند برای خود در حافظه جایی باز کند که محو نشود.
دانشوران روانشناس میگویند: کثرت محفوظات موجب فراموشی است محفوظات جدیدی که می آید محفوظات قدیم را از صفحه ی مغز پاک می کند . کثرت دروغ و پشت سر هم دروغ گفتن هم فراموشی می آورد. زیرا دروغ های جدید ، آثار دروغ های قدیم را از مغز محو میکند . چیز دیگری که موجب فراموشی دروغ می شود آن است که مطلبی در حفظ می ماند که مورد اهتمام شخص باشد . کسی که کارش دروغگویی گردید چندان به دروغ خود اهتمامی ندارد . دروغ برای او امری است عادی . هر موقع که بخواهد باز هم دروغ میگوید . دروغ های او در حد معینی متوقف نمیشود . دروغ برای دروغگوی حرفه ای نامتناهی عددی است ، در نتیجه کمتر در خاطرش می ماند و فراموش میشود .
شاهد تاریخی از قرآن
هنگامی که فرزندان حضرت یعقوب ع یوسف را برهنه به چاه افکندند، پیراهن یوسف را با خون حیوانی رنگین نموده ، شبانگاه نزد پدر آمده گریه کنان گفتند : گرگ یوسف را درید ، این هم پیراهن خون آلوده ی اوست . پدر پیراهن را گرفته با نظر دقیق به همه اطراف آن نگریست ، کوچکترین پارگی در آن نیافت . فرمود: چه گرگی بوده یوسف مرا پاره پاره نمود و بلعید اما پیراهن را پاره نکرده است . این امر چگونه امکان پذیر است . فرزندان بعقوب که با چنین نقشه ای فسقشان آشکار و دروغشان ظهور کرد بعدا با یکدیگر میگفتند ما چرا فکر نکردیم و پیراهن را لااقل پاره ننمودیم؟ این است فراموشی هک خداوند بر درغگویان عارض میکند .
سرگذشت یوسف و داستان او با برادرانش این اصل معروف را به ثبوت می رساند که دروغگونمیتواند راز خود را برای همیشه مکتوم دارد چرا که واقعیت های عینی به هنگامی که وجود خارجی پیدا میکند روابط بی شماری با موضوعات دیگر در اطراف خود دارد ، و دروغگو که میخواهد صحنه نادرستی را با دروغ خود بیافریند هر قدر زیرک و زیر دست باشد نمی تواند تمام این روابط را حفظ کند به فرض که چندین رابطه دروغین در پیوند با مسائل پیرامون حادثه درست کند باز نگهداری همه این روابط ساختگی در حافظه برای همیشه کار آسانی نیست و کمترین غفلت از آن موجب تناقض گویی می شود . بعلاوه بسیاری ازاین پیوندها ، مورد غفلت قرار میگیرد و همان هاست که سرانجام واقعیت را فاش میکند و این درس بزرگی است برای همه کسانی که به آبرو حیثیت خویش علاقمندندکه هرگز گرد دروغ نروند و موقعیت اجتماعی خویش را به خطر نیفکنند وخشم خدا را برای خود نخرند.
15- کثرت گناه
امام باقر ع می فرماید که خداوند حکم قطعی فرموده است که هیچ نعمتی را از کسی نگیرد ، مگر این که مرتکب گناهی شود که سزاوار آن عذاب و بلا باشد.
حضرت علی ع در دعائی که به کمیل تعلیم داد می فرماید : خداوندا بیامرز از برای من گناهانی را که تغییر می دهد بر من نعمت های تو را .
نعمت در اصل آن حالتی است که انسان به سبب آن حالت لذت می برد . بر حسب آنچه از مجموع روایات استفاده می شود گناهان که باعث تغییر نعمت است عبارتند از :
1- قدردانی ننمودن از نعمت یا کفران نعمت ( چه کفران فعلی چه کفران حالی چه کفران قولی )
2- نعمت را در غیر مورد صرف نمودن
3- کوچک شمردن نعمت ها
4- شکایت از معبود
5- شرک به خدا
6- اظهار فقر و تنگدستی
7- ترک مساعدت ( ترک دادرسی گرفتاران ، ترک اعانت به مظلومین )
8- دروغ بر خدا و پیامبر ص
9- قطع رحم
10- استخفاف و تأخیر نماز
11- ظلم بر مردم
12- بی غیرتی و عدم تحفظ نسبت به ناموس
13- رد بر عالم ( مخالفت فقها راشدین و صاحب نظران در احکام دین )
موعظه ای بیدار کننده
مردی به حضور حضرت امام حسین ع رسید و گفت من مردی گنهکارم و توانایی ترک گناه را ندارم مرا موعظه فرمائید که از نافرمانی خدا دست بردارم . امام حسین ع فرمود : پنج کار را انجام بده بعدا هر چه می خواهی گناه بکن . 1- از روزی خدا مخور هر چه میخواهی گناه کن 2- از دیار و حکومت خدا خارج شو بعد هر چه می خواهی گناه کن 3- جائی پیدا کن که در آنجا خدا تو را نبیند هر چه می خواهی گناه کن 4- وقتی فرشته مرگ خواست جانت را قبض کند او را از خود بران و هر چه خواهی گناه کن 5- آنگاه که مالک دوزخ تو را به سوی آتش می راند، از فرمان وی سرپیچی کن و هر چه می خواهی گناه کن .
با سلام به دوستان خوبمان و هر کسی که از خانه ی آرامش ما دیدن میکند .