والدین زمینه ساز سعادت و شقاوت اولاد ، و یک توصیه ی نوروزی

از دیدگاه قرآن کریم و روایات اهل بیت ع و نیز ازمنظر تاریخ  و تجربه ، پدر و مادر نقش بسیار موثری در سرنوشت فرزندان خود دارند . این تاثیر به اندازه ای است که پیامبر اکرم ص می فرمایند :« پدر و مادر زمینه ساز سعادت و یا شقاوت اولاد خود هستند . اگر در تربیت کوشا باشند ، فرزند آنان رستگار می شود و اگر نسبت به تربیت بی تفاوت باشند ، فرزند آنان بدبخت می شود . البته پدرو مادر ، علت تامه در تربیت و سعادت فرزند نیستند ، ولی تاثیر آنان بسیار زیاد است و زمینه ساز تربیت فرزند هستند .» ( تفسیر القمی ، ج1 ، ص227)

قرآن شریف در سوره تحریم می فرماید :« ای افرادی که ایمان آورده اید ، شماباید هم خودتان و هم خاندانتان را از آتش جهنم نجات بدهید . چنان که به فکر خود هستید ، به فکر اولادتان هم باشید ، نماز و روزه و عبادات فرزندتان برای شما مهم باشد » ( تحریم /6)

همان گونه که خود حجاب دارید ، باید به فکر حجاب دخترتان نیز باشید . کسی که خودش متقی است ، اهل نماز جماعت و اول وقت است و به حجاب اهمیت می دهد ، ولی در این گونه موارد به فکر فرزندش نیست ، مسئول است و باید در قیامت پاسخ گو باشد .

توصیه های معظم له در یک دیدار نوروزی

نصیحت من به شما این است که یک کاری بکنید دست عنایت امام زمان عج روی سرتان باشد . در این صورت ، خواه ناخواه در بن بست ها و در بحران ها پیروزی نصیب شما می شود . معنا ندارد دست امام زمان روی سر کسی باشد و در بحران ها شکست بخورد و در بن بست ها راه برایش باز نشود . و اگر بخواهید که دست عنایت امام زمان روی سرتان باشد ، باید تقوا و خلوص داشته باشید . تقید به ظواهر شرع ، اما با این رنگی که علمای علم اخلاق می گویند : یعنی خلوص

هیچ چیزی ، هیچ کسی در نظرتان نباشد جز خداوند ، جز امام زمان ، جز چیزهایی که خدا و امام زمان دوست دارند ، غیر از این هم راهی نیست ، اگر تقوا داشته باشید ، کارهای شما نتیجه پیدا می کند .

کاربرد و تاثیر دو عنصر تقوا و خلوص ، منحصر به امور فردی نیست ، بلکه در امور اجتماعی و در جامعه نیز چنین است . یعنی اگر جامعه متقی باشد و فساد اخلاقی از آن زدوده شود ، به پیروزی اجتماعی دست خواهیم یافت و با این فساد اخلاقی ، هیچ کاری نمی توانیم بکنیم . اگر فرض کنیم که فساد اقتصادی  و نیز فساد اداری که دو عامل مخرب و ویران گر هستند ، اصلاح شود ، اما همچنان فساد اخلاقی داشته باشیم ، فایده ندارد . زندگی منهای تقوا یعنی نابودی . لذا من تقاضا دارم در خانه ، در کار و در اجتماع ، متقی باشید . اما علاوه بر اینکه متقی هستید  و تقید به ظواهر شرع دارید ، یک رنگی هم به آن بدهید که آن رنگ خداست .

رنگ خدا چه رنگ خوبی است ( بقره / 138)

شب اول قبر ، خداوند می پرسد چه آورده اید ؟ هیچ چیزی پذیرفته نمی شود مگر اینکه رنگ خلوص داشته باشد  و انسان بتواند بگوید این عمل را مختص تو آوردم . در دنیا برای تو انجام دادم و اکنون آورده ام که تحویل بدهم . اگر چنین رنگی به اعمال انسان خورده باشد ، رستگاری عالم برزخ و قیامت نصیب او می شود . و اما اگر کسی نتواند عمل مخلصانه ارائه دهد و در پاسخ به سوال خداوند که می فرماید : چه آوردی ؟ خجالت زده باشد و هیچ نتواند بگوید ، دچار مشکل می شود و قیامت سختی در انتظار او خواهد بود .

بنابراین من از شما تقاضا دارم که در سال پیش رو ، اولا تقید به ظواهر شرع داشته باشید . یعنی : اهمیت به واجبات همه همه ، اهمیت به مستحبات و اجتناب از گناه ، چه زبان ، چه چشم و چه گوش ، داشته باشید . حال توبه و انابه هم به آن بیفزایید  که اگر یک گناه آمد ، فورا به جبران و تدارک آن بپردازید . به این می گویند تقید به ظواهر شرع و همه ی علمای علم اخلاق می گویند ، هیچ چیزی را در سیر و سلوک بهتر از تقید به ظواهر شرع ، سراغ نداریم .

اما تقید به ظواهر شرع باید برای خدا باشد . هیچ چیزی ، هیچ کسی در نظرتان نباشد جز خداوند تعالی .  آن وقت است که مو ، کوه می شود، قطره ، دریا می شود و کمترین ِ اعمال ، بیشترین ارزش را پیدا می کند . همین که خداوند متعال عملی را بپذیرد ، اگر به اندازه  ی مو باشد ، مطابق کوه می ارزد و اگر به میزان یک قطره باشد ، به اندازه ی دریا ارزش پیدا می کند .

ولی اگر این رنگ نباشد ، همان تقید به ظواهر شرع هم هیچ فایده و ارزشی ندارد . یعنی اگر به اندازه ی کوه باشد ، به مویی نمی ارزد و اگر دریای عمل باشد ، قطره ای ارزش ندارد .

خدا را قسمش می دهم به حق آقا امام زمان ، این سال ، سال موفقیت آمیزی برای شما باشد . صحت ، سلامت ، امنیت ، دل خوش ، تقوا و محبت به همه ی شما و وابسته های به شما عنایت بفرماید . انشاالله

روش الگویی (2)

پدر و مادردلسوز به منظور تربیت صحیح فرزندان خود باید کنترل اعمال ، حالات و عواطف خود را جدی بگیرند و خویشتن را آزاد ، بی تعهد و بی مسئولیت احساس نکنند . اگر لازم باشد که آنها در این راه محرومیتی را بپذیرند باید چنین کنند ؛ مثلا از رفتن به برخی میهمانیها که اثرات نامطلوب بر فرزندان دارد بپرهیزند ؛ جلو خشم خود را بگیرند ؛ در ارتباط با همسر خود باگذشت و سازشی بیشتر رفتار کنند تا در حد ممکن از بروز اختلاف و درگیری جلوگیری نمایند .

متاسفانه عده زیادی از پدران و مادران این مسئولیت را در خود احساس نمی کنند و کمترین توجهی به آن ندارند ؛ به این ترتیب بسیار اتفاق می افتد که در حضور فرزندان خود مشاجره می کنند و گاه ممکن است کار را به جاهای باریکتر نیز بکشانند . آنها به این وسیله فرزندان حساس و کم طاقت خود را مضطرب می سازند و درس ناسازگاری و خشونت را در عمل به آنها می آموزند .

برخی دیگر حریم اخلاق و ادب بویژه عفت کلام را بدرستی رعایت نمی کنند و از استعمال کلمات نامناسب و احیانا زشت و رکیک باکی ندارند . به کار بردن این گونه کلمات سبب می شود که فرزندان از همان اوان کودکی حریم ادب را جدی نگیرند . رواج بد دهنی و فحاشی در بعضی کودکان و نوجوانان بیش از همه ناشی از همین علت است .

در بعضی خانواده ها حریم حرمت پدر بزرگ و مادر بزرگ محفوظ نیست ؛ در چنین خانواده هایی گستاخی به پدر و مادر را فرزندان درعمل از پدر و مادر خویش فرا می گیرند  و وقتی به سن رشد برسند رفتاری مشابه با پدر و مادر خود خواهند داشت . زیرا در عمل قداست پدر و مادر در نظر آنها شکسته است .

به هر حال : روش الگویی بهترین ، موثرترین و طبیعی ترین وسیله برای انتقال ارزشهای اخلاقی و فرهنگی در خانواده است و طی آن ، فرزندان د رمسیر طبیعی زندگی براحتی این ارزشها را فرا می گیرند و به آنها خو می کنند .

اشکالاتی که معمولا در روشهای مستقیم پیش می آید ( از قبیل ایجاد حساسیت منفی و مقاومت و امثال آن ) در این روش هرگز به وجود نمی آید . علاوه بر این ، وقتی فرزندان ارزشهای انسانی و  اخلاقی را به طور مجسم در رفتار و زندگی والدین خود می بینند ، با عظمت و زیبایی و جاذبه ی این ارزشها در عمل آشنا می شوند و این خود بهترین انگیزه  را در آنها برای کسب این ارزشها به وجود می آورد . بویژه اگر توجه کنیم که نوجوان به طور فطری میل و کشش به سوی ارزشهای انسانی و اخلاقی دارد و در صورتی که شرایط فراهم باشد براحتی این ارزشها در درون او شکوفا می شوند .

ارزشهایی چون آرمان خواهی ، نوعدوستی ، نیکو کاری ، عدالت خواهی ، فداکاری و امثال آن د ردوران بلوغ به شکوفایی می رسند . خانواده ها و نهادهای تعلیم و تربیت باید با برنامه های اصولی این ارزشها را به رشد تکاملی خود برسانند و از این نیروی معنوی سرشار نوجوانان بهترین استفاده را به عمل آورند .

با توجه به این زمینه مساعد در نوجوانان است که امام صادق ع به یکی از یاران خود که دست در کار تعلیم و تبلیغ داشت سفار ش فرمود که :« توجه خود را به نوجوانان معطوف دار که آنها سریعتر به هر خیر و صلاحی می گرایند »

ولی در هر حال این نکته ی ارجمند را نباید فراموش کرد که : تنها با حرف و سخن نمی توان کسی را تربیت کرد . بلکه باید از پشتوانه ی عملی محکمی نیز برخوردار بود که گفته اند : دو صد گفته چون نیم کردار نیست .