موارد سقوط اعتبار اذن ولی

سوال : موارد سقوط اعتبار اذن  ولی چیست ؟

جواب : اذن ولی در مواردی ساقط خواهد شد که عبارتند از :

1- منع غیر موجه ولی

در صورتی که ولی از اختیار خویش سوء استفاده کند و بدون دلیل یا به دلیلی غیر موجه از ازدواج دختر باکره با همسر مناسب و شایسته جلوگیری کند ، وجهی برای بقای اذن او باقی نمی ماند که در ذیل قانون 1043 به آن اشاره شده است.

2- عدم دسترسی به ولی

در صورتی که پدر یا جد پدری غایب بوده ، به آن ها دسترسی نباشد ، طبق نظر فقیهان امامیه دختر می تواند بدون اذن ولی با همسر شایسته و همتای خویش ازدواج کند که در ماده 1044 ذکر شده است

3- حجر یا فوت ولی

اگر پدر یا جد پدری دختر به علتی محجور و تحت قیمومیت باشد ، اذن شخص دیگری مانند قیم او لازم نمی باشد . هم چنین اگر پدر یا جد پدری دختر از دنیا رفته باشند ، دختر مکلف به کسب اذن شخص دیگری نیست و اعتبار اذن ولی ساقط است.


سوال : فرق بین رضایت و اذن ولی چیست؟

جواب : اذن به معنای رخصت است که گاهی در زبان فارسی به آن اجازه گویند و فرق اذن ولی با رضایت امر در این است که اگر فقط رضایت و میل قلبی در مورد آن کار باشد ، رضایت نامیده می شود و اگر رضایت به معنای قصد انشا به کار برود و به وسیله ای ابراز گردد ، اذن خوانده می شود.

پس برای ازدواج افزون بر رضایت ، اذن نیز لازم است .

در صورت مخالفت پدر و مادر با ازدواج

سوال : در صورت مخالفت پدر و مادر با ازدواج ، چه باید کرد؟

جواب : هر کس قصد ازدواج دارد و به دنبال زندگی سعادتمندی است ، باید عجولانه اقدام نکند ، بلکه با استفاده از تجربیات دیگران به ویژه پد رو مادر و عقل وشرع اقدام نماید .

ازدواج امری است که استاد راهنما می خواهد و بهترین معلم ، فطرت و موفق ترین واعظ و راهنما، عقل بیدار انسان است که همواره با او و مراقب او است . اما بی شک باید در آن چه نمی دانیم و آن چه از کمال و معنویت می خواهیم و نداریم ، از آگاهان کمک بگیریم . این سنت الهی بشر است ، حتی کسی چون موسی ع که پیامبر اولوالعزم بود ، از کسی چون خضر بی نیاز نبود و در امر خطیر ازدواج چه کسی آگاهتر و دلسوزتر از پدر و مادر انسان است ؟

در قانون مدنی در ماده 1043  ، اذن پدر یا جد پدری در نکاح دختر باکره لازم شمرده شده است.

و نیز در حکمت اذن ولی می نویسد : دخالت در ازدواج دختری که به سن بلوغ رسیده است ، بر خلاف اصول و قواعد می باشد ، ولی قانون گذار برای حمایت از نهاد مهم خانواده و پیش گیری از انحراف های اجتماعی چنین حکمی را مقرر کرده است . زیرا دختران به دلیل کم تجربگی و یا غلبه عواطف و احساسات ممکن است بدون بررسی کافی و بدون در نظر گرفتن مصلحت خود به ازدواجی نامناسب اقدام کنند و گرفتار هوس بازی مردان هرزه و ناپاک شوند . قانون مدنی در این حکم از نظر رایج میان فقیهان معاصر پیروی کرده است .

فتواهای مراجع بزرگوار تقلید در مورد این که :آیا اذن پدر در ازدواج دختر باکره واجب است یا خیر ؟ برخی از بزرگان اجازه پدر را واجب دانسته و بعضی بنا بر احتیاط واجب اجازه را شرط دانستند .

سوال : اگر دختر گفت : پدر و مادرم رضایت قلبی به ازدواج دارند ، آیا می توان به گفته او بدون اذن پدر با او ازدواج کرد؟

همه ی مراجع فرمودند: در اذن پدر ، اظهار لازم است و رضایت قلبی کافی نیست

سوال : در صورتی که دختر و پسر هم کفو باشند ، ولی پدر دختر مخالف ازدواج آن ها باشد ، آیا باز هم رضایت او لازم است ؟ ( باید توجه داشت دختر بالغ و رشیده است و نیاز به ازدواج دارد و در صورت عدم ازدواج به گناه می افتد )

جواب : اگر پسر شرعا و عرفا کفو و همتای دختر باشد ، اجازه پدر لازم نیست . برخی فرمودند : اگر پسر شرعا و عرفا کفو و همتای دختر باشد و ازدواج هم به مصلحت او باشد ، اجازه ی پدر لازم نیست .

و نیز برخی دیگر از مراجع فرمودند: اگر پسر شرعاو عرفا کفو و همتای دختر باشد و کفو دیگری نیز پیدا نشود ، اجازه ی پدر لازم نیست .