طبیعی است که در هنگام خواستگاری ، دختر و پسر باید از تجربه ی پدر و مادر استفاده کنند چون آنان دلسوز و خیرخواه فرزندان هستند ، اما این به منزله ی آن نیست که والدین ، دخترمورد علاقه ی خود را بر پسر تحمیل کنند در صورتی که پسر هیچ علاقه ای به او ندارد . این بسیار خطر ناک است و آینده زندگی این دو جوان را به مخاطره می اندازد پسر هم باید از عقل خویش استفاده کند و نه اینکه به خاطر هوس های فلاکت بار ، بصیرت و بینش خودش را از دست بدهد .چاره ی کار چیست؟
دختر و پسر یا پدر و مادر با ملایمت و همراه با احترام وادب می توانند همدیگر را متوجه و متنبه سازند .
اگر پسر فریفته ی جمال دختر بی تقوایی شده است باید والدین به او بگویند :
1- داشتن زیبایی بدون پاکی قلب و نجابت خانوادگی ، دری گشاده به سوی بد فرجامی است .
2- زیبایی زودگذر است وناپایدار و در اثر حوادث روزگار از میان می رود
3- زنی که به زیبایی صورتش اهمیت می دهد به زیبایی سیرتش نمی اندیشد
4- تو باید زنی بگیری که وقتی از محل کارت به خانه می آیی و زنگ در را به صدا در می آوری ، فورا در را باز کند ، بفرما و خسته نباشی بگوید ، مرحبا و خوش آمد بگوید ، نه آن که خیابان ها را پرسه بزند و زیبایی فروشی کند
5- تو باید زنی بگیری که تو را بشناسد و درک کند ، مثلا وقتی عصبانی شدی ، بداند با چه زبانی با تو صحبت کند و تو را بر اعصابت مسلط نماید . خلاصه این که زبانش زیبا باشد بهتر است تا چهره اش .
6- عفت و پاکدامنی رکن اساسی خانواده و ضامن سلامت و بقای آن است .
7- زن اگر زشت هم باشد ، جوانی به او طراوت می دهد ، حسن اخلاق و زبان خوش چهره اش را می پوشاند ؛ به علاوه اصلا زشت وجود ندارد ، خداوند زشت نیافریده است.
8- زیبایی مانند گل است که در اثر مرور زمان پژمرده می گردد
9- دختری که ظاهرش بسیار زیبا باشد ولی میوه اش تلخ و بد مزه ، چه فایده ای دارد
10- مردانی را می شناسم که در اثر بی عفتی همسرشان او را با کمال زیبایی طلاق داده اند
11- زیبایی سیرت ، جلوه ای به صورت می دهد که قابل تغییر نیست
12- اگر هندوانه ای پوستش زیبا و براق ودرخشان باشد ولی داخلش کال و بی مزه ، تو را چه سود دهد ؟
13- پسران ولگرد و هرزه هم وقتی می خواهند ازدواج کنند ، دختری را انتخاب می کنند که با حیا و عفیف باشد نه زیبا و بی حیا
14- اگر همسر بی عفت و ناشایست به خانه بیاوری ، خانواده به جای این که کانون آرامش و نشاط باشد به دوزخ عذاب روح مبدل می گردد.
و اگر پدر و مادر به فکر مال و ثروت عروس و داماد خود هستند و مهریه و جهیزیه ی بسیار طلب میکنند و معیارهای خرافی و ارتجاعی را درنظر می گیرند ، دختر و پسر عاقل باید به آن ها بگویند :
1- اگر مردی آنقدر ثروت داشته باشد که بتواند 5 منزل با تمام لوازمش تهیه کند ولی با همسر وفرزندانش بد اخلاق باشد ، باید او را در سطل زباله انداخت
2- مهریه و جهیزیه بسیار و مفصل ، ولی عروس و داماد ناخواهان ، چه مناسبتی با هم دارند ؟
3- مال و ثروت زیاد ، نه تنها مزیت نیست بلکه غالبا موجب جدایی و نفرت هم می شود
4- انتخاب همسر گاهی با منطق و استدلال پدر و مادر حل نمی شود بلکه ذوق و سلیقه در آن دخالت دارد . در این جا دلم می خواهد و نمی خواهد نقشی موثر دارد . دلم ثروت نمی خواهد با تجمل و اسراف مخالفم . مگر این ضرب المثل مشهور را فراموش کرده اید که « عروس باید پسند دل داماد باشد »
5- ثروت مانند چرک دست است که می آید و می رود
6- پول و ثروت نباید هدف باشد بلکه وسیله است و بدون داشتن عقل و دین از این وسیله نمی توان استفاده مطلوب کرد
7- خیلی از مهریه های کلان و جهیزیه های سنگین عاقبتش به طلاق و جدایی کشیده است . وانگهی آیا شما تا کنون به این مطلب توجه کرده اید که جهیزیه سنگین ، منزل بزرگ هم لازم دارد که تهیه ی آن به عهده ی داماد است واول زندگی انجام این کار برای من مقدور نیست .
8- شوهر بی تقوایی که مهریه ی زنش زیاد باشد زن را چنان آزار می دهد که بگوید « مهرم حلال ، حانم آزاد »
9- شما باور کنید که ما فرزندان این عصریم و شما فرزندان نسل پیش وعصر گذشته ؛ شما ضوابط و معیارهایی را در ازدواج در نظر میگیرید که در این عصر ، خرافه و ارتجاعی به حساب می آید . شما شب اولی که داماد برای دیدن عروس می آمد ، او را از خانه بیرون میکردید و عرفیات مخصوصی داشتید ، در صورتی که در عرف امروز عاشق و معشوق را از یکدیگر جدا کردن ، جدا کردن روح و تن به حساب می آید . عاشق و معشوقی که به زبان حال به یکدیگر می گویند :
وداع جان و تنم استماع رفتن توست
نرو که گر بروی خون من به گردن توست
اکنون ما تعجب می کنیم که شما چگونه چنین جنایتی را مرتکب می شدید ؟ برای شوهران این عصر شنیدن کلمه « بله » از دختر ، بهترین خاطره ی شیرینی است که تا آخر عمر برای آنان لذتبخش است ؛ در صورتی که در زمان شما چنین نبود
10- شما زیاد از حد سختگیری می کنید و مته به خشخاش می گذارید درصورتی که به نظر ما باید سعه ی صدر داشت و با توکل بر خدا زندگی را از صفر شروع کرد و در عین حال ، پس از چندین سال صاحب فرزندان تربیت شده ، عروس و دامادها ، نوه ها و رفت و آمدهای آبرومندانه گشت.
11- به نظر ما در خرید جهیزیه باید زوجین صاحب اختیار و تصمیم گیرنده باشند ، ولی شما قبول ندارید .
12- ما معتقدیم نباید مقید بود که مراسم عقد کنان و عروسی حتما در فلان باشگاه باشد ، نباید حتما در جهیزیه ماشین لباسشویی خارجی ، فریزر ، تلویزیون و جاروی برقی باشد . این ها برای زندگی کردن در درجه اول اهمیت نیست و بین زن و شوهر ایجاد تفاهم نمی کند و بدون این ها هم می توان دختر و پسرهای لایق به جامعه تحویل داد . اما شما این گونه فکر نمی کنید . ما میگوییم که اگر در خرید مراسم سر عقد زیاده روی کنید داماد با خودش فکر می کند که من در منزل پدرم کمبود داشته ام والان فرصتی است تا کمبودهایم را جبران کنم ، اما شما به این بلند پروازی ها افتخار می کنید
13- به نظر ما جهیزیه ی دختر هر چه بود ، مادر و خواهر داماد باید بگویند هر چه هست مال خود دختر است و اختیارش به دست اوست . پس بعضی از خویشان داماد که از کم و کسری جهیزیه ی دختر سخن میگویند ، ناقص العقلند و بد خواه و خبیث
14- زندگی ساده شیرین تر از زندگی پر تجمل است . مثلا ما دوست داریم بعد از عقد به ماه عسل برویم و بعد یک میهمانی ساده بگیریم و آن همه تشریفات و تجملات را فدای صفای زندگی کنیم
15- مهریه ی زیاد گرفتن به منزله ی فروختن دختر است . عروسی که از نظر شما فرشته باشد و در نظر من غول بیابان ، این ازدواج چه عاقبتی خواهد داشت
16- شما چون خرتان از پل گذشته است نسبت به ازدواج فرزندتان سختگیر هستید و می خواهید با خونسردی ما را همسر دار کنید چرا که زمان غروبت خود را به یاد نمی آورید ؟ آیا فکر نمی کنید که این خونسردی شما ممکن است سبب جنون ، خودکشی ، انحراف فکری ، بیماری و فرار از خانه شود ؟
و...
در پایان این نکته ضروری به نظر می رسد که مشاوره و تبادل نظر فرزند و پدر و مادر اگر بر پایه ی منطق و استدلال صحیح و درست باشد می توانند به توافق جامعی برسند ، مشروط بر این که همدیگر را درست درک کنند .