شغل همسران

23- شغل همسران

یکی طبیب است و دیگری معلم

یکی استاد دانشگاه است و دیگری کارگر

یکی دانشمند و اهل مطالعه و دیگری پرستار

یکی مکانیک است و دیگری کارگر شبانه

بهر حال در خانه ای یا شوهر شاغل است و یا همسر و یا هر دو.

خانم ها همیشه دوست دارند که شوهرشان شب به موقع به خانه برگردند ولی بنابر اقتضای بعضی شغل ها مثل رانندگی ، شب کارها و حتی طبابت و یا شغل هایی که اقتضای سفر را داراست سبب یک سری مشکلات خانواده گی می شود و این مشکل با درایت همسران قابل حل است.

خانم محترم ؛ دکتری که اقتضای شغلی اش طبابت و خدمت رسانی به مردم است واز صبح تا نیمه های شب با دهها بیمار در مطب و بیمارستان مشغول فعالیت است و شب با اعصاب خسته به منزل می آید این همسر است که باید زمینه ی آرامش را فراهم نماید . و همچنین کارگر شبانه و دانشمندان فعال که در راه اعتلای اقتصاد و دانش جامعه زحمت می کشند . زن فهیم و دانا قدردان زحمات آنهاست و شما می توانید زندگی خودتان را بر اساس شغل شوهرتان مرتب سازید تا هم او با خیال راحت به شغلش ادامه دهد و هم شما با خیال راحت به زندگی طبیعی خویش ادامه دهید .

زمانی که به منزل می آید با آغوش باز و لب خندان از او استقبال کن و ابراز علاقه و محبت کن تا خستگی را فراموش نماید و شما هم خویش را با این نوع زندگی عادت بده

خانم محترم ؛ شما باید دو برنامه در زندگی داشته باشید . یکی برای شوهرتان و دیگر برای خودتان

اولا : خودتان را با شغل همسرتان وفق بدهید و زندگی را برای او مهیا سازید

ثانیا: برنامه ی زندگی را طوری تنظیم کنید که زمانی که همسرتان سرکار هست کارهای منزل را انجام بدهید و زمانی که ایشان به منزل آمدند در خدمت همسرتان باشید . و برنامه های شخصی و خصوصی را بر اساس شغل او هماهنگ نمایید .

اما آقایانی که همسران شاغل دارند ، توجه فرمایند:

آقای محترم ؛ خانم شما بر اساس اقتضای شغلش مجبور است چند ساعتی را در خارج از منزل بسر ببرد . مثلا : اگر فرهنگی است چند ساعتی در سنگر تعلیم و تربیت مشغول فعالیت است

اگر منشی است ، بر اساس کارش اختیارش در دست دیگری است

و اگر ماماست ، چند ساعتی را در روز یا شب در اختیار بیمارستان است و اگر طبیب است شاید پرکار باشد و از صبح تا حتی نیمه های شب در مطب و یا بیمارستان مشغول فعالیت است و با اعصابی خسته به منزل می آید . شما باید وضع روحی و شغل او را درک کنید و زمینه ی خدمت بیشتر او را برای جامعه اسلامی فراهم نمایید .از ایرادها و غر و نق های بیهوده صرف نظر نمایید . چون او با اجازه ی شما به فعالیت فرهنگی و انسانی خویش ادامه می دهد و شما با همان شرائط او را پذیرفته اید . پس بهانه جویی نکنید و همدیگر را درک کنید. چون او هم برای رفاه و آسایش شما شب و روز مشغول فعالیت است و شما هم خودت را با این گونه زندگی عادت بده و اظهار نارضایتی نکن.

خانم هم باید طوری عمل نماید که حقوق شرعی و تا آنجا که مقدور است حقوق اخلاقی شوهرش را رعایت نماید .

توصیه مهم به زن و شوهر شاغل:

در چنین خانواده ای باید برای فرزندان برنامه ی ویژه ای داشته باشند. چنان که زن و شوهر نسبت به یکدیگر به محبت نیاز دارند.

فرزندان هم نیاز به محبت شدید دارند واشتغال آنها نباید به ارکان خانواده آسیب برساند و باید این خلاء روحی و عاطفی را همسران جبران نمایند . و ساعاتی را در طول روز و یا هفته اختصاص به فرزندان بدهند تا بچه ها به آنها علاقه مند باقی بمانند و زندگی برای آنها خسته کننده و یکنواخت نشود .


براستی تشریک مساعی در انجام امور جاری محیط زندگی ، نشانگر روابط حسنه بین زن و شوهر است .

مسئولیت خطیر زنان ( 21 ) پرهیز از کوچه نشینی و توصیف زنان نامحرم نزد شوهر

30 - پرهیز از کوچه نشینی

برخی از زنان در اوقات بیکاری جلوی درب منزلی جمع می شوند . نه رعایت حجاب را می کنند و نه رعایت سخن گفتن را . با صداهای بلند و بدون این که توجه به نامحرم داشته باشند ، سخن می گویند.

کوچه نشینی زنان عملی بسیار زشت و نا پسند و نا مشروع است .

به طوری که امام صادق ع می فرماید:« رسول خدا ص بر عده ای از زنان گذشتند که در کوچه در مسیر پیامبر نشسته بودند . حضرت به آنها فرمود: همه شما هلاک شده هستید مگر آن که خدا بخواهد و او به مشیت الهی در فتنه نیفتد . زنان گفتند : به چه علت ، ای پیامبر خدا ص ؟

حضرت فرمودند : شما بسیار مورد نفرین قرار می گیرید و نیز به شوهرانتان کافرید و کفران می ورزید »


31- پرهیز از توصیف زنان نامحرم نزد شوهر

همسر ، باید از توصیف زنان نامحرم در نزد شوهرش پرهیز نماید . وصف جمال و زیبائی زنی برای مردان نامحرم حرام است و اگر گناهی بین آن دو صورت گیرد ، توصیف کننده شریک آن معصیت بوده و بلکه وزر و بال عاملیت در معصیت گریبان گیر او خواهد بود .

پیامبر اکرم ص می فرمایند :« هر کسی برای مردی ، اوصاف و خصوصیات زنی و جمال او را بیان نماید و همین باعث فحشایی شود ، آن شخص با خشم خدا به وی از دنیا می رود و آن که خداوند بر او خشم گیرد ، آسمان ها و زمین های هفتگانه بر او خشم گیرند و وزر و گناه او چون همان فردی است که مرتکب فحشا و فساد شده است.

به رسول خدا ص عرض شد: اگر توبه کرد و خود را اصلاح نمود و مانع فساد شد ، چه ؟ و یا اگر آن دو زن و مرد توبه کردند ؟

حضرت فرمود : در آن صورت خداوند او را می پذیرد و تو به اش را قبول می کند .»


شرکت در تشکل های مذهبی و اردوی دختر و پسر و  خلوت آنها

شرکت در تشکل های مذهبی

در یک تشکل مذهبی فعالیت دارم که دختران و پسران در آن مختلط هستند . در بعضی مواقع احساس می کنم که ممکن است به گناه بیفتم . تکلیف چیست؟

همه مراجع : اگرترس افتادن به گناه و مفسده در بین باشد ، حضور در این تشکل ها جایز نیست.


اردوی دختر و پسر

آیا دانشجویان دخترو پسر می توانند به طور مشترک ، به اردوهای تفریحی و سیاحتی مسافرت کنند ؟

همه مراجع : با توجه به اینکه اختلاط دختران و پسران باعث مفسده است ، باید از آن اجتناب شود


خلوت زن و مرد

آیا خلوت کردن دو نفر نامحرم در یک مکان جایز است؛ به طور مثال آیا دختر و پسری که می خواهند با یکدیگر ازدواج کنند ، می توانند در اتاق دربسته و خلوت با یکدیگر در مورد مسائل آینده صحبت کنند ؟

آیات عظام امام ، خامنه ای و نوری : اگر کسی نمی تواند وارد آن مکان شود و آنان بترسند که به حرام بیفتند ، ماندنشان در آنجا حرام است

آیه الله صافی : اگر کسی نمی تواند وارد آن مکان شود ، ماندن آنان در آنجا حرام است . هر چند احتمال فساد ندهند و به گفت و گوهای علمی و ضروری مانند آن بپردازند

آیه الله مکارم : اگر کسی نمی تواند وارد آن مکان شود ، بنا بر احتیاط واجب ماندن آنان در آنجا حرام است . هر چند احتمال فساد ندهند و به گفت و گوهای علمی و ضروری مانند آن بپردازند

آیات عظام بهجت ، سیستانی و وحید: اگر احتمال فساد برود ، ماندن آنها در آنجا حرام است . هر چند طوری باشد که کسی دیگر بتواند وارد شود

آیات عظام فاضل وتبریزی : اگر کسی نمی تواند وارد آن مکان شود ، در صورتی که احتمال فساد برود ، ماندنشان در آنجا حرام است

علل فراموشی از دیدگاه روان شناسی ( تکرار مطالب به طور طوطی وار)

8- تکرار مطالب به طور « طوطی وار » و « تلنباری کردن » حافظه ازمطالب

مردم به راستی نمی دانند ذهنشان چگونه کار می کند و به جهت تصورات غلط درباره شناخت اصلی عمل ذهن اغلب ظرفیت به یاد آوری خویش را فلج کرده و از دست می دهند .

متاسفانه سیستم آموزشی امروز در پیدایش این وضع وحشتناک موثر است . زیرا دانش آموز به دیده صندوقچه ای اطلاعاتی نگریسته شده که در موارد مختلف در امتحانات اطلاعات اکتسابی خود را در ورقه ی آزمون باز پس دهد که انگیزه وی نمره و نهایتا اداره زندگی است . زیرا در تعلمیات مدارس فعلی دانش آموزان کلمات را بدون توجه به معانی آنها تلفظ می کنند و مثالهایی دیگری غیر از آن چه در کتب درسی نوشته شده به یاد نمی آورند . این گونه آموختن ها به آنان مجال فکر و جستجو نمی دهد . زیرا آنان فقط حفظ می کنند و چون ضبط صوت آنچه را که حفظ کرده اند منعکس می سازند .

در جریان این نوع تکرار ، مطالب برای شخص گنگ و نامفهوم است و قوای شخص پرورش نمی یابد . بلکه عقل منجمد شده فعال وخلاق و متفکر وکنجکاو نمی شود . و گفته اند: « مغز انباشته به کار نمی آید مغز پرورده می باید »

و بنا به گفته مونتنی ، دانشمند فرانسوی ، از حفظ کردن ( با چنین روشی ) دانستن نیست.

درمان پوچ گرایی

پرسش 14 - به پوچ گرایی و بد بینی گرفتار شده ام . مرا راهنمایی کنید . ضمنا نگرانی و نا امیدی نیز به من روی آورده ، چه کنم ؟ کمکم کنید .

پوچ گرایی ، بدبینی و حالات پیش آمده برای شما ، علل و عوامل مختلفی دارد که اهم آنها عبارت است از :

1- نداشتن فلسفه درست و اساسی در زندگی

2- فقدان ایده آل و آرمان عالی و معنوی

3- مسائل و مشکلات تربیتی و خانوادگی

4- تجربه متعدد ناکامی و شکست در زندگی

5- تعارضات فکری و ناتوانی در حل آنها

6- بحران هویت

مشکلاتی که طرح کرده اید ، کم و بیش در بسیاری از جوانان هم سن و سال شما وجود دارد . جوانانی که مانند شما در پی اهداف و آرمان های بلند و ارزشمندی هستند ، با مشکل مضاعفی رو به رو می شوند . زیرا - علاوه بر مشکلات روحی ناشی از دوران جوانی و محرومیت ها و فشارهای دوران تحصیل - از اینکه بین وضع موجود و آرمان مطلوبشان ، فاصله زیادی احساس می کنند ، رنج جانکاهی آنان را می آزارد .

در عین حال باید دانست زندگی ، مجموعه ای از شادی و رنج ، کامروایی و ناکامی ، تلخی و شیرینی و خلاصه میدان جنگی است که هر کس در آن ، سهمی از پیروزی و شکست دارد . همه اینها به شکل های گوناگون ، در زندگی هر فرد وجود دارد و در ایام جوانی و تحصیلی ، این فشارها شدیدتر است.

اما چه باید کرد؟

نکته مهم و اساسی ، نحوه ی برخورد انسان با این مسائل است . در این رابطه دو گونه برخورد می توان داشت :

1- واکنش انفعالی

در برخورد انفعالی ، انسان همواره مشکلات را بزرگ می بیند و در بیشتر صحنه ها خود را شکست خورده می پندارد . به رغم اینکه از خود انتظاراتی بیش از حد توانش دارد ، در گشودن راه و گام نهادن به سوی هدف ، خود را ناتوان می بیند . امکانات ، توانمندی ها و موفقیت های خویش را فراموش می کند وکم کم احساس یأس ، ضعف و سستی نموده و خود را بیمار می پندارد . اگر این روند ادامه یابد ، گرفتار بیماری هایی می شود که با هیچ دارویی درمان نمی شود .جز با تغییر در روحیه و تغییر در سبک زندگی

2- واکنش فعال

انسان در برخورد فعال به مقایسه معقول و منطقی ، بین خواسته ها و توانمندی ها و شکست ها و پیروزی ها می پردازد . توقع از خویش را با واقعیات و توانایی های فردی و شرایط محیطی و اجتماعی ، تنظیم می کند و با جدیت ، نشاط و روحیه بالا ، به فعالیت و تلاش می پردازد .

توصیه ما به شما این است که :

1- همواره به آرمان های دست نیافتنی نیندیشید . بلکه خواسته ها و تمایلات خود را متناسب با میزان و سطح توانایی های خود تنظیم کنید

2- موفقیت و کامیابی هایی را که در زندگی تجربه کرده اید در نظر بگیرید و آنها را در یک دفترچه یادداشت و هر روز آن را مرور کنید.

3- نشاط خود را همواره حفظ کنید و هرگز خود را مریض و ضعیف به حساب نیاورید . برای حفظ نشاط همه روزه ورزش کنید

4- بروز مشکلات را در زندگی ، امری عادی بدانید و به همان اندازه ، آنها را بپذیرید که کامیابی ها را پذیرا هستید

5- برای رشد معنویت ، باید برای خود برنامه ریزی کنید . البته برنامه ی سنگین نریزید . ولی در اجرای آن مداومت و جدیت داشته باشید

6- برای شرکت در فعالیت های فرهنگی ، هر قدر می توانید تلاش کنید و اگر اصلا نمی توانید ، در فرصت های دیگر این کار را انجام دهید

7- همواره از خداوند در همه امور مدد جویید و نسبت به آنچه او مقدر می فرماید ،راضی باشید

اما در مورد نگرانی شما و نا امیدی از آینده بهتر است پاسخ را با این روایت آغاز کنیم :« گذشته گذشت و از آینده هم هنوز خبری نیست پس فرصت را بین دو امری که موجود نیستند ، مغتنم شمار »

شما از آینده خبر ندارید تا درباره ی آن نگران و مأیوس باشید . آینده نیز ریشه در زمان حال دارد. پس اگر در صدد اصلاح امور آینده خود هستید ، باید آنچه امروز وظیفه شما است ، با دقت و به خوبی انجام دهید .

این تنها راهی است که آینده شما را تأمین خواهد کرد . وقت خود را صرف امری کنید که در دسترس شماست . و آن زمان حال است . هر روز فرصتی است که باید از آن استفاده کرد . خوشی ها و آسایشی که امروز در اختیار داریم ، نباید به خاطر آینده ای که خبری از آن نداریم ، مکدر سازیم ؟

حضرت علی ع می فرماید :« نگرانی های سال را بر نگرانی امروزت اضافه مکن ؛ برای امروز مشکلات خودش کافی است »

اگر به زندگی گذشته خود توجه کنید ، همه جا و در همه مراحل لطف و رحمت خداوند را آشکارا می بینید وتوجه به نعمت های بی پایان او انسان را شکر گزار می کند

یکی از نعمت های خدا امکان تحصیل در مراکز آموزش عالی است هر سال هزاران نفر در کنکور شرکت می کنند و عده زیادی ، به هر دلیل ، در این آزمون ناموفق هستند . استعداد وامکاناتی که خداوند به شما عطا کرده ، دلیل موفقیت شما بوده است و لذا عقل سلیم حکم می کند انسانی چون شما شکرگزار خدا باشد.

سعدی در دیباچه گلستان چه زیبا گفته است:

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده ، پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی بخطای منکر نبرد .

ای کریمی که از خزانه غیب            گبر و ترسا وظیفه خور داری

دوستان را کجا کنی محروم             تو که با دشمنان نظر داری

محبت مادر به انسان بالاترین محبت هاست و اگر بفهمیم که محبت خداوند به انسان ، هزاران بار از محبت مادر بیشتر است ، در همه امور به او پناه می بریم و لطف او را در لحظه لحظه زندگی می بینیم . ضمنا نباید به هیچ وجه از آینده خود ، مأیوس باشید و در برابر مشکلات ، سر تعظیم فرود آورید.

شما با اراده قوی و تصمیم جدی و با توکل بر خداوند ، می توانید ایمانتان را به خدا محکم کنید و از دام های شیطان رهایی یابید.قطعا در وجود شما ، نقاط مثبت و خوبی هایی وجود دارد که اگر به آنها توجه داشته باشید وبه شکوفایی آنها بپردازید ، از بدی ها و نقاط منفی خود گریزان خواهید شد و آنها را از وجود خود ، ریشه کن خواهید ساخت .

چرا نباید به آینده امید وار باشید ؟ دانشجویی نظیر شما - که مشغول تحصیلات عالی است و می تواند با تلاش و جدیت در آینده برای خود شغل مناسبی پیدا کند و با شخص شایسته و صالحی ازدواج نموده و تشکیل خانواده دهد - به چه دلیل باید نا امید باشد؟ و چرا باید از لطف و عنایت پروردگار مأیوس گردد ؟

بنابراین:

1- با افراد شاد ، خوشبین و امیدوار مجالست داشته باشید واز روحیه آنان الهام بگیرید

2- از اساتید دلسوز و متعهد کمک بگیرید

3- منزوی نباشید و با افراد با تجربه و متعهد ، ارتباط صمیمانه برقرار سازید

4- کتاب هایی را که در زمینه شادکامی ، رمز موفقیت ، راز موفقیت مردان بزرگ و ... نوشته شده ، با دقت بخوانید و به دستورات آنها عمل کنید

5- ورزش کنید . زیرا ورزش در شادی روح و سلامت جسم موثر است

6- در محیط های شاد و سالم ، به استراحت و تفریح بپرازید

7- از همنشینی با افراد منفی گرا بر حذر باشید

8- از بحث های رنج آور با این و آن اجتناب کنید

9- بدانید مشکلات و رنج ها ، همیشگی نیست و روزگار در حال تغییر وتحول است و چه بسا حوادث پیش بینی نشده ای ، در حل مشکلات به یاری انسان بشتابد

10- سفر های شاد و سیر و سیاحت های علمی ، برای شما لازم و موثر است

11- خاطرات تلخ را به دست فراموشی سپارید و از بازگو کردن آن برای دیگران ، بپرهیزید

12- اگر ذوق هنری دارید ، به کارهای هنری - از قبیل کاریکاتور ، گرافیک ، نقاشی ، خط ، نویسندگی و ... - بپردازید

13- نیایش و دعا موثر و نافذ است . بنابراین از دعاها ومناجات های دلنشین غافل  نباشید . در این راستا نیایش هایی هم  چون ، مناجات خمسه عشر ، دعای کمیل و نیز صحیفه سجادیه بویژه دعای مکارم الاخلاق را همواره بخوانید و باور داشته باشید که نیایش و دعا سرنوشت ساز است . با خدا انس بیشتری داشته باشید و با او درد و دل کنید

14- در اوقات فراغت ، به تفصیل نعمت ها والطاف الهی را از قبیل اصل وجود، سلامتی ، توفیق تحصیل و ... و نیز بلایایی که خدا از شما دور کرده است ، یاد آور شوید و ضمن سپاسگزاری از او ، قلب خویش را مالامال از محبت و عشق الهی کنید

15- قرآن کلام خداست . از تلاوت و تدبر در آیه های آن هر چند اندک ، دریغ نکنید . زیرا تلاوت قرآن اگر توأم با تدبر و تفکر باشد ، اثرات معنوی فراوان دارد و شما را با خدا مانوس تر می سازدو باعث آرامش روح و روان شما می گردد.

لقمه حلال

نگاهی به آموزشهای اسلامی نشان می دهد که از دیدگاه این دین آسمانی تربیت انسان حیطه ای بسیار وسیعتر از آنچه درظاهر به نظر می رسد ، دارد . عواملی که در علوم تربیتی ، روانشناسی ، و تعلیم و تربیت مورد بحث و بررسی قرار می گیرد از محدوده ی عوامل ظاهری تجاوز نمی کند ؛ عواملی که به کمک تجربه و آزمایش می توان آنها را شناسایی کرد، اما از دیدگاه مکتب وحی ، عوامل موثر در ساخت شخصیت و سرنوشت روحی و معنوی انسان بسی فراتر از این گونه عوامل است.

به عنوان نمونه می توان به تاثیری که نوع تغذیه از نظر روحی و معنوی در شخصیت انسان دارد ، اشاره کرد . از نظر اسالم ، غذایی که ما می خوریم علاوه بر آثار مادی که در جسم ما دارد ، بر حسب این که از راه حلال یا حرام به دست آمده باشد ، اثاری متفاوت در روح و شخصیت ما بر جای می گذارد . این نوع آثار درحیطه ی تجربه ی علمی نمی گنجد و به همین علت انسان از آن غفلت می کند . اما از نظر مکتب دین ، امری مسلم و تردید ناپذیر است . روایاتی که درباره ی آثار سوء « لقمه حرام » وارد شده است ناظر بر همین نکته است.

از این رو ، پدر باید تلاش کند که روزی پاک و حلال برای خانواده ی خود فراهم کند و بداند که نوع درآمد ( از لحاظ مشروع و نامشروع بودن ) در روحیات و سرنوشت خود و خانواده اش موثر است.

پرداخت حقوق واجب اسلامی از قبیل خمس و زکات و سایر انفاقهای واجب و مراعات حقوق دیگران در معاملات و خرید و فروش و ... از جمله ی این مراعاتهاست . متاسفانه باید اذعان کرد که گسترش روحیه ی مادی در سایه ی نفوذ فرهنگ غربی ، توجه به ارزشهای معنوی و اخلاقی را در برخی افراد چنان ضعیف کرده است که جز به مادیات به چیزی نمی اندیشند . مساله ی مهم برای آنها به دست آوردن در آمد بیشتر است . هر چند این درآمد از راه نا مشروع به دست آید . روشن است که آثار سوء چنین روحیه ای تا کجا در فکر و روان فرزندان گسترده می شود.

تبریک گفتن و چند راه کار برای جلو گیری از گناه

چند توصیه به عروس و داماد:

1- عروس و داماد باید توجه داشته باشند نمی توانند مانند قبل از ازدواج آزاد باشند باید درتنظیم برنامه های زندگی حقوق همدیگر را رعایت کنند.

2- مرد زودتر از گذشته به منزل بیاید و رفیق بازی را کمتر کند

3- زن کارهایش را طوری تنظیم کند که وقتی مرد به منزل می آید درکنار هم بیشتر باشند

4- زن خودش را برای استقبال و پذیرایی از شوهر آماده نماید

5- نقاط ضعف و قوت همدیگر را بشناسند و در صدد برطرف کردن ضعف باشند و از بهانه گیری و عیب جویی و اشکال تراشی به شدت پرهیز نمایند

6- چند سال اول زندگی مشترک بسیار حساس و مهم است سعی کنید تجربه بدست بیاورید و دست به اقدام خام و بی تجربه نزنید

7- برای اصلاح بعضی از کارها زمان نیاز است و این فرصت را در زندگی به همدیگر بدهید تا نقاط ضعف بر طرف شود


تبریک و تهنیت گفتن

تبریک و تهنیت به عروس و داماد  و والدین و خویشاوندان آنان نیز امری مستحب است .

بعد از ازدواج حضرت علی ع و فاطمه زهرا س مردم این چنین تهنیت می گفتند:زندگی توأم با انفاق و همراهی و نیز اولاد داشته باشید.

پیامبر ص فرمود: «چنین تهنیت نگویید . بلکه بدین گونه تهنیت بگویید : « علی الخیر و البرکه » برخیر و برکت زندگی کنید .»


برخی راه کارها برای جلوگیری از گناه در مجالس عروسی

1- برای اجرای مراسم عروسی با رعایت اصل شادی و شادمانی به دور از امور غیر قابل قبول نزد شرع و عرف باید نگرش های جدید و صحیح را اعتقاد و باور داشت و از مدت ها قبل برای جایگزین کردن آن ها با امور خرافی و غیر شرعی برنامه ریزی کرد.

برای از بین بردن فرهنگ نادرست ( اُرگ و نوارهای مبتذل و ... ) می توانیم از مداحان موفق در این گونه مجالس و هنرمندانی که با تردستی های مفید و یا خواندن اشعار و لطیفه های مناسب مجلس گردانی می کنند ، استفاده کرد

2- حضور برخی از شخصیت های مذهبی و موجهه و معتمدان محلی چاره ساز است

3- گردانندگان مجلس از والدین و عروس و داماد ، خودشان مجلس را بعهده بگیرند و از اختلاط زن و مرد جلوگیری نمایند و آنان به این امور رضایت ندهند تاگناهی به حساب آنان نباشد.

بهانه گیریها (2)

خلاصه اینکه اول مانعی که در ازدواج ها دیده می شود و بسیاری از دختر ها و پسرها مانده اند ، بهانه گیریهایی است که از دختر یا پسر و یا پدر و مادر آنها دیده می شود . و تقاضا دارم بجای این بهانه گیریها توکل بر خدا داشته باشید .

خداوند مقلب القلوب است . خدا باید آینده را اصلاح کند . از نظر قرآن دوست خدا آن کسی است که غم و غصه از گذشته نداشته باشد ، ترس از آینده نداشته باشد : « الا انّ اولیاءالله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون » ( یونس آیه 92 ) « آگاه باشید که دوستان خدا هرگز هیچ ترس ( از حوادث آینده ی عالم ) و هیچ اندوهی ( از وقایع گذشته جهان ) در دل آنها نیست .»

آن افرادی که دوست خدا هستند اینها از گذشته غم و غصه ندارند ، از آینده ترس ندارند زیرا توکل به خدا دارند . در ازدواجها بجای بهانه گیریها توکل به خدا کنید و این خاکریز اول را جمع کنید . این خاکریزی که پیغمبر اکرم ص قبول ندارد . این موانعی که ائمه طاهرین ع قبول ندارند . علمای بزرگ اسلام قبول ندارند .

یک قضیه ای از مرحوم کاشف الغطاء رضوان الله علیه نقل می کنند . او یکی از مراجع بزرگ تقلید است .مردی که از نظر علم ، از نظر شجاعت ، از نظر ریاست دینی مثل ایشان کم آمده است . روزی پس از تدریس فرمودند من یک دختری دارم که موقع ازدواج اوست . اگر یک آقای متدین با اخلاقی باشد به او می دهم . یکی از فضلای جلسه بلند شد و نشست . همین بلند شدن یعنی خواستگاری .

مرحوم کاشف الغطاء فرمود : بیا خانه و خود به خانه رفت . این طلبه هم آمد. مرحوم کاشف الغطاء او را می شناختند که طلبه ی فاضل متدینی است . طلبه ای است که از نظر اخلاق اسلامی متخلق به  اخلاق نیکوست . اما هیچ ندارد . مرحوم کاشف الغطاء همان وقت به دختر خانم گفتند : دختر خانم ! شوهری برایت پیدا کردم . چیزی ندارد ، اما علم دارد ، دین دارد ، اخلاق دارد . حاضری ؟ در جواب گفت : اختیار من دست شماست . همان وقت عقد را خواندند . یکی از اطاقهای منزل خودشان را حجله کردند و دختر را همان شب برای شوهر داری مهیا کردند . دختر و پسر به حجله رفتند.

قبل از اذان صبح که مرحوم کاشف الغطاء برای نماز شب بلند شد، آمد در زد ، آب گرم کرده ام . ( آن وقت حمام در خانه نبود ) در فلان اتاق است بروید برای نماز شب غسل کنید . رفتند غسل کردند و نماز شب را هم خواندند. اما بگویم گذشت و ایثار کاشف الغطاء به این جا ختم نمی شود .

« الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا » ( عنکبوت آیه 69 ) « آنان که در راه ما ( با جان و مال ) کوشش کردند محققا آنها را به راه ( معرفت و لطف خویش ) هدایت می کنیم . »

آن کسانی که برای خدا کار کنند خدا در قرآن وعده داده است که آنها را یاری کند . همین داماد کاشف الغطاء مرحوم شیخ محمد تقی مسجد شاهی شد . این مرد از نظر علمی به آن جا رسید که حاشیه ای بر « معالم » نوشت . با توجه به این که قریب سیصد ، چهارصد سال قبل نوشته است باز هم یک اصول زنده ای است . از کاشف الغطاء مقدم شد و اولاد او همه مجتهد شدند . اجتهاد از خانه ی اینها بریده نشد . همه شان متدین ، متمکن ، با قدرت ، باندازه ای در اصفهان قدرت داشتند ، احترام داشتند که همه از علماء و حکام آن زمان در مقابلشان متواضع بودند . و بالاخره این عروسی ، عروسی شیرینی شد همان که قرآن می خواهد . به این می گویند یک ازدواج اسلامی . پیغمبر اکرم ص روشش همین بود . ائمه طاهرین ع روششان همین بود ، فقهای بزرگ روششان همین بود.

علامه مجلسی از نظر علمی مقام خیلی بلندی داشت .از نظر قدرت ،از نظر تمکن مالی باندازه ای قوی بود که انصافا باید بگوئیم صفویه را درباره خودش کرده بود . و اگر مقامی برای علامه مجلسی نباشد جز تحریر کتاب بحار الانوار ، کافی است که بگوئیم مثل او نیامده یا کم امده است.

علامه مجلسی یک دختر دارد که فاضله است . مجتهده است و از نظر جمال در حد بالایی است . از نظر سن بیش از بیست سال ندارد ، از نظر حسب و نسب در زمان خودش نمونه است . اما یک نفر طلبه که اتفاقا کم استعداد هم بوده است علامه مجلسی این دختر فاضل را به این ملا صالح مازندرانی داد که از نظر شهرت ، شهرتی نداشت و از نظر مالی چیزی نداشت . اما یک طلبه ی متدینی بود ، طلبه ی با اخلاقی بود . و علامه مجلسی هم دختر به اخلاقش داد ، دختر به دینش داد ، آن هم نه یک دخترمعمولی . درباره ی این دختر نقل کرده اند که وقتی داماد به حجله آمد و دید باید مطالعه کند ، در مطالعه گیر کرد و نتوانست مسئله را حل کند ، آن دختر خانم مسئله را برایش حل کرد . خیال نکنید دختر معمولی بوده عالی بوده است. پس چرا علامه او را قبول کرد؟ برای این که بهانه گیر نبود. میگفت که پیغمبر ص فرموده است : « اگر کسی به خواستگاری آمد که دین و اخلاقش مورد رضایت است به او زن دهید که اگر ندهید باعث فتنه و فساد خواهد شد »

بهانه گیریها(1)

موانع ازدواج : 1- بهانه گیریها

اولین مانعی که در راه ازدواج هست و روز به روز هم رو به ازدیاد است بهانه گیریهائی است که از طرف دختر ، از طرف پسر یا پدر و مادر دختر و پسر پیش می آید . گاهی این بهانه گیریها منجر می شود که دختر سی سال داشته اما ازدواج نکرده باشد پسر چهل سال داشته اما ازدواج نکرده باشد.

وقتی به او می گویند چرا شوهر نکردی ؟ چرا زن نگرفتی ؟ می گوید همسر خوب پیدا نکردم . چیزی که باید همه ی ما به آن توجه داشته باشیم وبعد هم انشا الله درباره ی آن صحبت می کنم این است که معنی ندارد یک دختری بتواند شوهر صد در صد مورد پسند خود را پیدا کند و یا مردی بتواندهمسر صد در صد مورد پسند خود را پیدا کند.

معمولا اگر صدی پنجاه مورد پسند و توافق اخلاقی باشد کافی است .و اگر صدی هفتاد مورد پسند واقع شود این زن بسیار خوبی خواهد بود و آن شوهر بسیار خوبی خواهد بود .

این بهانه گیریها در میان مقدسین بگونه ای و در میان غیرمقدسین بگونه ای دیگر است . یکی خانه می خواهد داماد خانه ندارد . یکی زیبایی صد در صد می خواهد دختر ندارد . یکی حسب بالا می خواهد برای او پیدا نمی شود . خود او از نظر حسب و نسب پائین است اما وقتی دنبال خواستگاری می رود سلیقه اش خیلی بالاست .و اینها موجب می شود که این مرد نتواند زن بگیرد و آن زن نتواند شوهر کند .

همین که مثلا دختر عینک دارد دیگر مادر حاضر نمی شود این دختر را برای پسرش بگیرد یا پسر قدش کوتاه است دختر زیر بار او نمی رود . در حقیقت بهانه گیری است نه چیزی که عقلا بپسندند یا بتوان روی آن حساب کرد.

شاید در جلسه ی ما فراوان باشد که برای بعضی از دختران بیست خواستگار به بالا آمده اما شوهر نکرده است . و هر کدام را به یک مانع یا بهانه ی کوچکی رد کرده است . شاید الان در جلسه  ی ما پسری باشد که دو ، سه چهار سال باشد دنبال زن است اما پیدا نکرده است . دختر عمو دارد ، دختر خاله دارد  ، همسایه ها دختر دارند ، خویشان دختر دارند اما روی هر کدام نقصی گذارده و از او می گذرد و بالاخره با این بهانه گیریها دچار یک همسر بدی می شود .

پیغمبر اکرم ص بارها روی منبر می فرمود:« مردم ! وقتی دخترتان به حد ازدواج رسید او را شوهر دهید . زیرا دختری که به حد شوهر رسیده باشد نظیر میوه ای است به درخت که رسیده باشد . اگر آن میوه ی رسیده را از درخت نچینی از بین می رود و اگر دختر که به حد رشد و ازدواج رسیده است او را شوهر ندهی از بین می رود »

این مطلب راجع به پسر هم هست که پسر به حد ازدواج رسیده باشد و بتواند زن بگیرد باید زن بگیرد و گرنه نظیر میوه ی رسیده می افتد و دیگر این میوه به درد نمی خورد .

بعضی از بهانه گیرها پای منبر پیغمبر اکرم ص بلند می شدند و می گفتند یا رسول الله به چه کسی دختر بدهیم ؟ می فرمود: به کفو او ، به آن کسی که به او بخورد . بهانه گیری می کردند. می گفتند یا رسول الله کفو کیست ؟ پیغمبر چند مرتبه روی منبر تکرار می کردند : « المومن بعضهم اکفاء بعض »  « مومنان کفو و هم شأن یکدیگرند  » مومن کسی است که اخلاقش خوب است ، دینش خوب است .این کفو شماست . اگر آمد به او دختر بدهید .

یکی از مصیبتهای بزرگ جامعه ی اسلامی ما این است که پیغمبر ص روی منبر تکرار می کردند ، بارها می فرمودند:« اذا جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه ان لا تفعلوه تکن فتنه فی الارض و فساد کبیر » اگر همسری پیدا بشود که از نظر اخلاق خوب باشد ، از نظر دین خوب باشد دختر به او بدهید ، دختر به او شوهر کند . اگر ازدواج روی دین و اخلاق صورت نگیرد فتنه و فساد در جامعه اسلامی پیدا می شود . فتنه و فساد بالاتر از این وضع فعلی که در جامعه ی اسلامی پیدا شده است ؟

پیغمبر ص می فرمود:« ببین اخلاق خوب دارد یا نه ؟ دین دارد یا نه ؟ من گمان نمی کنم خانمی در جلسه باشد که دنبال خواستگاری پسرش رفته باشد و به فکر باشد که این دختر حسود است یا نه ؟ متکبر است یا نه ؟ منیت دارد یا نه ؟ دنبال چیز های دیگری است . گمان نمیکنم در همین جلسه ی مقدس کسی باشد که ببیند این پسر دین دارد یا نه ؟ اخلاق دارد یا نه ؟ و اتفاقا آن که در روایات می خوانیم و تجربه هم شده است این است که اگر فقط مال و جمال و ظاهر و بالاخره حسب و نسب مطرح باشد به غیر از بد بختی چیزی ندارد .

پیغمبر اکرم ص می فرماید : اگر دنبال مال فقط رفت ، اگر دنبال جاه فقط رفت ، اگر دنبال جمال فقط رفت غیر از حسرت و ندامت چیزی نخواهد داشت . به جمالش می نازد . به مالش می نازد . به وجاهت حست و نسبش می نازد و همین نازیدنها موجب اختلاف و بدبختی می شود .

امام صادق ع فرمود : دخترت را به کسی بده که دین داشته باشد . زیرا اگر دوستش داشته باشد آن محبت موجب خدمت به او می شود و اگر هم دوستش نداشته باشد دینش نمی گذارد به او ظلم کند . چقدر روایت امام صادق ع عالی است . من گمان نمی کنم در این جلسه مقدس کسی باشد که این بهانه گیریهای رایج را نداشته باشد با توجه به این که پیغمبر اکرم ص آنها را رد کرده است .

در زمان پیغمبر اکرم ص چند ازدواج عجیب واقع شده است تا این بهانه گیریها از بین برود . قضیه ی « جُوَیبِر » ، « زید » ، « مقداد » ، از همین قبیل است .یعنی پیغمبر اکرم ص بعضی اوقات یک دختر خانم  با تمام معنی دارای جمال ، حسب و نسب را فدای این می کردند که بتوانند قانون اخلاق و دین را در جامعه زنده کنند . برای این که بتوانند بگویند ملاک در ازدواج اخلاق است  ، دین است نه چیز دیگر . نمی گویم دنبال مسائل دیگر نباش می گویم دنبال دین و اخلاق باش .

اگر راستی یک دختری هفتاد درصد مورد پسند بود ، دیگر بهانه گیری نکن . حتی استخاره نکن زیرا استخاره جا دارد . معمولا در امر مهم باید استخاره کرد آن هم در بن بستها . یعنی وقتی که فکر انسان کار نکند ، وقتی مشورت موثر نباشد ، وقتی ابهام و تاریکی در مسئله باشد جای استخاره است. اما مسئله روشن باشد ، عقلت کشش داشته باشد می بینی پسر آمده و این پسر از نظر اخلاق و دین خوب است و می تواند زن داری کند دیگر استخاره ندارد . یا اگر دیدی دختر ، دختر متدینی است ، از طایفه ی متدینی است ، اخلاقش خوب است می تواند شوهر داری کند این دیگر استخاره ندارد .

اصلا استخاره یک معنای دیگری دارد که از همه ی شما تقاضا دارم آن استخاره که اسلام دارد بکنید . و آن این است که اگر کاری می خواهی انجام دهی دو رکعت نماز بخوان و بعد از نماز صد مرتبه بگو خدایا این کار را مبارک فرما. بگو استخیر الله برحمته . بعد وارد عمل شود . این عمل ان شا الله مبارک می شود . اصلا استخاره در اسلام این است . آن استخاره هایی که روایت صحیح و مستند دارد آن استخاره که صاحب جواهر رضوان الله علیه در کتاب جواهر بر آن پا فشاری دارد این است که در کارتان از خدا طلب خیر کنید .

بله اگر انسان ابهام و تاریکی در کار داشته باشد ، فکرش کشش نداشته باشد ، مشورتش به جائی نرسد ، در آن وقت می تواند با خدا مشورت کند و اگر با خدا مشورت کردید حتما عمل کنید . اگر استخاره بد آمد حتما ترک کنید و استخاره روی استخاره غلط است . این کارهای عوامانه ای که ما داریم غلط است .