قانون خلقت ، این تفاوتها را بوجود آورده تا پیوند خانوادگی زن و مرد را محکمتر کند و شالوده وحدت آنها را بهتر بریزد . به این منظور تفاوت زن و مرد خلق شد تا حقوق و وظایف خانوادگی بین زن و مرد تقسیم شود . قانون خلقت این تفاوتها را به منظوری شبیه منظور اختلافات میان اعضای یک بدن ایجاد کرده است . اگر هر یک از اعضای بدن در وضع مخصوصی قرار دارند نه از آن جهت است که نظر تبعیض به آنها داشته است . دستگاه عظیم خلقت برای اینکه به هدف خود برسد و نوع را حفظ کند جهاز عظیم تولید نسل را بوجود آورده است دائما از کارخانه خود ، هم جنس نر و هم جنس ماده بوجود می آورد و در آنجایی که بقا و دوام نسل احتیاج به همکاری و تعاون دو جنس دارد ، مخصوصا در نوع انسان ، طرح وحدت آنها را ریخته است . کاری کرده است که خود خواهی و منفعت طلبی که لازمه هر ذی حیاتی است تبدیل به خدمت و تعاون و ایثار گردد .
آنها را طالب همزیستی با هم قرار داده و برای عملی شدن این طرح و پیوند بهتر جسم و جان آنها ، تفاوتها عجیب جسمی و روحی در میان آنها قرار داده است که عامل جذب آنها به یک دیگر است . اگر زن جسم و جان و خلق و خوی مردانه داشت محال بود که بتواند مرد را به خدمت خود وا دارد و او را شیفته وصال خود نماید . بعضی فکر می کنند عامل این پیوند شهوت است و میان شهوت و رأفت فرق نمی گذارند . در حالیکه نمی دانند علایق زن و شوهر ناشی از خود خواهی نیست بلکه از علاقه مستقیم به غیر ، ناشی می شود .
پیوند زن و شوهر پیوندی بالاتر از شهوت است و آن چیزی است که قرآن از آن به نامهای « مودت و رحمت » یاد کرده است . ( روم آیه 21 )
نکته قابل توجه اینکه صرف نظر از اینکه تفاوتهای زن و مرد سبب تفاوتهایی در حقوق آنها میشود یا نمیشود اساسا این مسأله از عجیب ترین شاهکارهای خلقت است ، درس توحید و خدا شناسی است نشانه ای از نظام حکیمانه و مدبرانه جهان است .
انواع تفاوتهای زن و مرد
1- ازلحاظ جسمی
مرد درشت اندام تر و زن کوچک اندام تر است . مرد بلند قد تر و خشن تر است . صدای مرد کلفت تر است . رشد بدنی زن سریعتر است . رشد عضلانی مرد و نیروی بدنی او بیشتر است . مقاومت زن در مقابل بسیاری از بیماریها بیشتر است .
زن زودتر به مرحله بلوغ می رسد و زودتر ازمرد از نظر تولید مثل از کار می افتد . دختر زودتر از پسر به سخن می آید . مغز متوسط مرد از مغز متوسط زن بزرگتر است ولی با در نظر گرفتن نسبت مغز به مجموع بدن ، مغز زن از مغز مرد بزرگتر است . ریه مرد قادر به تنفس هوای بیشتر است . ضربان قلب زن سریعتر می زند .
2- از لحاظ روانی
میل مرد به ورزش و کارهای پر حرکت و جنبش بیشتر است . احساسات مرد مبارزانه و جنگی و احساسات زن صلح جویانه و بزمی است .
مرد متجاوزتر و غوغاگر تر و زن آرامتر و ساکت تر است . زن از توسل به خشونت پرهیز می کند به همین دلیل خود کشی زنان از مردان کمتر است . احساسات زن از مرد جوشانتر است . زن طبعا به زینت و زیور و جمال و آرایش ومدهای مختلف علاقه زیادی دارد به خلاف مرد .
احساسات زن بی ثبات تر از مرد است . زن از مرد محتاط تر ، مذهبی تر ، پرحرف تر ترسو تر و تشریفاتی تر است . احساسات زن ، مادرانه است که از دوران کودکی در او نمودار است . علاقه زن به خانواده و توجه ناآگاهانه او به اهمیت کانون خانوادگی بیشتر از مرد است . زن در علوم استدلالی و مسائل خشک عقلانی به پای مرد نمی رسد ولی در مسائلی که با ذوق و احساسات مربوط است دست کمی از مرد ندارد. مرد بیشتر از زن قدرت کتمان راز دارد. زن از مرد رقیق القلب تر است و فورا به گریه و احیانا به غش متوسل می شود .
سخن پروفسور ریک:
مردها وقتی پیر می شوند احساس بد بختی می کنند چو ن تکیه گاه خود یعنی کارشان را از دست می دهند . زنهای مسن احساس رضایت می کنند چون بهترین چیزها را از نظر خود ، دارا هستند . یعنی یک خانه و چندین نوه . خوشبختی از نظر مردها به دست آوردن مقام و شخصیت قابل احترام در بین اجتماع است . خوشبختی زن بدست آوردن قلب یک مرد و نگهداری او برای تمام عمر است .
سخن خانم کلیودالسون روانشناس:
او نتیجه مطالعات خود را اینطور بیان می کند : « به این نتیجه رسیده ام :
1- تمام زنها علاقه مندند که تحت نظر شخص دیگری کار کنند و بطور خلاصه از مرئوس بودن و تحت نظر رئیس کار کردن بیشتر خوششان می آید
2- تمام زنها می خواهند احساس کنند که وجودشان مؤثر است و مورد نیاز است »
این خانم می گوید :« نقطه ضعف خانمها فقط احساسات شدید آنهاست . مردان همیشه عملی تر فکر می کنند بهتر قضاوت می کنند ، سازمان دهنده بهتری هستند و بهترهدایت می کنند . کارهایی که به تفکر مداوم احتیاج دارد زن را کسل و خسته می کند . »
سخن ویل دورانت :
طبیعت زن بیشتر پناه جویی است نه جنگجویی . زن از مرد شکیبا تر است . گرچه شجاعت مرد در کارهای خطیر و بحرانی زندگی بیشتر است اما تحمل دائمی و روزانه زن درمقابل ناراحتیهای جزیی بی شمار بیشتر است .
زن از مرد توانا خوشش می آید . خوشی و لذت از قدرت و مردانگی گاهی بر احساسات اقتصادی زن غالب می آید چنانکه گاهی ترجیح می دهد با دیوانه شجاعی ازدواج کند .
زن به مردی که فرماندهی بلد است با خوشحالی تسلیم می شود . اگر این روزها فرمانبرداری زن کمتر شده برای آن است که مردان در قدرت و اخلاق ضعیف تر از پیش شده اند .
اگر زن به عشق آزاد روی می آورد نه برای آن است که در آن آزادی میجوید بلکه برای آن است که در زندگی خود از ازدواج معمولی با یک مرد مسئول مأیوس شده است و عشق زن محدود به خانه و کودک و شوهر است . زن در عشق بازی از مرد ماهر تر است زیرا میل او چندان شدید نیست که دیده عقل او را ببندد . زنان بیشتر بدنبال تحسینهای مطلق و مبهم مردانند و می خواهند مردان به خواست آنها توجه کنند و این ازمیل آنها به لذات جنسی بیشتراست .
3- از لحاظ احساسات نسبت به یکدیگر
مرد ، بنده شهوت خویش است و زن دربند محبت مرد است . احساسات مرد طالبانه و احساسات زن مطلوبانه است . مرد زنی را دوست می دارد که او را پسندیده و انتخاب کرده باشد و زن مردی را دوست می دارد که ارزش او را درک کرده و دوستی خود را قبلا اعلام کرده باشد .
مرد می خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختیار بگیرد و زن می خواهد دل مرد را مسخر کند و از راه دل او بر او مسلط شود . مرد می خواهد از بالای سر زن بر او مسلط شود و زن می خواهد از درون قلب مرد بر مرد نفوذ کند . مرد میخواهد زن را بگیرد و زن می خواهد او را بگیرند .
زن از مرد شجاعت می خواهد و مرد از زن زیبایی و دلبری . زن حمایت مرد را گرانبهاترین چیزها برای خود می شمارد زن بیش از مرد قادر است بر شهوت مسلط شود . شهوت مرد ابتدایی و تهاجمی است و شهوت زن انفعالی و تحریکی
سخن پروفسور ریک:
برای مرد خسته کننده است که دائم نزد زنی که دوستش دارد بسر برد اما هیچ لذتی برای زن بالاتر از این نیست که همیشه در کنار مرد مورد علاقه اش بسر برد .
مرد دلش میخواهد هر روز به همان حالت همیشگی باقی بماند ولی زن همیشه می خواهد هرصبح با قیافه تازه تری از بستر برخیزد . بهترین جمله ای که مرد میتواند به زن بگوید اصطلاح « عزیزم تو را دوست می دارم » است و زیباترین جمله ای که زن به مرد مورد علاقه اش می گوید جمله « من به تو افتخار می کنم » می باشد .