علل فراموشی از دیدگاه روان شناسی ( سوء تغذیه و رژیم های سخت غذایی و زندگی و کار یکنواخت)
گرچه ارتباط نسبت هوش با تغذیه هنوز روشن نشده است ، ولی مواردی از مختل شدن فکر و اعصاب در اثر بدی تغذیه دیده شده است . در این واقعیت نباید تردید داشت که بیشتر بیماریهای جسمی و روانی از عدم تعادل در تغذیه سرچشمه می گیرد .
همچنین باید دانست که بسیاری از عقب ماندگی های فکری و ... به عدم تعادل در برنامه ی غذائی باز بسته است و برخوردار نبودن از مواد غذایی مورد نیاز بدن است که این عیوب را موجب می شود . فراموشکاری و عدم احساس مسئولیت یکی از علائم بدی و کمی تغذیه می باشد . غذاهایی که فاقد ویتامین ب12 است موجد فراموشی است.
آزمایشی در این زمینه
روانشناسان به ما می آموزند که حواس پرتی و فراموشی ها و ضعف حافظه می توانند ناشی از عرضه کمبود مواد غذایی باشند . در یکی از بیمارستانهای استان فیلادلفیا در ایالات متحده امریکا دسته ای از محققان بیماران سالخورده بیمارستان را غذای معمولی بیمارستان دادند و بعد درباره ی حافظه و صراحت و سرعت فکر و هوشیاری آنها بطور کلی یک سری تست برداشتند و سپس به همین بیماران ویتامین های ب خوراندند و بعد از مدتی تست های دیگری برداشتند و با تست های اولی یعنی قبل از مصرف ویتامین ب مقایسه کردند . در هوش فطری بیماران هیچ گونه تغییری دیده نشد ولی بعد از مصرف ویتامین های ب بهبود کاملی در حافظه و صراحت فکر آنها مشاهده گردید . این بهبود حافظه و قدرت فکری وقتی بهبود بیشتری یافت که در غذای این بیماران تمام ویتامین های ب را وارد کردند .
5- زندگی و کار یکنواخت
شخصی که کار یکنواخت و تکراری انجام می دهد که احتیاجی به نیروی فکری و هوش ندارد کم کم قوه فکر و هوش او از کار می افتد . ولی اگر این شخص در خارج از محیط کار خود، از فکر و هوش خویش استفاده نماید ، مثلا مطالعه کند ، هنری بیاموزد و سرگرمی های آموزنده داشته باشد ، قوای فکری او پرورش می یابد.
با سلام به دوستان خوبمان و هر کسی که از خانه ی آرامش ما دیدن میکند .