اغلب از دید پدران و مادران ، فرزندانی شایسته تلقی می شوند که مطیع محض والدین خود باشند و پدر یا مادر در همه ی امور برای آنها تعیین تکلیف کنند و آنها نیز بی آنکه کوچکترین مخالفت یا رأی و نظری داشته باشند ، تنها اطاعت کنند . رابطه ی چنین فرزندانی با والدین خود به رابطه ی جوجه های کبوتر با مادرشان شبیه است . جوجه ها دهان خود را می گشایند و هر چه مادر در دهان آنها بگذارد می خورند و گرنه از گرسنگی می میرند .

باید به این اصل مهم توجه داشت که موهبت آزادی و اختیار در انسان زمینه ی درونی برای رشد همه ی استعداد هاست . اگر این ویژگی از انسان گرفته شود امکان شکوفایی استعدادهای دیگر نیز از بین می رود و انسان به کمالی که شایسته ی اوست ، نمی رسد ؛ از این رو :

تربیتی که آزادی را بکلی در افراد نادیده بگیرد و انتخاب و اندیشه را از آنها سلب کند ، انجامی جز رکود یا عصیان ندارد .

لازم است بسیاری از ما طرز تلقی و بینش خود را نسبت به مسأله ی تربیت فرزند تغییر دهیم و از آنها اطاعت محض نطلبیم . اطاعت محض در صورتی که عملی شود ، از فرزندان ما انسانهایی خواهد ساخت که به رشد و بلوغ فکری و روحی نرسیده اند . علاوه بر این ، چنین برداشتی از موضوع ، موجب پیدایش توقعات و انتظاراتی در ما می شود که چون معمولا برآورده نمی شوند ، روابط ما را با فرزندانمان تیره می کنند .

پدران و مادران آگاه وروشن بین ، از همان دوران کودکی فرصتهایی را برای فرزندان خود فراهم می کنند تا آنها اندیشیدن ، انتخاب کردن و تصمیم گرفتن را تجربه کنند . در این میان اگر فرزندان اشتباهاتی داشته باشند ، این اشتباهات را برای رشد طبیعی آنها لازم می شمرند و خود به عنوان راهنما در کنارشان قرار می گیرند .

این مطلب به این معنا نیست که فرزندان در انجام آنچه می خواهد آزاد باشند . بی گمان چنین برخوردی با موضوع نادرست است .

آزادی فرزندان باید با تدبیر والدین آگاه هدایت شود تا به انحراف کشیده نشود . در مقابل ، سرکوب آزادی فرزندان نیز خطای تربیتی بزرگی است .

فرزندان ما باید در آینده افرادی رشید ، آزاده و توانا باشند . اگر ما از آنها تسلیم محض طلب کنیم ، موجوداتی طفیلی ، بی شخصیت و ناتوان بار خواهند آمد که نه از خود استقلال فکری دارند و نه بتنهایی قادر به اداره ی امور خود هستند .

بنابراین لازم است والدین و مربیان ظرفیت تحمل برخی سرباززدنها را در نوجوانان داشته باشند و با کوچکترین مخالفت از جانب آنها ، برآشفته نشوند و با همراهی و مدارا با آنها ، روش برخورد منطقی با مسائل و چگونگی استفاده از آزادیهای مشروع خود را به آنها بیاموزند و در هر حال توجه داشته باشند که :

یکی از اهداف مهم تربیت ، پرورش روحیه ی آزادگی در فرزندان است.