جوان پند پذیر نیست

یکی از مسائلی که به دنبال ظهور انگیزه ی کسب استقلال در نوجوان به وجود می آید این است که نوجوان از پند و نصیحت ، امر و نهی کردن و تحکم نمودن گریزان است .

علت این پدیده از یک طرف عقده ی حقارتی است که نوجوان به طور طبیعی از دورا ن کودکی دارد ( به علت احساس ضعف طبیعی نسبت به بزرگترها ) و از طرف دیگر بیدار شدن همان حس استقلال طلبی است. او می خواهد خود را همردیف بزرگتر ها بشناساند و بر چسب کودک و وابسته بودن را از پیشانی خود برکَنَد . با نوجوانی با چنین روحیات ، پیوسته از در پند و اندرز وارد شدن و امر و نهی کردن و باید و نباید گفتن ، کاری عاقلانه نیست.

او گمان می کند که انگیزه ی پند و اندرز دادن در بزرگترها این است که آنها خود را کامل و دارای قدرت درک و تشخیص و او را موجودی ناتوان و فاقد قدرت تشخیص می دانند و به همین علت پیوسته به او امر و نهی می کنند یا قیافه ی ناصح و اندرز گو به خود می گیرند .

از آن جا که این برخورد درست در نقطه ی مقابل حساسیت روانی اوست ، پیوسته از در اندرز و نصیحت وارد شدن نه تنها کارساز نیست که آسیبهای تربیتی نیز به دنبال دارد.


در انتقاد زیاده روی نکنیم

در این جا باید به این نکته ی مهم توجه کنیم که تذکرات زیاد و پی در پی از نظر تربیتی شیوه ی درستی نیست و به پیدایش لجاجت و مقاومت منفی در کودک و نوجوان منتهی می شود . لجوج بار آمدن برخی کودکان و نوجوانان اغلب در نتیجه ی مراعات نکردن این اصل است .

در تربیت لازم است نصیحت و انتقاد را به حداقل رسانید و از خطاهای جزیی و کم اهمیت فرد تربیت شونده صرف نظر کرد و هر ایراد جزیی را بویژه در نوجوانان ، بلافاصله مورد انتقاد و اعتراض قرار نداد ؛ بلکه با بلند نظری و بزرگواری از کنار آن گذشت تا بتوان موارد مهمتر را با قاطعیت جلوگیری کرد . از این روش در تعلیم و تربیت اسلامی به « تغافل » تعبیر می شود.

تغافل یعنی این که خطاهای کسی را نادیده بگیریم و دانسته چنین وانمود کنیم که این اشتباهات را ندیده ایم . با به کارگیری این روش احساسات نوجوان با تذکرهای پی در پی ما جریحه دار نمی شود و او از دست ما به ستوه نمی آید و درنتیجه لجاجت و ستیزه جویی در او زمینه ی رشد نمی یابد .

تغافل سبب می شود که پرده ی حجب و حیای فطری در نوجوان درید ه نشده فرصت جبران و ترمیم از او گرفته نشود . تغافل نوعی برخورد بزرگوارانه و کریمانه است . امام علی ع آن را از برترین کمالات انسانها ی بزرگوار می شمارد و می فرماید:« از برترین اخلاق انسان بزرگوار ، تغافل او از دانسته های خویش است »

نباید فراموش کرد که تغافل نیز حدی دارد . اگر نوجوان خطاها را تکرار کند ، باید به گونه ای از کار او جلوگیری کرد . ( در بحثهای آینده درباره ی مراحل گوناگون آن سخن خواهیم گفت )

در روایتی دیگر از امام علی ع آمده است :« زیاده روی در سرزنش کردن ، شعله های لجاجت را دامن می زند .»

از این روایت بر می آید که : زیاده روی در تذکر ، سرزنش و انتقاد ، به لجاجت ، گستاخی و ستیزه جویی منتهی می شود .

بنابراین روشی که طی آن نوجوان پیوسته از چپ و راست با سیل انتقاد ، سرزنش و نصیحت روبرو می شود ، روشی بسیار زیانبار است . لازم است پدر یا مادر خطاهای جزیی را در ذهن خود جمع آوری کند و بموقع و در شرایط مساعد تذکر لازم را به نوجوان بدهد. در برابر هر خطا به تذکر و سرزنش پرداختن ارزش سخن والدین را نیز از بین می برد و سبب می شود نوجوان به این گونه سرزنشها و انتقادها خو بگیرد و دیگر از آنها متاثر نشود .

در این جا باید به یک روش نادرست دیگر اشاره کنیم و آن ، روش پدران و مادرانی است که در برابر تخلفات فرزندان خود بیش از حد بی تفاوت ، بی اعتنا و خونسرد هستند . در بعضی خانواده ها میبینیم که فرزندان با داشتن آزادی بی فید و شرط به خطاهایی دست می زنند و والدین در برابر این خطاها سکوت و خونسردی بیش از حد نشان می دهند . چنین روشی اغلب به انحطاط فرزندان منتهی می شود و از آنان افرادی لاقید ، خیره سر ، لوس ، غیر منضبط و سرکش بار می آورد .