پرسش 12- دختری 26 ساله و دانشجوی سال دوم رشته ی زبان انگلیسی هستم . چندی قبل در کلاس کامپیوتر با نگاه های استادمان روبرو شده ، به او علاقه مند شدم . من قبل از این حتی با پسر عمو و پسرخاله هایم هم جز سلام کردن، صحبتی نمی کردم و آدمی خجالتی بودم ؛ اما در ارتباط و صحبت کردن با این استاد و نگاه های مستقیم او اصلا خجالت نمی کشیدم و فکر می کردم که همسر مورد علاقه ام را پیدا کرده ام . با پایان کلاس کامپیوتر من همواره به فکر او بودم و به همین دلیل در درس های دانشکده نا موفق بودم . اکنون مضطرب و پریشان خاطر هستم . یک جزوه از درس های استاد نزد من است و جرآت نگاه به آن را ندارم . با اینکه فردی معتقد ، مذهبی و مقید به ظواهر شرع و عبادات بودم ، اکنون سرخورده شده ام و احساس یأس ، نومیدی و شکست دارم . بارها از خدا خواسته ام که فکر او از سرم بیرون برود ، اما دعایم مستجاب نشد . اکنون عبادات را فقط به خاطر رفع تکلیف انجام می دهم . از شما تقاضای راهنمایی دارم . زیرا وضعیتی بسیار بحرانی دارم .

در پاسخ این مشکل نکاتی چند بیان می شود :

یکم : دوره ی جوانی از حساسیت زیادی برخوردار است . عواطف و احساسات جوان در این دوره ، بروز و ظهور بیشتری دارد و در تعامل با دیگران ، در پی تأمین برخی نیازهای عاطفی است . وجود این نیاز و گرایش به سوی تأمین آن ، امری طبیعی است . ولی آنچه مهم است ، چگونگی پاسخ به آن است.

اینجا است که باید چنین گرایشی به کنترل اندیشه و عقل در آید . گمان نشود اگر چنین گرایشی در فرد ایجاد شود ، از گردونه ی انسانیت و ایمان خارج می شود . بلکه آن روش و چگونگی برخورد با آن است که افراد را از یکدیگر متمایز می سازد . پس نگران چنین حالتی - که برخاسته از احساس نیاز است - نباشید و مطمئن باشید به تدریج حل خواهد شد.

دوم : متعهد ، مذهبی و پایبند به واجبات بودن ، یک امتیاز و ارزش واقعی است و همان طور که در گذشته و تاکنون همین باورهای دینی و مذهبی  ، شما را از هر گونه انحراف فکری و اخلاقی حفظ کرده است ، مطمئن باشید پایبندی به اصول اخلاقی و تقویت روح امید و توکل بر خداوند متعال ، بهتر و سریع تر شما را از این مشکل بیرون برده و امکان دسترسی به ساحل نجات و رهایی از آن را بیشتر فراهم خواهد ساخت .

بنابراین توصیه می شود توکل بر خداوند را در رأس امور قرار دهید و توسل به ائمه اطهار ع و بهره گرفتن از روح بلند آنان را هر گز فراموش نکنید ، همچون گذشته ، به شما کمک خواهند کرد و در انجام واجبات و تکالیف شرعی ( خواندن نماز ، گرفتن روزه و حفظ عفاف ، حجاب و ... ) همچون گذشته محکم و استوار باشید که نجات در همین است .

سوم : اگر اندکی به اطراف خود نگاه کنید ، روشن می شود که برای هر خوبی ، خوب تری یافت می شود و برای هر کمالی ، کمالی بالاتر قابل تصور است .

این قاعده هم در امور مادی و طبیعی جاری است و هم در امور معنوی . بنابراین دل بستن به یک امر مادی یا معنوی در نگاه اول ، به عنوان کمال مطلق ، صحیح و عاقلانه نیست . زیرا بالاتر و بهتر و ارزشمند تر از آن یافت خواهد شد و بهتر است به کمال و ارزشی دل ببندیم که بالاتر از آن یافت نشود.

چهارم : گاهی انسان گمان می کند خیر و صلاحش در امری است ، حال آنکه چنین نیست . و برعکس گاهی انسان از چیزی متنفر می شود و بدش می آید ، حال آنکه خیر و صلاحش در همان است .

قرآن در سوره ی بقره آیه ی  216 این را می فرماید . انسان به خاطر اینکه به تمام ابعاد وجودی و آینده ی خود آگاهی ندارد ، نمی تواند به تشخیص صحیح و کاملی از وضعیت موجود و آینده برسد و خداوند عالم ، قادر و آشنا به مصلحت بنده اش ، مانع از رسیدن به محبوب او می شود . زیرا برای او پسندیده و مفید نیست . پس اگر تا کنون نتوانسته اید به مطلوب خود دست یابید ، چه بسا به صلاح شما نبوده است .

نمونه ها و نظایر این امر را در زندگی بسیار از افراد، می توان مشاهده کرد که ازدواج آنان موفقیت آمیز نبوده ، بلکه مشکل تنهایی آنان ، به ده مشکل تبدیل شده است.

پنجم : با توجه به نکات یاد شده ، راه کارهای زیر را ارائه می کنیم تا با عمل جدی به آنها ، از چنین وضعیت روحی بیرون آیید :

1- درباره ی فرد مورد نظر خود فکر نکنید و هر گاه ذهنتان به وی مشغول شد ، با مطرح کردن موضوع یا مسئله ی دیگری ، از فکر کردن درباره ی وی دور شوید و آنچه را موجب می شود به یاد او بیفتید ( مثل جزوه ای که نزد شما است ) ، از بین ببرید و یا به یکی دیگر از دوستان بدهید . به طور یکه در اتاق و خانه ی شما نباشد.

2- هر گاه احساس کردید ناخود آگاه مشغو ل فکر کردن در باره ی وی شده اید ، بلافاصله با کوبیدن مشت خود روی زمین و گفتن « بس است » از این حالات روانی بیرون بروید و مشغول کاری عملی شوید تا از فکر کردن در این باره رهایی یابید .

3- با خود حدیث نفس کنید و بگویید : عشق و علاقه ای خوب و ارزشمند است که دو طرفه باشد . اکنون وی هیچ توجهی به من ندارد . پس احساس علاقه من به وی  ، نه تنها راه گشا نیست ، بلکه تخریب کننده نیز هست و با اشتغال تمام ذهنم ، مانع از هر گونه تصمیم گیری صحیح و حتی کار و تلاش شده است . در واقع نگاه ها و رفتارهای قبلی وی ، ناشی از سود جویی و سوء استفاده های جنسی بوده و هرگز به فکر من و تأمین آینده ی موفقیت آمیز من نبوده است !

به عبارت دیگر هرگز دلش برای من نسوخته و علاقه اش کاملا جنبه ی شهوانی داشته است ! این نگاه ها جهت ارضای خود خواهانه ی نیازهای جنسی اش بوده است ، و گر نه عشق پاک و خالی از آلودگی ، این چنین گذرا و متغیر نیست . آن گونه که در وجود وی کاملا ظهور و نمود داشته و اکنون نیزاز وی خبری نیست و به دنبال اهداف شخصی اش است . بنابراین او نمی تواند همسر وفاداری برای من و تأمین کننده ی سعادت و خوشبختی من باشد .

4- با برجسته کردن دیگر نکات منفی  و نقاط ضعف رفتاری ، شخصیتی و اخلاقی - که احتمالا در فرد موردنظر است - از تمایل و علاقه ی  کاذب خود به وی بکاهید . اگر خواستید درباره ی وی بیندیشید  ، درباره ی نقاط ضعف وی فکر کنید.

5- هر گاه ذهنتان به وی مشغول شد ، به خود تلقین کنید : « او صلاحیت همسری با من را ندارد » ، « او تناسبی با من ندارد » و « از او بدم می آید » یا با خود بگویید : « انسان هر  کس را دید نباید از او خوشش بیاید » ، « نباید هر کس بتواند دل من را تسخیر کند » و « من آدم ضعیفی نیستم » . تأکید می شود این جملات را به زبان جاری و برای خود زمزمه کنید .

6- نکات منفی و نقاط ضعف رفتاری و شخصیتی فرد مورد نظر را در ذهنتان برجسته کنید

7- هرگز بیکار نباشید و برای اوقات شبانه روز خود ، برنامه ای تدوین نمایید . برای اوقات فراغت خود فعالیتی را در نظر بگیرید ( برنامه های ورزشی ، هنری و ... ) و از آنجا که چنین افکاری معمولا در تنهایی به سراغتان می آید ، برای مدت زیادی ، به تنهایی در جایی قرار نگیرید و مطالعات خودتان را در حد ممکن ، در سالن مطالعه ی کتابخانه و در جمع دیگران انجام دهید .

8- ارتباطات اجتماعی و رفت و آمد و معاشرت با دوستان ، اقوام و ... را بیشتر کنید

9- در فعالیت های دسته جمعی ، حضور فعال تر و بیشتری داشته باشید .

10- توجه به این نکته بسیار ضروری است که اگر چنین حالات روانی ( احساس سرخوردگی ، یأس ، نومیدی و شکست ) برایتان حاصل شده ، محصول کارهای گام به گام خودتان بوده و کسی شما را به این وادی - بدون اختیار شما - نکشانده است . مطمئنا خداوند نیز هرگز جلوی آزادی عمل انسان ها را نگرفته و نمی گیرد . چرا که مخالف اصل آزادی انسان است .

بنابراین ، به تدریج و گام به گام ، می توان از چنین وضعیت روحی و فضای روانی حاکم بر ذهنتان خارج شد و گمان نشود که تمام مشکلات یک شبه حل میشود . از طرف دیگر ، انتظار معجزه هم نداشته باشید . با مقاومت و پایداری و حفظ تعادل خود ، مطمئن باشید از چنین وضعیتی بیرون خواهید آمد

11- یکی از بهترین راه های خروج از این وضعیت ، آن است که هر چه سریع تر ازدواج کنید . اگر خواستگار مناسبی برایتان آمد ، سخت گیری زیادی نکنید ، همین که از تناسب کافی برخوردار بود و شرایط و صلاحیت اخلاقی ، دینی و خانوادگی لازم را داشت ، پاسخ مثبت دهید . مطمئن باشید با ازدواج ، تمام آن افکار از ذهنتان خارج خواهد شد .